جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
چهره فعال
goldبه ۲۰۰۰ امتیاز رسیدی.
صدای قابل اعتماد
silverبه ۱۲۰۰ امتیاز رسیدی.
کتابخوان جدی
silverبه ۷۰۰ امتیاز رسیدی.
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد جدی
silver۱۰ نظر برای کتابها نوشتی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
حلقههای کتابخوانی
هنوز عضو حلقهای نیست.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده

آموک و راز
اشتفن تسوایک، اشتفان تسوایگ

ونسان و تئو
دبورا هایلیگمن

فرشته آبی
هاینریش مان

عروسی خونین پاریس
هاینریش مان

کسی نظر کرده ی آسمان نیست
اریش ماریا رمارک

به وقت عشق و مرگ
اریش ماریا رمارک

جان شیفته
رومن رولان

کلرامبو
رومن رولان

خاطرات آمریکا
چارلز دیکنز

قهرمان عصر ما
ماریو بارگاس یوسا

دختری از پرو
ماریو بارگاس یوسا

آقایی از سان فرانسیسکو
ایوان بونین

گل قرمز
فسیوالود میخاییلوویچ گارشین، فسی والود گارشین

مرشد و مارگاریتا
میخاییل بولگاکف، میخائیل بولگاکوف

النگوی یاقوت
آلکساندر کوپرین

یادداشتهای شیطان
لیانید آندری یف

خنده سرخ
لیانید آندری یف

داستان هفت نفری که به دار آویخته شدند
لیانید آندری یف

زندگی واسیلی
لیانید آندری یف

یادداشت های اینجانب
لیانید آندری یف

شبهای روشن با یک تفسیر بلند
فیودار داستایفسکی

یادداشتهای زیرزمینی با چهارده تفسیر
فیودار داستایفسکی

ناشناس
فئودور داستایفسکی، فیودار داستایفسکی

دوبروفسکی
آلکساندرا پوشکین

دختر سروان با شناختنامه ی کامل
آلکساندرا پوشکین

جنگ ها چگونه ما را تغییر دادند؟
مارگارت مک میلان

نبرد من
آدولف هیتلر

نبرد مخفی نازی ها در ایران
آدریان او.سالیوان

شب ترور
هاوارد بلام

پیش درآمد انقلاب: بلشویک های پتروگراد و قیام ژوئیه ی 1917
الکساندر رابینوویچ

انقلاب آلمان
پی یر بروئه

تاریخ آلمان از 1914
ماری فولبروک

دیکتاتورزاده ها: دیکتاتورها چه جور فرزندانی پرورش میدهند؟
جی نوردلینگر

تک تیرانداز استالین
ای. جی. موگان، ای.جی.موگان

رایش سوم رویاها: کابوس های یک ملت 1939-1933
شارلوت برت

من چه می دانم ؟
میشل دو مونتین

ناسیونالیسم
جورج اورول، الی کدوری

فاشیسم و دموکراسی
جورج اورول

چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند؟
ریمون بودن

چرا سوسیالیست نیستم
رند پال، کلی اشبی پال

رویارویی با پاسداران مطلق گرایی، جهان اندیشگی لشک کولاکوفسکی
لشک کولاکوفسکی

خردمندی در زندگی روزمره
لشک کولاکوفسکی

توتالیتاریسم و طرفداران آن
لشک کولاکوفسکی

تاریخ نگار زوال: خاطرات لودویگ فون میزس
لودویگ فون میزس

بازار آزاد و دشمنان آن
لودویگ فون میزس

بوروکراسی
لودویگ فون میزس، انوره دو بالزاک

لیبرالیسم
لودویگ فون میزس

گفتگو با موسولینی
لودویگ فون میزس

کاپیتالیسم و تاریخ نگاران
فریدریش آگوست فون هایک

دموکراسی بدون دموکرات ها؟ سیاست داخلی جمهوری وایمار
هندریک تس

جنگ جهانی اول
زونکه نایتسل

اسلام گرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال
ارنست نولته

فاشیسم: آکسیون فرانسز، فاشیسم ایتالیا، ایتالیا، ناسیونال سوسیالیسم
ارنست نولته

از امپدوکلس تا ویتگنشتاین
آنتونی کنی

تاریخ فلسفه غرب 3: پیدایش فلسفه جدید
آنتونی کنی

تاریخ فلسفه غرب 2
آنتونی کنی

تاریخ فلسفه غرب 1
آنتونی کنی

کمدی الهی
دانته آلیگیری

شهریار منجی: معنای شاهکار ماکیاولی
مائوریتسیو ویرولی

ماکیاولی و صیانت از جمهوری: پندهای مستشار فلورانسی برای شهروندان
مائوریتسیو ویرولی

شهریار
نیکولو ماکیاولی

روشنگری، انقلاب و رمانتیسم: پیدایش اندیشه ی سیاسی مدرن آلمانی
فردریک بیزر

تاریخ جهان
ارنست گامبریچ، کریس هارمن

قانون و خشونت
جمعی از نویسندگان

وضعیت استثنایی
جورجو آگامبن

روح پراگ
ایوان کلیما

دن کاسمورو
ماشادو د آسیس

ائوریپیدس: پنج نمایش نامه
ائوریپیدس

آیسخولوس: مجموعه آثار اورستیا آگاممنون، نیازآوران، الاهگان انتقام، پرومتئوس دربند، ...
آیسخولوس

