صبا
@sabah8sseini
کتاب نقطهی امن منه 🤎
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
هنوز نشانی نگرفته.
حلقههای کتابخوانی
هنوز عضو حلقهای نیست.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابهای خواندهشده
آخرین نظرها و امتیازها
هنوز نظری نداده.
آخرین جملهها

«سایهی ترس از مرگ هم بدتر است.»

«-خاک بر سر آدمهایی که نمیدانند سر چی دارند میجنگند. +چرا، جناب رئیس، بهخاطر قدرت. -با دار و تفنگ که نمیشود بر مردم حکومت کرد، باید به دادشان رسید.»

«-چقدر میگیری این دار را بسازی؟ +دار؟ -آره، دار. +دار، کار من نیست. -کار تو نیست؟ تو با چوب میتوانی یک شهر را بسازی. +شاید، اما دار را نه میسازم، نه بلدم. -چرا بلد نیستی؟ کاری ندارد. +نمیسازم. -چرا نمیسازی؟ +یک وقت آن آدمی که میخواهید آویزانش کنید میافتد، دست و پاش میشکند. -خب بهتر، پاش بشکند، دوباره دارش میزنیم. +یک محکوم را چند دفعه دار میزنید؟ -صدبار. +بیخود! -پیرمرد، کار ما را راه بینداز، حرف ما را زمین نینداز. +یکبار هم شما حرف ما را بشنو. -چه کار باید بکنم؟ +دار نساز. -حکم میکنیم که این دار را بسازی. من میخواهم اینجا را بهشت کنم، تو نمیخواهی مردم راحت باشند؟ +تمام بهشت خدا را بگردی، یک دار پیدا نمیکنی.»

«وقتی سر قدرت دعوا دارند، با همهچیز مردم بازی میکنند.»

«چرا هر بادی از هر جایی میزند، بنیاد ما را میکند؟»

«بچه که بودم خیال میکردم همهچیز مال من است، دنیا را آفریدهاند که من سرم گرم باشد، آسمان، زمین، پدر، مادر، درختها، اسبها، کالسکهها و حتی آن گنجشکها برای سرگرمی من به وجود آمدهاند. بعدها یکییکی همهچیز را ازم گرفتند.»
نویسندههای دنبالشده
کسی رو دنبال نکرده.


