«این حرف آویزهٔ گوشت باشد، دخترم. مثل عقربهٔ قطبنما که همیشه رو به شمال است، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا میکند. همیشه یادت باشد، مریم.»
صفحه ۱۵
۲ جمله ثبتشده
«این حرف آویزهٔ گوشت باشد، دخترم. مثل عقربهٔ قطبنما که همیشه رو به شمال است، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا میکند. همیشه یادت باشد، مریم.»
صفحه ۱۵
«گاهی احساس میکردم دنيا براساس عقل و منطق مردانه میگردد که مردها شوهر زنها بشوند و صورتشان را چروکیده کنند، اگر توانستند بچه به دامنشان بیندازند و اگر نتوانستند اشکشان را در بیاورند. زن موجودی است معلول و بی اراده که همهء جرئت و شهامتش را میکشند تا بتوانند برتریشان را به اثبات برسانند. مسابقهء مهمی بود و مرد باید برنده میشد.»
صفحه ۶۳