تراژدی مردم: انقلاب روسیه 1924-1891
اورلاندو فایجس

اروپا از دوران ناپلئون
دیوید تامسن

تاریخ فلسفه ی سیاسی 1: دوران کلاسیک
جورج کلوسکو

نشانه ای برای رهایی
والتر بنیامین

مفهوم نقد هنر در رمانتیسم آلمانی
والتر بنیامین

قدرت و دین
ماکس وبر

مفاهیم اساسی جامعه شناسی
ماکس وبر

پدیده شناسی
ژان فرانسوا لیوتار

نظام اشیا
ژان بودریار

جامعه ی مصرفی
ژان بودریار

اروس و تمدن
هربرت مارکوزه

هربرت مارکوزه: انسان تک ساحتی
هربرت مارکوزه

مسائل فلسفه ی اخلاق
تئودور آدورنو

لیبرالیسم سیاسی
جان رالز

نظریه ای در باب عدالت
جان رالز

بحران مشروعیت: تئوری دولت سرمایه داری مدرن
یورگن هابرماس

جهانی شدن و آینده ی دموکراسی: منظومه ی پساملی
یورگن هابرماس

دگرگونی ساختاری جدید در حوزه ی عمومی و دموکراسی شورایی
یورگن هابرماس

به سوی جامعه ای عقلانی : اعتراضات دانشجویی علم و سیاست
یورگن هابرماس

دریدا در متن
عبدالکریم رشیدیان

درباره ی روح: هایدگر و این مسئله
ژاک دریدا

میشل فوکو فراسوی ساختگرایی و هرمنیوتیک
هوبرت دریفوس - پل رابینو

فلسفه ی هنر میشل فوکو: تبارشناسی مدرنیته
جوزف تنکی

الفاظ و اشیا
میشل فوکو

فوکو در سینما
میشل فوکو، پاتریس مانیلیه، دورک زابونیان

مراقبت و تنبیه: تولد زندان
میشل فوکو

دیرینه شناسی دانش
میشل فوکو

تئاتر فلسفه: گزیده ای از درس گفتارها، کوتاه نوشت ها، گفت و گوها و...
میشل فوکو

پوپر: فلسفه و جهان واقع
براین مگی

انقلاب یا اصلاح
هربرت مارکوزه، کارل پوپر

آزادی آزاد بودن و چند مقاله دیگر
هانا آرنت

هانا آرنت و آیزایا برلین
کی هیروتا

مجموعه شعر جهان: آنچه می ماند
هانا آرنت

بحران های جمهوری
هانا آرنت

شرایط انسانی
هانا آرنت

انقلاب مجارستان مقاومت مردمی علیه توتالیتاریسم
هانا آرنت

اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی
هانا آرنت

توتالیتاریسم
هانا آرنت

امپریالیسم
هانا آرنت

یهودی ستیزی
هانا آرنت

مرگی بسیار آرام
سیمون دوبووار

جنس دوم
سیمون دوبووار، سیمون دوبوار

چرخ دنده ها
ژان پل سارتر

پشت درهای بسته: نمایشنامه تک پرده ای
ژان پل سارتر

خلوتکده
ژان پل سارتر

مرده های بی کفن و دفن
ژان پل سارتر

مگس ها
ژان پل سارتر

کلمات
ژان پل سارتر، سیلویا پلات

اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر
ژان پل سارتر

هایدگر و نازیسم
ویکتور فاریاس

آزادی و رخداد در اندیشه هایدگر
زکیه آزادانی

پایان فلسفه
مارتین هایدگر

آغازین بنیادهای متافیزیکی منطق با رهسپار شدن از لایبنیتس
مارتین هایدگر

هستی و زمان
مارتین هایدگر

برگه ها
لودویگ ویتگنشتاین

در باب یقین: فارسی، آلمانی، انگلیسی
لودویگ ویتگنشتاین

تحقیقات فلسفی
لودویگ ویتگنشتاین

درباره ی رنگ ها
لودویگ ویتگنشتاین

پژوهش های فلسفی
لودویگ ویتگنشتاین

رساله منطقی فلسفی: تراکتاتوس
لودویگ ویتگنشتاین

پرتره ی خاطرات: جستارهایی درباره خرد، ادبیات و فلسفه
برتراند راسل

علم و دین در جامعه
برتراند راسل

مسائل فلسفه
برتراند راسل

نظریه ی شهود در پدیدارشناسی هوسرل
امانوئل لویناس

پژوهش های منطقی، فلسفی، زبانی گوتلوب فرگه
گوتلوب فرگه

مقالات حقوقی مارکس و انگلس
کارل مارکس، فردریش انگلس

جنگ داخلی در فرانسه، 1871
کارل مارکس

گزیده نوشته های کارل مارکس در جامعه شناسی
کارل مارکس

درباره ی مسئله ی یهود و گامی در نقد فلسفه حق هگل: مقدمه
کارل مارکس

آقای فوکت
کارل مارکس

مکاتبات مارکس و انگلس جلد اول از اکتبر 1844 تا اوت 1849
کارل مارکس، فریدریش انگلس

انقیاد زنان
جان استوارت میل

درباره ی آزادی
جان استوارت میل

جشن ماتم: هگل و انقلاب فرانسه
ربکا کامی

هگل و مبادی اندیشه ی معاصر
امیرمهدی بدیع

زیباشناسی هگل: هنر ایدئالیسم
لیدیا مالند

هگل و اندیشه ی فلسفی در روسیه
گی پلانتی بونژور

هگل و نقد متافیزیک
بئاتریس لونگونس

پدیدار شناسی روح
گئورگ ویلهلم فردریش هگل

علم منطق
گئورگ ویلهلم فردریش هگل

هرمنوتیک: دست نوشته های سال های 1809 و 1819
فریدریش شلایرماخر

کانت و فلسفه ی معاصر
لوسین گلدمن

فلسفه ی کانت
اشتفان کورنر

ایمانوئل کانت
آنتونی کنی

صلح پایدار
ایمانوئل کانت

نقد عقل محض
ایمانوئل کانت

فلسفه ی نقادی کانت: رابطه ی قوا
ژیل دلوز

تعبیر رویاهای یک روح بین از طریق رویاهای متافیزیک
ایمانوئل کانت

بنیانگذاری برای مابعدالطبیعه ی اخلاق
ایمانوئل کانت

نقد عقل عملی
امانوئل کانت، ایمانوئل کانت

نقد قوه ی حکم
ایمانوئل کانت

گفتاری درباره اقتصاد سیاسی
ژان ژاک روسو

امیل
ژان ژاک روسو

ایده های بنیادین دیوید هیوم
جیمز آر. اتسون

تجربه گرایی و سوبژکتیویته: پژوهش در باب طبیعت انسانی برحسب نظر هیوم
ژیل دلوز

رساله ای درباره طبیعت انسان کتاب دوم: درباره احساس ها، تلاشی در ارائه شیوه تجربی استدلال در امور انسانی
دیوید هیوم

