Hossikhan
@hossikhan
ادبیات به مثابه مخدر
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
منتقد جدی
silver۱۰ نظر برای کتابها نوشتی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
حلقههای کتابخوانی
هنوز عضو حلقهای نیست.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده

مترجم دردها
جومپا لاهیری

پیش از آنکه بخوابم
اس جی واتسون

چشمهایش
بزرگ علوی

شب های روشن
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایوسکی، فئودور داستایوسکی

مرگ ایوان ایلیچ
لئو تولستوی، لیو تالستوی، لیف تالستوی

فرار از اردوگاه 14
بلین هاردن

اتاق قرمز
ادوگاوا رانپو، گلسرن بودایجی اوغلو

قدرت بی قدرتان
واتسلاف هاول

حسرت
آدام فیلیپس

صد سال تنهایی
گابریل گارسیا مارکز، گروهی از دانش آموختگان دانشگاه هاروارد، گابریل کارسیا مارکز

جاناتان مرغ دریایی
ریچارد باخ

قمارباز
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فئودور داستایوفسکی
آخرین نظرها و امتیازها

کتاب شاهکاز نیست ولی کتابی هم نیست که بشه ازش راحت عبور کرد کتاب اصلا پوچ گرایی نیست و در بدترین شکل یک ابسوردیسم هست ولی واسه کسی که میخواد جزء اولین کتاب هاش باشه پیشنهاد میکنم ابتدا مروری به اگزیستانسیالیسم داشته باشه بعد این اثر بخونه

کتاب پر از تعلیق و داستان پر کششی داره خیلی خوب با ذهن مخاطب بازی میکنه و هر بار با روایت غیر خطی عنصر غافل گیری را به روایت اضافه میکنه در کل خوب بود ارزش یکبار خوندن داره یک اجرای صوتی خیلی خوب هم داره که خانم شیما درخشش دارند

کتاب خوبیه به نسبت روایت خوبی داره گره های داستانی به خوبی کاشته میشن تو داستان ولی خب ریتم کندی داره و میتونست کوتاه تر باشه در کل ارزش یکبار خوندن داره

کتاب به نهایت اندازست یه عاشقانه خیلی خوب که هیچ بودن عاشق در عشق را خیلی خوب به تصویر میکشه با شاهکار طرف نیستید ولی خب قطعا ارزش یکبار خوندن را داره حتما ترجمه سروش حبیبی از نشر ماهی را بخونین هم قطع جیبیِ هم به شدت ویراست خوبی داره

کتاب به نهایت اندازست یه عاشقانه خیلی خوب که هیچ بودن عاشق در عشق را خیلی خوب به تصویر میکشه حتما ترجمه سروش حبیبی از نشر ماهی را بخونین هم قطع جیبیِ هم به شدت ویراست خوبی داره

کتاب خوبیه یکمی بیش از حد ازش تعریف میشه ولی خب کتابی که اندازست زیاده گویی نداره و نشون دهنده یکی از مهمترین واقعیت های زندگی دوتا ترجمه خوب داره هم جناب حبیبی هم ستوده از ترجمه های خوب کتاب هست
آخرین جملهها

«بزرگ شدن و پخته شدن، یعنی دست کشیدن از توهمِ بینهایت بودنِ امکانات. ما باید بتوانیم عزادارِ آدمهایی باشیم که هرگز نشدیم، تا بتوانیم بالاخره با همین کسی که هستیم آشتی کنیم.»

«آدمیزاد دوست دارد که دوست صمیمی خود را پیش خود خوار ببیند. دوستی اغلب بر پایهٔ حقارت حریف استوار است.»

«آدمیزاد دوست دارد که دوست صمیمی خود را پیش خود خوار ببیند. دوستی اغلب بر پایهٔ حقارت حریف استوار است.»

