خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب نان و شراب

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار نان و شراب

اینیاتسیو سیلونه/امیرکبیر/3 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب نان و شراب رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

hayona^^

@hayonpark · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«« زمونه داره سخت و سخت‌تر می‌شه و اگه افرادی بتونن جون سالم به در ببرند، فقط به همون دلیلی‌یه که شما گفتید : اونها به رنج کشیدن عادت دارن.»»

صفحه ۱۵۷ · 10

Narges

@unarges · ۹ مرداد ۱۴۰۵

«دختر گفت: فرض كن اين آدم رو بگیرن وبكشن. کشیش گفت: كشتن مردى كه میگه "نه”كار خطرناكيه. بعد ازمرگ جسد اون فرد باسرسختى وكله شقى بازهم ادامه مى ده: نه، نه، نه. چطور میشه يه جسد رو خفه كرد؟ هیچ وقت چیزی درباره جاكوموماتئوتى شنيدى؟ بيانكينا گفت: ((يادم نمى آد. كيه؟)) -جسدى كه هیچ كسى به زور نمى تونه بهش بگه خفه شو.»

Narges

@unarges · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

«ازادى چیزی نيست كه آدم به عنوان هديه دريافت كنه. مى شه توى يه ديكتاتورى زندگی كرد وآزاد بود، دريه صورت: اينكه با ديكتاتورى مبارزه كرد. آدمى كه باذهن خودش فكرمى كنه ونمى ذاره ذهنش فاسد بشه، آزاده. آدمى كه براى چیزی مبارزه مى كنه كه فكرمى كنه درسته، آزاده. مى شه در دمكراتيك ترين كشور روى كره زمين زندگی كرد، ولى اگه تنبل، كند ذهن ونوكر صفت باشى، ديگه آزاد نيستى. حتى اگه اصلاح بى رحمانه اى توى خودت ايجاد نكنى، بازبرده اى. نمى شه آزادى رواز كسى التماس كرد. بايد اون روبه چنگ بيارى. هركس به اندازه توانى كه داره.»