تاملات دکارتی: مقدمه ای بر پدیده شناسی
ادموند هوسرل

دکارت
جان کاتینگ هم

اسپینوزا: رساله سیاسی
آنتونیو نگری

جهان اسپینوزا: درس گفتارهای ژل دلوز درباره ی اسپینوزا
ژیل دلوز

اسپینوزا فلسفه الهیات و سیاست
کارل یاسپرس

خدا، لاک و برابری: مبانی مسیحی اندیشه ی سیاسی جان لاک
جرمی والدرون

ایده های بنیادین جان لاک
اریک مک

رساله ی دوم درباره ی دولت
جان لاک

پرسش هایی درباره ی قانون طبیعت
جان لاک

نامه ای در باب تساهل
جان لاک

نوشته های سیاسی
فرانسوا ماری آروئه دو ولتر

لایبنیتس: نوشته های سیاسی
گوتفرید ویلهلم فنون لایبنیتس

بهیموت یا پارلمان طولانی
توماس هابز

لویاتان
توماس هابز

عقل و احساس
جین آستین

غرور و تعصب
جین آستین

اگنس گری
آن برونته

بلندی های بادگیر
امیلی برونته

ویلت
شارلوت برونته

میدل مارچ: داستان یک شهر
جورج الیوت

رومولا
جورج الیوت

بنیاد مابعد الطبیعه اخلاق
ایمانوئل کانت

تاریخ طبیعی دین
دیوید هیوم

جامعه باز و دشمنان آن
کارل پوپر

خشونت و اندیشه هایی درباره سیاست
هانا آرنت

فراسوی نیک و بد
فردریش نیچه

پیرمرد و دریا
ارنست همینگوی

زوربای یونانی
نیکوس کازانتزاکیس

آزادی یا مرگ
نیکوس کازانتزاکیس

مسیح باز مصلوب
نیکوس کازانتزاکیس

سرنوشت بشر
آندره مالرو

فاتحان
آندره مالرو

ضد خاطرات
آندره مالرو

پایدیا
ونر یگر

سینمای بلاتار
سعیده طاهری، بابک کریمی

در زمانه ی پروانه ها
خولیا آلوارز

دیار اجدادی
فرناندو آرامبورو

ایبسن و فلسفه: جستارهایی درباره هدا گابلر
جمعی از مولفان

تبار مورچگان
چارلی کافمن

از چشم فلسفه 3: سوفوکلس و فلسفه، جستارهایی درباره نمایشنامه های ادیپوس
پل وودراف

جان های همدل: منتخب نامه های ویرجینیا وولف
ویرجینیا وولف

ویلیام در گذر ایام: شکسپیر چگونه شکسپیر شد
استیون گرین بلت

تجربه و هنر زندگی 1: کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم
اسلاونکا دراکولیچ

آزارشان به مورچه هم نمی رسید
اسلاونکا دراکولیچ

از چشم فلسفه 6: کامو و فلسفه، جستارهایی درباره طاعون
جمعی از نویسندگان

من طرف حقیقت می ایستم
جمعی از نویسندگان

لیدی ال
رومن گاری

میعاد در سپیده دم
رومن گاری

خداحافظ گاری کوپر
رومن گاری

توفان
رومن گاری

پرندگان می روند در پرو بمیرند
رومن گاری

مردی با کبوتر
رومن گاری

زندگی در پیش رو
رومن گاری

مهمانی خداحافظی
میلان کوندرا

عشق های خنده دار
میلان کوندرا

بی خبری
میلان کوندرا

شوخی
میلان کوندرا، میلان کوندار، تری ایگلتون

هفتاد و پنج برگ و دیگر دست نویس های منتشر نشده
مارسل پروست

حکایت های کنتربری
جفری چاسر

معرکه
لویی فردینان سلین

گرترود
هرمان هسه

خاندان مالاولیا
جووانی ورگا

اصلاحات
جاناتان فرنزن

هرمان و دوروته آ
یوهان ولفگانگ فون گوته

دیدار غرب و شرق در هجرت گوته: شعر فارسی در دیوان گوته
یوهان ولفگانگ فون گوته

دیوان غربی-شرقی
یوهان ولفگانگ فون گوته

پنج اثر: دو نمایشنامه یک دیالوگ جمعی دو افسانه
یوهان ولفگانگ فون گوته

ریگ روان
استیو تولتز

هرچه باداباد
استیو تولتز

جزء از کل
استیو تولتز

پسران رویین
سوتلانا آلکساندرونا آلکسویچ

آخرین شاهدها: تک نوازی برای آوای کودکان
سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ

جنگ، چهره ی زنانه ندارد
سوتلانا الکسیویچ

در جبهه ی غرب خبری نیست
اریش ماریا رمارک

تنگنا
لیانید آندری یف

تاراس بولبا
نیکلای گوگول

یادداشت های یک دیوانه
نیکلای گوگول

نفوس مرده
نیکلای گوگول

بازار مکاره
نیکلای گوگول

یادداشت های زیرزمینی
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فیودور داستایوسکی، فئودور داستایوفسکی

جوان خام
فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی

خاطرات خانه اموات
فئودور داستایفسکی

قمارباز
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فئودور داستایوفسکی

ابله
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فیودور داستایوسکی، فئودور داستایوسکی

