خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب اروپا از دوران ناپلئون

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار اروپا از دوران ناپلئون

دیوید تامسن/نشر نی/1 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب اروپا از دوران ناپلئون رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

مبین محمدی

@mobinmohammadi · ۱۵ مهر ۱۴۰۵

«به‌ظاهر عجیب و باورنکردنی است که در فرانسه سال ۱۷۸۹ فرد یا نیروی شاخصی خواهان انقلاب نبود. انقلاب ممکن است بی‌آن‌که مردم خواستارش باشند درگیرد، چنان‌که جنگ‌ها اغلب همین‌گونه درمی‌گیرند. انقلاب‌ها بدین‌ترتیب پیش می‌آیند که مردم خواهان چیزهای دیگری (جز انقلاب) هستند که در مجموعه شرایطی خاص آنان را به درگیر شدن در انقلاب می‌کشاند. در سرتاسر قرن هجدهم، آن‌چه به اصطلاح «روح انقلابی» خوانده شده است در اروپا رو به رشد داشت. این «روح» ــ یعنی روح انتقادی خردگرایانه و روح مقاومت در برابر قدرت‌های مستقر کلیسای کاتولیک روم، سلطنت مطلقه، و اشرافیت ممتاز را اساسا آثار عده‌ای از متفکران و ادیبان برجسته فرانسوی، به اصطلاح «فیلسوفان»، پرورش داده بود. نوشته‌های مردانی چون ولتر، مونتسکیو، دیدرو، و روسو در سرتاسر اروپا خواننده فراوان داشت، و خود این مردان چهره‌هایی شاخص و صاحب نفوذ در اروپا نشده بودند. اما ارتباط میان اندیشه‌های اینان و در گرفتن انقلاب در ۱۷۸۹ دورادور و غیرمستقیم است. اینان موعظه‌گر انقلاب نبودند، و معمولا آماده بودند از هر پادشاه مستبدی که حاضر می‌شد حمایت‌شان کند و تعلیمات‌شان را بپذیرد به دفاع برخیزند. آموزه‌های این «فیلسوفان»، بعدها، در طی دوره انقلاب در فرانسه، اغلب به کار توجیه اقداماتی گرفته شد که خود آنان اگر زنده بودند با آن‌ها مخالفت می‌ورزیدند.»

گاهی جامعه‌ای که در شرایطی کاملا متفاوت قرار گرفته، از مفاهیمی استفاده می‌کند که برای پاسخ به مسائل دیگری شکل گرفته بودند و به آن‌ها معنای تازه‌ای می‌دهد. این مسئله درباره‌ی انقلاب‌ها بسیار اهمیت دارد. تغییرات بزرگ تاریخی لزوما محصول تصمیم آگاهانه برای رسیدن به همان نتیجه‌ای نیستند که بعدها به نام آن شناخته می‌شوند. مجموعه‌ای از مطالبات، نارضایتی‌ها، بحران‌های سیاسی و اقتصادی و تصمیم‌های پراکنده می‌توانند در نقطه‌ای به فرآیندی منجر شوند که هیچ‌یک از نیروهای درگیر، در آغاز دقیقا چنین سرانجامی را برای آن تصور نمی‌کردند. از این زاویه، تاریخ انقلاب فرانسه، بیش از تاریخ تحقق یک نظریه است؛ نمونه‌ای است از اینکه چگونه اندیشه، شرایط اجتماعی و کنش سیاسی می‌توانند در مسیرهایی به هم برسند که هیچ‌کدام به‌تنهایی قابل پیش‌بینی نیستند.