خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های ZIKO

۲ جمله ثبت‌شده

Z

@ziko · ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «قمارباز»

«به‌نظرم می‌رسد که او تا امروز به چشم آن شهبانوی باستانی به من نگاه‌ کرده ‌است، که در حضور بنده‌اش لخت‌ می‌شد زیرا او را آدم نمی‌شمرد. آری، اغلب پیش ‌می‌آید که مرا آدم حساب ‌نکند...»

Z

@ziko · ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «قمارباز»

«من حالا چه هستم؟ هیچ! صفر! فردا چه خواهم ‌شد؟ فردا ممکن است باز از میان مُردگان برخیزم و زندگی نویی شروع ‌کنم. و «انسان» را، تا هنوز کاملاً در من تباه‌ نشده، کشف ‌کنم.»