حاجی مراد
لئو تولستوی

مرگ ایوان ایلیچ
لئو تولستوی، لیف تالستوی، لیو تالستوی

پالیکوشکا
لئو تولستوی

کودکی
لئو تولستوی، لیو تالستوی، ژاک پرور

شیطان
لئو تولستوی، لیو تالستوی

قزاقان
لئو تولستوی، لئون تولستوی

سونات کرویتسر
لئو تولستوی

مزرعه حیوانات
جورج اورول

1984
جورج اورول

برهوت و ملکوت
آلبر کامو

اسطوره سیزیف
آلبر کامو

آدم اول
آلبر کامو

یادداشت ها
آلبر کامو

مرگ خوش
آلبر کامو

بیگانه
آلبر کامو

خموشان
آلبر کامو

سقوط
آلبر کامو، تی جی نیومن، تی. جی نیومن

طاعون
آلبر کامو

انسان، عشق، عدالت: مجموعه ی کامل نمایشنامه های آلبر کامو
آلبر کامو

روبسپیر: سرگذشت یک انقلابی
پیتر مک فی

چهار نمایشنامه از هنریک ایبسن: دشمن مردم، ستون های جامعه، مرغابی وحشی، یان گابریل بورکمن
هنریک ایبسن

پنین
ولادیمیر ناباکوف

دفاع لوژین
ولادیمیر ناباکوف

دعوت به مراسم گردن زنی
ولادیمیر ناباکوف

نمایشنامه سه خواهر
آنتون چخوف

باغ آلبالو
آنتون چخوف، آنتوان پاولوویچ چخوف، میرعلی اکبری

نمایشنامه دایی وانیا
آنتون چخوف

پدر
اگوست استریندبرگ، فلوریان زلر

یاغی
اگوست استریندبرگ

مارگاک
اگوست استریندبرگ

خانه ی سوخته
اگوست استریندبرگ

سونات اشباح
اگوست استریندبرگ

نفوس مرده: کمدی در چهار پرده
میخائیل آفاناسیویچ بولگاکوف

باریس گادونوف
الکساندر سرگیویچ پوشکین

برادرزاده رامو
دنی دیدرو

دون کارلوس
شیلر

اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری
ماکس وبر

سیاست ارسطو
ارسطو

جمهور
افلاطون

اعتراضات و پاسخ ها
رنه دکارت

لیبرالیسم محافظه کار: گزیده نوشته های مهم متفکران امروز آنگلوساکسون
مجموعه ی نویسندگان

بابا گوریو
اونوره دوبالزاک

تربیت احساسات مادام آرنو
گوستاو فلوبر

دسته ی دلقک ها
لویی فردینان سلین

قصر به قصر
لویی فردینان سلین

نمایش افسانه ای برای وقتی دیگر
لویی فردینان سلین

خوشی ها و روزها
مارسل پروست

در باب خواندن
مارسل پروست

جنایت و مکافات
فئودور داستایفسکی

برادران کارامازوف
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایوسکی، فئودور داستایوسکی

