«وقتی مردم زندگی کردن را فراموش میکنند، این زندگی است که برایشان تصمیم میگیرد.»
صفحه ۱۲۲
۳۶ جمله ثبتشده
«وقتی مردم زندگی کردن را فراموش میکنند، این زندگی است که برایشان تصمیم میگیرد.»
صفحه ۱۲۲
«زندگی مثل یک بازی شطرنج است که در آن سرباز میتواند تبدیل به شاه شود، ولی هر کسی راه آن را بلد نیست. بعضی از افراد همه عمر سرباز میمانند، چون راه و رسم بازی را یاد نمیگیرند.»
صفحه ۱۲۳
«از داستان زندگی دیگران لذت ببر، ولی فراموش نکن که خودت هم زندگی کنی.»
صفحه ۱۰۷
«گاهی بهترین کار این است که اجازه دهید مردم فکر کنند شما پیرو آنان هستید تا زمانی که مطمئن شوید بدون آنها هم از پس خودتان برمیآید.»
صفحه ۹۷
«خجالتی بودن و رفتار غیردوستانه داشتن دو چیز متفاوتند؛ ولی متاسفانه عده زیادی از مردم فرقش را نمیفهمند.»
صفحه ۸۶
«دنیا کمتر ترسناک بنظر میرسد وقتی کسی کنارتان باشد و لازم نباشد به تنهایی با دنیا روبهرو شوید.»
صفحه ۸۱
«عادت کردهام که در مورد هر چیزی که به نفعم است احساس گناه کنم و احساس گناه هم یکی از آن احساساتی است که دکمه خاموش ندارد.»
صفحه ۶۴
«کاش مردم بیشتر شبیه کتابها بودند. اگر تا اواسط داستانی خوانده باشید و بعد متوجه شوید که آن را دوست ندارید میتوانید کتاب را کنار بگذارید و کتاب دیگری بخوانید؛ در مورد فیلم و سریال هم همینطور. کسی قضاوتتان نمیکند، احساس گناه نمیکنید و حتی لازم نیست کسی از این ماجرا چیزی بداند، مگر اینکه خودتان بخواهید بگویید؛ ولی در مورد مردم مجبورید تا انتها پیش بروید و متاسفانه زندگی همه پایان خوشی ندارد.»
صفحه ۵۵
«مهربانی مثل نواختن پیانوست و ممکن است اگر تمرین نداشته باشید آن را فراموش کنید.»
صفحه ۴۷
«مردم می گویند ازدواج مثل شراب است، هرچه زمان بگذرد بهتر می شود؛ ولی من فکر می کنم که همه چیزبستگی به انگورش دارد؛ به خود افراد.»
صفحه ۵۱
«توانایی نوشتن یک کتاب خوب از هیچ فردی یک انسان خوب نمیسازد.»
صفحه ۴۴
«باور داشتن به هر انسانی، یکی از بهترین هدایایی است که میتوانید به او بدهید. رایگان است، ولی نتایجی گرانبها دارد.»
صفحه ۳۵
«چیزهایی که مارا تعریف میکنند، به ندرت انتخاب خودمان هستند.»
صفحه ۳۲
«در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس. آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جابه جا کندو می تواند آبها را بخشکاند. می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد... بدن آدمیزاد شکننده است اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمیرسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد.»
صفحه ۲۸۴
«اگر آدم گناه کرد و موفق شد، آنگاه به عقیده خودش و دیگران گناه نیست ولی اگر موفق نشد، آن وقت گناه گناه است و باید جبرانش کرد.»
صفحه ۱۸۱
«سعی کن روی پای خودت بایستی. اگر افتادی بدان که در این دنیا هیچ کس خم نمیشود دست ترا بگیرد بلندت کند. سعی کن خودت پا شوی.»
صفحه ۷۵
«پدر گفت: «دوست داشتن که عیب نیست باباجان دوست داشتن دل آدم را روشن میکند اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه میکند. اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن چیزهای خوب و زیبای این دنیا هستی دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است. اگر با محبت غنچه ها را آب دادی باز میشوند اگر نفرت ورزیدی غنچه ها پلاسیده میشوند. آدم باید بداند که نفرت و کینه برای خوبی و زیبایی نیست برای زشتی و بی شرفی و بی انصافی است. این جور نفرت علامت عشق به شرف و حق است.»
صفحه ۲۹
«کلمات فقط وقتی ارزش دارند که معنایشان را احساس کنیم.»
صفحه ۲۸
«اگر هر داستانی پایان خوشی داشت، هیچ وقت دلیلی برای شروع دوباره نداشتیم. زندگی یعنی انتخاب و دانستن اینکه چطور وقتی در هم شکستهایم باز خودمان را از نو بسازیم. همه ما این را میدانیم، حتی آنهایی که تظاهر به ندانستن میکنند.»
صفحه ۱۴ · بخش دوم
«او همیشه استعداد خوبی در دویدن داشته؛ مخصوصا در فرار از واقعیت.»
صفحه ۵ · بخش اول