خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های Atrin

۲ جمله ثبت‌شده

A

@atrin · ۴ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «بار دیگر شهری که دوست می داشتم»

«مرا در محبس بازوانت نگهدار
و به اسارت زنجیرهای انگشتانت درآور
که اسارت در میان بازوان تو چه شیرین است.
سپر باش میان من و دنیا
که دنیا در تو تجلی خواهد کرد .»

A

@atrin · ۴ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «بار دیگر شهری که دوست می داشتم»

«شهرها را نبود ما غریب نمیکند. شهر‌ها در فقدان انسان، امتداد می‌یابد. از تمام خنده ها، آن را بستای که جانشین گریستن شده است. واژه‌ها در من ماندند و در من مذاب شدند و در آن سرمای زندگی سوز، واژه‌ها در وجود من بستند هلیا»