تلماک
فنلون

انه اید
ویرژیل

ایلیاد و اودیسه
هومر

یا این یا آن 2
سورن کیرکگور

یا این یا آن 1
سورن کیرکگور

جستاری در خصوص فاهمه بشری
جان لاک

زایش تراژدی و چند نوشته ی دیگر
فریدریش ویلهلم نیچه

تاملات نابهنگام
فریدریش ویلهلم نیچه

انسانی، زیاده انسانی
فردریش ویلهلم نیچه

دو مسئله ی بنیادین اخلاق
آرتور شوپنهاور

ریشه ی چهارگان اصل دلیل کافی
آرتور شوپنهاور

در باب طبیعت انسان
آرتور شوپنهاور

متعلقات و ملحقات: مجموعه مقالات شوپنهاور
آرتور شوپنهاور

جهان همچون اراده و تصور
آرتور شوپنهاور

ژان کریستف
رومن رولان

سال مرگ ریکاردو ریش
ژوزه ساراماگو

پوست
کورتزیو مالاپارته

کوه جادو
توماس مان

شاهکار
امیل زولا

دشمنان
آنتون چخوف، ایزاک باشویس سینگر، آنتوان پاولوویچ چخوف

الیورتویست
چارلز دیکنز

داستان دو شهر
چارلز دیکنز

روزگار سخت
چارلز دیکنز، ماریو بارگاس یوسا

دوست مشترک ما
چارلز دیکنز

شیاطین
فئودور داستایفسکی

خانم دلوی
ویرجینیا وولف

شکست
امیل زولا

صومعه ی پارما
استاندال

سرخ و سیاه
استاندال

مادام بوواری
گوستاو فلوبر

اعترافات
ژان ژاک روسو

آناکارنینا
لئو تولستوی، لئون تولستوی

جنگ و صلح
لئو تولستوی

رستاخیز
لئو تولستوی

پیکار با سرنوشت
واسیلی گروسمان

پرومته در زنجیر
آیسخولوس

خدایان تشنه اند
آناتول فرانس

راهبه
دنی دیدرو

کارگران دریا
ویکتور هوگو

نود و سه
ویکتور هوگو

بینوایان
ویکتور هوگو

روح القوانین منتسکیو
شارل لویی دوسکوندا منتسکیو

نان و شراب
اینیاتسیو سیلونه

خوشه های خشم
جان اشتاین بک

ریشه ها
الکس هیلی

بخش سرطان
اکساندر سولژنیتسین

گذر از رنج ها
آلکسیی نیکولایویچ تولستوی

ابداع خاورمیانه: بریتانیا و خلیج فارس در عصر امپریالیسم جهانی
گیومت کروزه

سقوط پول: ابر تورم آلمان و نابودی طبقه متوسط
فریدریک تیلور

روشنفکران فرانسه علیه چپ: برهه ی ضد توتالیتر دهه ی 1970
مایکل اسکات

بازآفرینی چپ گرایی: احزاب غربی از سوسیالیسم تا نئولیبرالیسم
استفانی ال. ماج

ابداع امر اجتماعی: رساله ای درباره ی افول هیجانات سیاسی
ژاک دونزولو

جمهوری خواهی: نظریه ای در آزادی و حکومت
فیلیپ پتی

دن کیشوت
میگل سروانتس، میگوئل دو سروانتس

دنیای دیروز: خاطرات یک اروپایی
اشتفان سوایگ

روزگار رفته: آخرین سرخ ها
سوتلانا آلکساندرونا آلکسویچ

هتل سرخ: جنگ رسانه ای استالین
آلن فیلیپس

آدولف هیتلر: دوران ویرانگری
ایان کرشاو

گولاگ: روایت تاریخ
ان اپلبوم

امید علیه امید: روشنفکران روسیه در دوره ی وحشت استالینی
نادژدا ماندلشتام

انقلاب های 1989: سقوط امپراتوری شوروی در اروپا
ویکتور شبشتین

در آمریکا
سوزان سانتاگ

سکوتم را به شما تقدیم می کنم
ماریو بارگاس یوسا

نشخوار رویاها: خاطرات یک تبعیدی سرکش
آریل دورفمن

گلبرگ بلند دریا
ایزابل آلنده

خاطرات یک دیوانه
گوستاو فلوبر

چادر سبز بزرگ
لودمیلا اولیتسکایا

نردبان یعقوب
لودمیلا اولیتسکایا

آیشمن در اورشلیم: گزارشی در باب ابتذال شر
هانا آرنت

چپ ووک نیست
سوزان نیمن

شر در اندیشه ی مدرن
سوزان نیمن

درس گرفتن از آلمانی ها: خاطره ی شر و مسئله ی نژاد
سوزان نیمن

چهارگانه ی اسکندریه
لارنس دارل

سرمایه نقد اقتصاد سیاسی
کارل مارکس

مقدمه ای بر سرمایه ی مارکس
میشائیل هاینریش

سه گانه ی خواب گردها
هرمان بروخ

برلین الکساندر پلاتس
آلفرد دوبلین

لوته در وایمار
توماس مان

کجا می روی؟
هنریک سینکیویچ

بودنبروک ها: زوال یک خاندان
توماس مان

داستان های کوتاه کافکا
فرانتس کافکا

توپ های ماه اوت
باربارا تاکمن

آینه ای در دور دست: قرن مصیبت بار چهاردهم
باربارا تاکمن

به سوی ایستگاه فنلاند: جستاری در نگارش و کنش تاریخ
ادموند ویلسون

استالین
ادوارد رادزینسکی

آخرین تزار: زندگی و مرگ نیکالای دوم
ادوارد رادزینسکی

در سنگر آزادی
فردریش فون هایک

کارل مارکس و سنت اندیشه ی سیاسی در غرب
هانا آرنت

درباره ی نگریستن
جان برجر

خوش بینی ورای نومیدی: در باب سرمایه داری،امپراتوری و تغییر اجتماعی
نوام چامسکی

شکسپیر میان ماکیاولی و هابز: سیاست بدن های مرده
اندرو مور

نامه هایی در تربیت زیبایی شناختی انسان
فریدریش شیلر

عشق و آگوستین قدیس
هانا آرنت

بیماری منتهی به مرگ
سورن کی یرکگور

فلسفه شر
لارس اسوندسن

علیه تفسیر
سوزان سانتاگ

به سوی فروغ آزادی
آ. ک. گریلینگ

برای عشق به میهن: جستاری در باب وطن پرستی و ملی گرایی
مائوریتسیو ویرولی

ویتسک
گئورگ بوشنر

بوطیقای سینما
دیوید بردول

پاراگونه: مقایسه هنرها
لئوناردو داوینچی

زندگی نمایش
اریک بنتلی

شکسپیر: گفت وگوهایی با یان کات _ هملت: یک کولاژ
چالز ماروویتز

شکسپیر و جامعه
تری ایگلتون

تاریخ تئاتر جهان 1
اسکار گروس براکت

چشم پاینده: جستارهایی درباره ی هنر
جولین بارنز

پرتره ها و اشخاص: یک تحقیق فلسفی
سینتیا فریلند

نظریه های تئاتر: از یونان باستان تا پایان عصر روشنگری
ماروین کارلسون

نظریه های هنر 1: از افلاطون تا وینکلمان
موشه باراش

تاریخ زیبایی شناسی 1: دوران باستان
وودایسوف تاتارکیویچ

تاریخ مفاهیم بنیادی زیبایی شناسی
وودایسوف تاتارکیویچ

تاریخ سینما: از ابتدا تا 1970
اریک رد

یادداشت هایی درباره ی سوسیالیسم
جان استوارت میل

وسایل بی هدف: یادداشت هایی در باب سیاست
جورجو آگامبن

نظریه های ایدئولوژی: قدرت های بیگانگی و انقیاد
یان رمان

ایدئولوژی، اخلاق، سیاست
پل ریکور

اسپینوزا، اخلاق، سیاست
الکساندر مترون

حکم رانی بر خود و دیگران: درس گفتارهای کولژ دو فرانس 1983_1982
میشل فوکو

آنارشیسم
جرج وودکاک

