خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های Imzein

۷ جمله ثبت‌شده

Imzein

@imzein · ۹ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «اشوزدنگهه 1»

«هر لحظه یک مرگ و یک میلاد را در خویشتن خویش نهفته دارد و شاید مرگ‌ها و زایش‌ها... من زاده‌ی یکی از همین لحظات هستم و میرنده‌ی یکی دیگر.»

صفحه ۱۲۷

Imzein

@imzein · ۸ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «برج بابل: آرایش دشمن»

«من به دشمن اعتقاد دارم چرا که هر روز و هر شب اورا سر راهم میبینم.دشمن همان است که هر چیز ارزشمندی را درون‌تان نابود میکند.همان که کاستی‌های درون هر واقعیتی را نشان‌تان میدهد.همان که پستی‌های شما و رذالت‌های دوستان‌تان را پیش چشم‌تان آشکار میکند‌.همان که حتی در یک روز خوب دلیل محکمی برای شکنجه‌ی شما پیدا میکند.همان که شمارا از خودتان بیزار میکند.»

صفحه ۳۲

Imzein

@imzein · ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «باباگوریو»

«بیانشون گفت: - هنوز زنده است. سیلوی پرسید: -به چه دردش میخورد؟ راستینیاک گفت: -برای اینکه باز رنج بکشد.»

صفحه ۳۲۰