«خاما نباید نوشته می شد. یک بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی ، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن در نیامد.لال شد.»

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار خاما
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب خاما رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«آدمی باید انگار گاهی از مسیری که میرود، ایست کند و برگردد و یک مسیر بزند به راهی که آمده تا به خاطرش بیاید چند وقت گذشته است و زمان از هر دری وارد میشود که تو نفهمی کجا بوده ای و خامایت که بوده و فقط میخواهد تو را ببلعد؛ گویی زمان است که عاشقِ آدمی است و دوست ندارد جز خودش،تو را کسی با خود ببرد.»
صفحه ۳۹۹ · ششم
«و کاش هیچ زنی هیچ مردی را نخواهد.»
صفحه ۳۷۷ · پنجم
«خاما از کمی دورتر می خندید و سر تکان می داد و من فکر می کردم راست می گوید. آدمی وقتی کنارِ کسی که دوستش دارد،باشد هیچ وقت آنقدر دوست اش ندارد که ازش دور باشد یا بشود.»
صفحه ۱۷۳ · سوم
«آدمی وقتی از همه چیز دور می شود، مغزش بیشتر و بهتر حرکت می کند و تازه می فهمد قلبش نمی فهمیده است.»
صفحه ۲۰ · اول