نتایج فرایند مستقیم تولید: فصلی از پیش نویس 1865_1863 سرمایه
کارل مارکس

نظریه ارزش اضافی 1: دست نوشته های 1863_1861
کارل مارکس

هستی شناسی هستی اجتماعی: بخش کار
جرج لوکاچ

هستی شناسی هستی اجتماعی: اصول هستی شناختی بنیادین مارکس
جرج لوکاچ

تاریخ و آگاهی طبقاتی
جرج لوکاچ

درباره ی شر
تری ایگلتون

فقر نظریه یا جهان نمای لغزش ها
ادوارد پالمر تامپسون

تاریخ مبارزات فلسفی در شوروی 1931_1922
رنه زاپاتا

دولت، قدرت، سوسیالیسم
نیکوس پولانزاس

سپیده دم: اندیشه هایی در باب پیش داوری های اخلاقی
فردریش نیچه

دانش شاد
فردریش نیچه

مارکس: از اسطوره تا واقعیت
اندرو بلاندن، راب لوکاس

اشباح مارکس: وضعیت دین، عمل سوگواری و بین الملل نوین
ژاک دریدا

دفترهای زندان: دفتر هشتم
آنتونیو گرامشی

دفترهای زندان: دفترهای ششم و هفتم
آنتونیو گرامشی

دفترهای زندان: دفتر پنجم
آنتونیو گرامشی

دفترهای زندان: دفتر چهارم
آنتونیو گرامشی

دفترهای زندان: دفتر سوم
آنتونیو گرامشی

دفترهای زندان: دفتر دوم
آنتونیو گرامشی

دفترهای زندان: دفتر اول
آنتونیو گرامشی

دل مردگی
ژان پل سارتر

تعلیق
ژان پل سارتر

سن عقل
ژان پل سارتر

سفر به انتهای شب
لویی فردینان سلین

سال های حکمت اندوزی ویلهلم مایستر
یوهان ولفگانگ فون گوته

آشیانه ی اشراف
ایوان تورگنیف

خیابانی دنج در قلب مسکو
میخاییل آسارگین

استونر
جان ویلیامز

لبه ی تیغ
ویلیام سامرست موآم، سامرست موآم

بخت بیدادگر
هدا مارگولیوس کووالی

یخبندان
توماس برنهارد، توماس برنهارت

فابیان
اریش کستنر

هم نوایی در پاییز
باربارا پیم

مرگ به وقت بهار
مرسه رودوریدا، مرسه رودوردا
آخرین نظرها و امتیازها

و اما شاهکار نیمن، فراتر از یک مطالعهی فلسفی خشک، شبیه به یک مواجههی بیواسطه با بنیادیترین هراسهای بشری بود که در لفافهی کلمات متفکران بزرگ پیچیده شده است. نیمن در این اثر درخشان ادعایی جسورانه را مطرح میکند: اینکه محرک اصلی تفکر مدرن، نه پرسشهای انتزاعی دربارهی چیستی جهان، بلکه تلاش برای درک و هضم مفهوم «شر» بوده است. خواندن این کتاب باعث شد بفهمم که تاریخ فلسفه در واقع تاریخ تلاشهای ماست برای اینکه بفهمیم چطور میتوان در جهانی که در آن فجایع بیمعنا رخ میدهند، همچنان به زندگی و اخلاق باور داشت. نیمن، ما را از زلزلهی لیسبون در قرن هجدهم که پایههای الهیات سنتی را لرزاند، به سمت فاجعهی آشویتس در قرن بیستم میبرد که اساسا تعریف ما از «انسان» و «مسئولیت» را دگرگون کرد. او فیلسوفان را به دو جبههی بزرگ تقسیم میکند: آنها که معتقد بودند جهان نظمی عقلانی دارد و ما باید جایگاه شر را در این نظم پیدا کنیم، و آنها که شر را زخمی درمانناپذیر بر پیشانی هستی میدیدند که هیچ توجیهی را برنمیتابد. در طول خواندن این متن حجیم و عمیق، بارها به این فکر کردم که چقدر نگاه ما به مفاهیمی مثل پیشرفت و عقلانیت، زیر سایهی سنگین فجایعی است که قادر به توضیحشان نیستیم. این کتاب به من آموخت که شر، صرفا یک دستهبندی اخلاقی نیست، بلکه مرزی است که توانایی فهم ما را به چالش میکشد. مواجهه با آرای لایبنیتس، کانت، نیچه و هانا آرنت در این کتاب، برای من مثل چیدن قطعات پازلی بود که در نهایت تصویری از «تنهایی انسان مدرن» را ترسیم میکرد؛ انسانی که دیگر نمیتواند شیطان یا قضا و قدر را مسئول رنجهایش بداند و باید با این حقیقت هولناک روبرو شود که شر، نه در نیروهای ماورایی، بلکه در بطن تصمیمات و سکوتهای خود او نهفته است. «شر در اندیشه مدرن» از آن دست کتابهایی است که پس از بستن آخرین صفحهاش، دیگر نمیتوانید به همان سادگی قبل به اخبار فجایع یا رنجهای پیرامونتان نگاه کنید؛ این کتاب سلیقهی فکری شما را ارتقا میدهد و یادتان میدهد که فلسفه، نه بازی با کلمات، بلکه تلاشی جانفرسا برای یافتن معنا در ویرانههای تاریخ است. ترجمهی محسن نیکبخت هم در این میان نقشی کلیدی ایفا کرده است؛ او توانسته است آن لحن روایی و در عین حال تحلیلی سوزان نیمن را به فارسی استواری برگرداند که نه از دقت فلسفیاش کاسته شده و نه از کشش داستانیاش؛ چرا که نیمن تاریخ فلسفه را مثل یک رمان پرتعلیق روایت میکند.

هانا آرنت، شخصی را مقابل ما میگذارد که برای فهم جنایتی در این ابعاد، نمیتوان به یک هیولای استثنایی تبدیلش کرد؛ او در ساختاری اداری کار میکند، دستور میگیرد، وظیفهاش را انجام میدهد و در تمام این مسیر، توان ایستادن و فکر کردن دربارهی معنای کاری را که انجام میدهد از دست میدهد. مسئلهی «ابتذال شر» هم دقیقا از همینجا میآید؛ آرنت دربارهی شخصی حرف میزند که میتواند در انجام شرورانهترین اعمال، فاقد عمق فکری و تخیل اخلاقی باشد. شخصی که خیلی راحت خودش را پشت جملههایی مثل «من فقط وظیفهام را انجام میدادم» پنهان میکند و شاید خطرناکترین لحظه همان جایی باشد که انسان دیگر خودش را صاحب انتخابهایش نمیبیند. آرنت در اینجا تأکیدش این است که ناتوانی در اندیشیدن به معنای بیگناهی نیست. مسئله این است که انسان در چه لحظهای خودش از قضاوت کردن دست میکشد. وقتی دیگر دربارهی درست و غلط فکر نمیکنیم و فقط به جای آن، به درست انجام دادنِ وظیفه فکر میکنیم، ممکن است مرزهای اخلاقی بدون اینکه حتی متوجه باشیم جابهجا شوند. حتی خود دادگاه هم در نگاه آرنت مسئلهای ساده نیست؛ محاکمه باید هم عدالت را دربارهی یک فرد اجرا کند و هم با جنایتی روبهرو شود که قالبهای معمول حقوقی برایش کافی نیستند. کتاب مدام میان تاریخ، اخلاق و حقوق حرکت میکند و اجازه نمیدهد با یک پاسخ ساده از کنار مسئولیت فردی بگذریم.

