«ما معمولاً تصور میکنیم اگر به اندازهٔ کافی به کسی نگاه کنیم، سرانجام حقیقت او را خواهیم فهمید؛ اما «چشمهایش» یادآوری میکند که میان دیدن یک انسان و شناختن او، فاصلهای بسیار بزرگ وجود دارد.»
چشمهایش
Her Eyes
معرفی کتاب چشمهایش
«چشمهایش» رمانی از بزرگ علوی است که در فضای سیاسی و اجتماعی ایرانِ دهههای پرتنش میگذرد و از خلال یک معما، به لایههای پنهان عشق، قدرت و تنهایی نزدیک میشود. داستان با مرگ یک نقاش مشهور آغاز میشود؛ مردی که زندگی و آثارش زیر سایه زنی مرموز و ناشناس قرار گرفته و حالا رد او باید از میان خاطرهها، روایتها و نشانههای پراکنده پیدا شود. در مرکز رمان، رابطهای پیچیده میان استاد ماکان، زن نقاشی که «چشمهایش» عنوان کتاب را به خود میگیرد، و راویانی قرار دارد که هرکدام بخشی از حقیقت را میدانند. علوی با نثری روان و هوشمندانه، هم تعلیق میسازد و هم جهان درونی شخصیتها را میکاود؛ جایی که عشق فقط یک احساس ساده نیست، بلکه با ترس، آرمانخواهی، حسرت و انتخابهای دشوار گره میخورد. «چشمهایش» از آن رمانهایی است که هم برای دوستداران ادبیات ایران جذاب است و هم برای کسانی که داستانی شخصیتمحور، عمیق و تأملبرانگیز میخواهند. فضای رازآلود، نگاه روانشناسانه و حضور پررنگ هنر و سیاست، این کتاب را به متنی ماندگار و بحثبرانگیز در ادبیات معاصر فارسی تبدیل کرده است.
مشخصات کتاب چشمهایش
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای چشمهایش
«یکی از هوشمندانهترین انتخابهای بزرگ علوی، این است که داستان را مستقیماً از زبان ماکان روایت نمیکند. ماکان، شخصیت محوری داستان، در بخش قابل توجهی از رمان غایب است و همین غیبت باعث میشود نوعی هالهٔ رازآلود پیرامون او شکل بگیرد.»
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
«یک معمای ساده اما مؤثر، یک رابطهٔ عاطفی پیچیده، فضای سیاسی، هنر و شخصیتی که هرچه بیشتر دربارهٔ او میفهمیم، لزوماً شناخت کاملتری از او پیدا نمیکنیم.»
«اساساً آدم مغرور و خودخواهی نبود، اما خیلی طول میکشید تا با کسی اخت شود. لایه ای از سردی همیشه قیافه اش را میپوشاند و خیلی طول میکشید تا درون خود را به کسی بنمایاند.»
صفحه ۱۰۲
«کسی که در عمرش گرسنگی نکشیده، کسی که از سرما نلرزیده، کسی که شب تا سحر بیخواب نمانده، چگونه ممکن است از سیری، از گرما، از پرتو آفتاب صبح لذت ببرد.!!»
صفحه ۱۷۳
««چشمهایش همه چیز را میگفت.»»
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
فعالیت خوانندهها
۷ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
حلقههای این کتاب
مشاهده همهبه این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب چشمهایش
۱۴۰۵/۵/۲۶
«چشمهایش» بزرگ علوی رمانی است که در ظاهر درباره عشق است، اما در لایههای عمیقتر، به هنر، سیاست، آرمانگرایی و دشواری شناخت انسان میپردازد. نقطه قوت اصلی کتاب، روایت معمایی آن است؛ هویت زنی که در تابلوی استاد ماکان دیده میشود، بهانهای برای کشف گذشته و شخصیت اوست. شخصیت فرنگیس از جذابترین بخشهای رمان است؛ زنی که در مسیر آشنایی با ماکان، جهان فکری و زندگیاش دگرگون میشود. با این حال، تحول فرنگیس گاهی بیش از حد به ماکان وابسته است و استقلال شخصیتی او میتوانست عمیقتر باشد. ماکان نیز شخصیتی قابل تحسین اما نه بینقص است؛ آرمانهایش گاهی چنان بر زندگی شخصیاش سایه میاندازند که دیگران را تحتتأثیر قرار میدهد. پیوند هنر و سیاست از نقاط قوت رمان است و تابلو عملاً به ابزاری برای شناخت نقاش و گذشته او تبدیل میشود. البته برخی توضیحات و بخشهای سیاسی امروز کمی مستقیم و تاریخمصرفدار به نظر میرسند. با وجود این، رمان هنوز بهخاطر فضای رازآلود، شخصیتهای ماندگار و پرسش مهمش درباره تفاوت «دیدن» و «شناختن» ارزش خواندن دارد. «چشمهایش» شاهکاری بینقص نیست، اما یکی از آثار مهم و تأثیرگذار ادبیات داستانی معاصر فارسی است. امتیاز من: ۴ از ۵
۱۴۰۵/۵/۲۵
فضای عاشقانه اش رو دوست داشتم از اون کتاب هاست که باید یک بار دیگه عمیق تر بخونم و هر از چندگاهی برگردم به جملات هایلایت شده اش نگاه کنم .... لذت بخش بود برام 🫀🥲
۱۴۰۵/۵/۲۴
این کتاب فقط یک داستان عاشقانه نیست؛ روایتی است از ایران در دوران دیکتاتوری، از هنرمندی که میخواهد آزاد بماند، و از عشقی که شاید هرگز آنطور که فکر میکردی نبوده. چشمهایش رمانی است که با یک راز شروع میشود و تا آخرین صفحه رهایت نمیکند.
۱۴۰۵/۵/۲۴
«چشمهایش» برای من فقط یک داستان عاشقانه نبود؛ داستانِ آدمهایی بود که میان عشق، سیاست، ترس و انتخابهایشان گیر افتادهاند. چیزی که بیشتر از همه درگیرم کرد، شخصیت استاد ماکان و رازِ پشت چشمهای فرنگیس بود؛ رازی که وقتی کمکم آشکار میشود، نگاه آدم به تمام اتفاقات گذشته تغییر میکند. پایان داستان برایم تلخ و ماندگار بود؛ انگار بعضی عشقها قرار نیست به رسیدن ختم شوند، بلکه قرار است سالها در ذهن آدم باقی بمانند و هر بار با یادآوریشان، معنای تازهای پیدا کنند.
۱۴۰۵/۵/۲۳
کتاب خوبیه به نسبت روایت خوبی داره گره های داستانی به خوبی کاشته میشن تو داستان ولی خب ریتم کندی داره و میتونست کوتاه تر باشه در کل ارزش یکبار خوندن داره
















