«برای تو، هزار بار.»
همه جملههای Narges
۲۴ جمله ثبتشده
«پشیمونی چیزی نیست که بشه توش زندگی کرد»
«شايد هانا علاقه اى به او نداشت يا درك نمى كرد كه آن جاى ديگر چگونه بود، اما سيلكا برايش احترام قائل بود. آنهايى كه قربانى جنگ، اسارت يا ستم شده اند، واكنش هاى گوناگونی از خود نشان میدهند وگذشته از اين، مردم ممكن است خود رادر موقعيت انها بگذارند وحدس بزنند خود چه مى كردند، اما تا جاى انها نباشى نمى فهمى.»
«دختر گفت: فرض كن اين آدم رو بگیرن وبكشن. کشیش گفت: كشتن مردى كه میگه "نه”كار خطرناكيه. بعد ازمرگ جسد اون فرد باسرسختى وكله شقى بازهم ادامه مى ده: نه، نه، نه. چطور میشه يه جسد رو خفه كرد؟ هیچ وقت چیزی درباره جاكوموماتئوتى شنيدى؟ بيانكينا گفت: ((يادم نمى آد. كيه؟)) -جسدى كه هیچ كسى به زور نمى تونه بهش بگه خفه شو.»