اسکندریه را در این چهار کتاب فقط به عنوان یک شهر نمیتوان دید؛ کمکم حس کردم خود شهر یکی از شخصیتهای اصلی داستان است. شهری گرم، شلوغ، چندفرهنگی و پر از آدمهایی که هرکدام با گذشته، میل و راز خودشان وارد زندگی دیگری میشوند. دارل کاری میکند که خیابانها، دریا، گرما و فضای شهر فقط پسزمینه نباشند؛ انگار آدمها تا حدی محصول همین محیطاند و هرچه بیشتر در اسکندریه میمانند، بیشتر در پیچیدگی آن حل میشوند. بعد، مسئلهی عشق خودش را نشان میدهد؛ اما نه آن عشقی که بتوان برایش یک تعریف روشن پیدا کرد. در «جاستین» فکر میکنیم آدمها را شناختهایم، به رابطهها معنا میدهیم و حتی برای رفتارشان دلیل پیدا میکنیم. بعد «بالتازار» میآید و تقریبا همان واقعیت را از زاویهای دیگر میشکند. آدمی که تصور میکردیم میشناسیم، ناگهان انگیزهای دیگر دارد و رابطهای که برایمان واضح بود، شکل دیگری پیدا میکند. این تغییر دیدگاه، کمکم به خودمان شک میکنیم که نکند ما همیشه دیگران را نه آنطور که هستند، بلکه آنطور که میتوانیم بفهمیم، دوست داریم. در «مانتاُلیو» لایهی دیگری وارد میشود: سیاست. همان آدمها و همان روابط، این بار در بستری قرار میگیرند که پای دیپلماسی، منافع سیاسی و مناسبات قدرت وسط است. ناگهان میبینیم آنچه در ابتدا یک داستان شخصی و عاشقانه به نظر میرسید، با جهانی بزرگتر ارتباط داشته است. همین تغییر زاویه برایم جذاب بود؛ اینکه زندگی خصوصی انسانها هیچوقت کاملاً خصوصی نمیماند و گاهی سیاست بدون اینکه اجازه بگیریم وارد روابط، انتخابها و حتی احساساتمان میشود. اما «کلیا» برای من نقطهای بود که چهارگانه از شناخت دیگران به شناخت خود میرسد. زمان گذشته و آدمها دیگر همان آدمهای قبلی نیستند. چیزی که زمانی عشق به نظر میرسید، شکل دیگری پیدا کرده و بعضی زخمها دیگر مثل گذشته درد نمیکنند. اینجا فهمیدم شاید دارل نمیخواهد فقط بگوید «حقیقت نسبی است»؛ میخواهد نشان دهد خودِ ما هم با گذشت زمان تغییر میکنیم و بنابراین حقیقتی که دربارهی گذشتهمان میگوییم، از آدمی به آدم دیگر و از زمانی به زمان دیگر تغییر خواهد کرد. و این شاید شخصیترین چیزی بود که از خواندن چهارگانه گرفتم: آدمها را نمیشود یکبار برای همیشه شناخت. ممکن است سالها کسی را دوست داشته باشی، از او متنفر شوی، دربارهاش قضاوت کنی و بعد با یک تکهی تازه از گذشتهاش بفهمی که تمام این مدت فقط بخشی از او را دیدهای. دارل این ناتوانی در شناخت کامل دیگری را نه یک نقص، بلکه بخشی از ماهیت رابطهی انسانی میداند. حقیقت در این کتاب یک شیء پنهان نیست که بالاخره پیدایش کنیم؛ چیزی است که هر بار از زاویهای تازه شکل میگیرد. شاید به همین دلیل، بعد از چهار جلد دیگر نمیتوانستم خودم را صرفا خوانندهی داستان بدانم. من هم بخشی از این بازی زاویهها شده بودم. هر بار که فکر میکردم فهمیدهام چه اتفاقی افتاده، کتاب مجبورم میکرد برداشت قبلیام را پس بگیرم. و این برای من جذابترین تجربهی چهارگانه بود: اینکه کتاب نهتنها شخصیتهایش، بلکه قضاوتهای خواننده را هم وارد داستان میکند.

