خانه کتاب بی
2

Johan liebert

@johan_liebert

کتاب‌خوان فعال

انسان ها تغییر نمیکنن بلکه فقط ماسکشون رو برمیدارن...

جایگاه کاربر در کتاب بی

سطح فعلی
سطح 2 · کتاب‌خوان فعال
2
119 امتیازتا سطح بعدی: 881
نشان‌های تازه
شروع جدی
1
نظرها
7
جمله‌ها
0
حلقه‌ها
119
امتیاز
2
سطح
1
نشان‌ها

نشان‌ها و افتخارها

شروع جدی

bronze

به ۱۰۰ امتیاز رسیدی.

حلقه‌های کتاب‌خوانی

هنوز عضو حلقه‌ای نیست.

در حال بارگذاری آمار مطالعه...

لیست مطالعه

کتابی در لیست مطالعه نداره.

کتاب‌های خوانده‌شده

آخرین نظرها و امتیازها

آخرین جمله‌ها

جلد کتاب عشق اول
عشق اول

«ـ آزادی ؟ آیا تو میدانی آزادی با چه بدست می آید ؟ ـ با چه ؟ ـ تنها با اراده و خواست شخصی اراده و خواست ، حاکمیت به تو میدهد که بالاتر از آزادیست. اراده کن و بخواه ، هم آزادی و هم فرمانروا.»

جلد کتاب عشق اول
عشق اول

««هرچه بیشتر میتوانی از زندگی بگیر و تابع هیچ کس نباش». به خود تعلق داشتن:این است رمز زندگی!»

جلد کتاب زوال بشری
زوال بشری

«با تظاهر به آرامش گفتم: «جرم. متضاد جرم چیست؟ این یکی سخت است.» هوریکی با لحنی بی‌احساس پاسخ داد: «البته قانون.» دوباره به صورتش نگاه کردم. چهره هوریکی که در نور قرمز چشمک‌زن تابلوی نئونی روی ساختمان مجاور گرفتار شده بود، وقار غم‌انگیز دادستانی بی‌رحم را داشت.»

جلد کتاب زوال بشری
زوال بشری

««جامعه؟... منظورت خودت نیست؟» به نوک زبانم رسید. اما جلوی خودم را گرفتم، چون نمی‌خواستم عصبانی‌اش کنم. «جامعه تحملش نمی‌کند.» «این جامعه نیست. تو هستی که تحملش نمی‌کنی، درست است؟» اگر چنین کاری بکنی، جامعه تو را به خاطرش رنج خواهد داد. این جامعه نیست. تو هستی، مگر نه؟»

جلد کتاب زوال بشری
زوال بشری

«زندگی من پر از شرمساری بوده است. حتی نمی‌توانم خودم حدس بزنم که زندگی یک انسان چگونه باید باشد»

جلد کتاب زوال بشری
زوال بشری

«خدایا، از تو می‌پرسم، آیا عدم مقاومت گناه است؟ با آن لبخند فوق‌العاده زیبای هوریکی به گریه افتاده بودم و با فراموش کردن احتیاط و مقاومت، سوار ماشینی شده بودم که مرا به اینجا رساند. و حالا دیوانه شده بودم. حتی اگر آزاد می‌شدم، برای همیشه با کلمه "دیوانه" یا شاید "رد کردن" روی پیشانی‌ام داغ می‌زدم. دیگر انسان نیستم. حالا دیگر کاملاً از انسان بودن دست کشیده بودم.»

نویسنده‌های دنبال‌شده

کسی رو دنبال نکرده.