
وی ای شواب
بریده از همه، از زندگی تلخت، پناه میبری به خدای تاریکیها، و این دیدار منجر به پیمانی است سرنوشت ساز میشود... راستی تو چهچیزی را معامله میکنی؟؟؟ ادلین دختری که در یک روستا با فرهنگی قدیمی زندگی میکند و برای رهایی و از ازدواجی اجباری، تن به معاملهای با خدای تاریکی میزند. او برای هدف فراتر و یک رهایی و یک زندگی بینهایت، برای تجربههای جدید، روحش را در این معامله قرار میدهد. و این معامله دارای نفرینی عجیب است. نفرین فراموشی! اما نه برای ادلین! بلکه برای باقی افراد جهان!! نفرینی که منجر به به یاد نماندن ادلین و حتی نامش میشود... دیگر نه خانوادهاش او را به یاد میآورند و نه دوستان و باقی افراد... و ادلینی که قرار است این عمر جاودان را با به یاد نماندن سپری کند. ... حالا ۳۰۰ سال گذشته است و ادی قرنها زندگی کرده، دختری که تجربههای زیادی به دست آورده و راههایی پیدا میکند تا اگرچه فراموش میشود اما تاریخ ساز شود. .. روایت کتاب در گذشته و حال در جریان است.. و بخشهای داستان را نیز به سه شکل میتوان تفکیک کرد: ۱) زندگی با نفرین ـ روایتی از زندگی ادی است در سالهای مختلف و تماشای جهان و روزگار گذراندنش. ۲) آشنایی با هنری ـ پسری که بر سر راه ادی قرلر میگیرد و با به یاد داشتن او سرنوشت ادی را تغییر میدهد. ۳) تاریکی ـ سایهای همیشه افتاده بر زندگی ادی که هرسال طلب روحش را میکند. ... فضاسازی و قلم نویسنده: پردازش نویسنده بر حالوهوا یا به قولی وایب داستان کاملا موفقیت آمیز بوده است. از هنر و نقاشیها تا شخصیت هنرمندان و احساساتی که در جریان است، نمایشگاه ها و موسیقی و کتاب و کتابفروشی و کشورهای متفاوت در زندگی طولانی ادلین به شدت خواندنی بود. بله شاید در روند داستان اتفاقات هیجان انگیز به آرامی میافتاد اما شما قرار است روایت یک زندگی ۳۰۰ ساله را بخوانید، طبیعتا در یک زندگی با این عمر روزها سریع نمیگذرند و بهنظرم لازمهی این داستان کند بودنش بود، حتی به نظر من میتوانست آرام و آهستهتر هم پیش برود. اما درک میکنم که وقتی خواننده در میانهی داستان این رفت و برگشت های تاریخی را میخواند و جز حال و هوا و اتفاقات کوچک آنچنان چیز هیجان انگیزی نمیخواند چه دیدگاهی دارد. بگذریم... شخصیت ها:( شاید کمی با اسپویل ) شخصیت ادلین: دختریاست فراری از وابستگی به آن روستای کوچک که در نهایت با معامله جاودانگی رهای رها میشود حتی از وابستگی چند ساعته آدمها.. و این همیشه جذاب نیست. -- این قسمت از داستان مرا به یاد کتاب: زنی که پیر نمیشود انداخت که اثر فرانسوی و پر احساسی است -- شخصیت پردازی ادلین کامل است، با عقاید و دیدگاههای منحصر به فرد خودش، با تصمیمها و چهرهای بی زمان تا همیشه زنده! . شخصیت دوم هنری است پسری که از جانب دختری که عاشقش بوده طرد شده و او هم پیمانی بر خلاف ادلین بسته و حالا همه به او به چشم عشقی جاودانه نگاه میکنند. -- اجازه بدید اینجا هم نام ببرم از فیلم obsessed که جدیدا خیلی هم سر و صدا کرده. -- ادلین و هنری دو مکملند ادی که به یاد سپرده نمیشود. و هنری که ایدهآل همگام است. ... اما اگر خیال کردید تاریکی این میان ساکت مینشیند و اجازه میدهد این عشق سر بگیرد..وه که خیالی ساده انگارانه است.. . . زندگی نامرئی ادی لارو داستانی است خواندنی ایدهای جذاب و پردازشی خوب که خواننده را همراه خود میکند. فانتزی عاشقانه ( شاید رومنتزی ) و برای من به عنوان اولین رومنتزی تجربهای فوقالعادهای بود. امتیاز من:4.5


