✍🏻پروژه دفترهای زندان از آنتونیو گرامشی (مجموعه ۸جلدی) خواندن هشت جلد دفترهای زندان برای من بیشتر شبیه دنبال کردن ذهن انسانی بود که در شرایطی ساخته شده بود تا اندیشیدن را از او بگیرد، اما درست در همان شرایط، اندیشه را به تنها امکان مقاومتش تبدیل کرد. گرامشی در زندان صرفا دربارهی سیاست نمینویسد؛ از تاریخ، فرهنگ، زبان، آموزش، روشنفکران، ادبیات، مذهب، دولت و حتی شیوهای که مردم جهان را در ذهن خودشان میسازند حرف میزند. همین گستردگی باعث میشود دفترهای زندان را نتوان فقط یک متن سیاسی یا مارکسیستی دانست؛ با نوعی تلاش مداوم برای فهمیدن سازوکار جامعه روبهرو هستیم. چیزی که در تمام این هشت جلد برایم پررنگتر شد، وسواس گرامشی نسبت به مفهوم هژمونی بود؛ اینکه قدرت فقط با زور حکومت نمیکند. بخش مهمتری از قدرت زمانی شکل میگیرد که یک نظم اجتماعی بتواند ارزشها و باورهای خودش را آنقدر طبیعی جلوه دهد که انسانها بدون اینکه مجبور باشند، همان چیزهایی را بخواهند و باور کنند که آن نظم از آنها انتظار دارد. این نگاه، سیاست را از ساختمان دولت بیرون میآورد و وارد مدرسه، خانواده، زبان، روزنامه، ادبیات و زندگی روزمره میکند. به همین دلیل، مفهوم روشنفکر نزد گرامشی برایم یکی از جذابترین بخشهای مجموعه بود. روشنفکر در نگاه او صرفا کسی نیست که کتاب میخواند یا دربارهی مسائل نظری مینویسد؛ مسئله این است که هر گروه و هر جامعه چگونه اندیشهی خودش را تولید میکند و چه کسانی در شکل دادن به فهم عمومی نقش دارند. اینجا اندیشیدن دیگر یک فعالیت شخصی و منزوی نیست؛ تبدیل به مسئولیت اجتماعی میشود. از طرف دیگر، هرچه جلوتر رفتم، بیشتر احساس کردم گرامشی برخلاف تصویری که گاهی از یک نظریهپرداز سیاسی ساخته میشود، به پیچیدگی جهان بیاعتنا نیست. او بارها از سادهسازی فاصله میگیرد و نشان میدهد تغییر اجتماعی چیزی نیست که فقط با یک تصمیم سیاسی یا یک شورش ناگهانی اتفاق بیفتد. ساختارها، فرهنگ، تاریخ و عادتهای فکری به هم گره خوردهاند و همین تغییر را دشوار میکند. مفهوم جنگ موضعی برای من دقیقا از همین منظر اهمیت پیدا کرد: تغییر واقعی گاهی نه در یک لحظهی انفجاری، بلکه در فرایندی طولانی و فرساینده اتفاق میافتد. دفترهای زندان البته کتابی نیست که همیشه آسان خوانده شود. تکرار بعضی مفاهیم، یادداشتهای ناتمام، بازگشت دوباره به موضوعات و ماهیت پراکندهی نوشتهها باعث میشود خواندن مجموعه به صبر زیادی احتیاج داشته باشد. گاهی حتی احساس میکردم گرامشی به جای اینکه یک نظریه را تمام کند، آن را رها میکند تا از زاویهای دیگر دوباره به سراغش بیاید. اما همین شکل ناتمام، بخشی از جذابیت مجموعه هم هست؛ ما با یک دستگاه فکری کاملا بسته مواجه نیستیم، بلکه با ذهنی روبهرو هستیم که دائما در حال آزمودن، اصلاح کردن و دوباره فکر کردن است. و شاید همین مسئله برای من مهمترین چیزی بود که از هشت جلد باقی ماند: قدرت واقعی فقط در توانایی تغییر دادن دیگران نیست؛ در توانایی تعریف کردن واقعیتی است که دیگران در آن زندگی میکنند. گرامشی کاری میکند نسبت به چیزهایی که تا پیش از آن بدیهی به نظر میرسیدند، دوباره سؤال کنیم؛ چرا چیزی را طبیعی میدانیم؟ چه کسی این «طبیعی بودن» را ساخته؟ چرا بعضی ایدهها عقل سلیم به نظر میرسند و بعضی دیگر افراطی؟ بعد از تمام کردن هر هشت جلد، بیشتر از اینکه احساس کنم مجموعهای از پاسخها گرفتهام، حس کردم کیفیت سؤال پرسیدنم تغییر کرده است. و شاید ارزش اصلی دفترهای زندان برای من همین باشد: کتابی که به جای اینکه جهان را برایت توضیح دهد، وادارت میکند به چیزهایی که فکر میکردی توضیحشان را میدانی، دوباره و از ابتدا نگاه کنی.

«سن عقل» نخستین جلد از سهگانهی «راههای آزادی» صرفاً یک رمان نیست، بلکه میدانی است برای آزمون و نمایش زندهی مفاهیم فلسفی، بهویژه در باب آزادی، انتخاب، مسئولیت، و ماهیت وجود انسان در دنیایی پرتنش و در آستانهی بحران. این اثر، که در روزهای پرفشارِ ژوئن ۱۹۳۹ رخ میدهد، پیش از آنکه به جزئیات پیرنگ داستانی بپردازد، تلاشی است برای فهمیدن اینکه انسان در مواجهه با انتخابهای سرنوشتساز، چگونه خود را میسازد و چگونه پیامدهای آن انتخابها او را تعریف میکنند. در هستهی اصلی «سن عقل» مفهوم آزادی رادیکال قرار دارد؛ آزادیای که سارتر آن را نه به معنای فقدان محدودیت، بلکه به مثابه بار سنگین و ناگزیر انتخاب تعریف میکند. شخصیت محوری، ماتیو دلماس، استاد فلسفهای که خود را پیرو اندیشههای آزادیبخش میداند، در اوایل رمان به دنبال حفظ همین آزادی ظاهری و گریز از قید و بندهای مرسوم زندگی است. اما پیشآمدی کاملاً ملموس و مادی، بارداری ناخواستهی نامزدش، مارسل، او را در نقطهی تلاقی با واقعیتی قرار میدهد که تمام تئوریهایش را به چالش میکشد. اینجاست که سارتر نشان میدهد انسان محکوم به آزادی است؛ یعنی نمیتواند از انتخاب شانه خالی کند، حتی انفعال و عدم تصمیمگیری، خود انتخابی است با پیامدهای خاص خود. ماتیو برای فرار از مسئولیت این وضعیت، ناچار به جستجوی راهحلهایی چون سقط جنین میشود، که این خود او را درگیر زنجیرهای از انتخابهای دیگر و پیچیدهتر میکند. این کشمکش، ما را به مفهوم مسئولیت رهنمون میسازد. از دیدگاه اگزیستانسیالیستی سارتر، آزادی نه تنها حق انتخاب، بلکه پذیرش کامل پیامدهای آن انتخاب است. ماتیو در تلاش برای حفظ آزادی خود، ناخواسته به دام مسئولیت سنگینتری میافتد. او این را درمییابد که هر انتخاب، او را در مسیری قرار میدهد که دیگر راه بازگشتی به وضعیت پیشین نیست. این درک، اضطرابی عمیق را در او برمیانگیزد؛ اضطرابی که سارتر آن را «آنگوئس» (Angoisse) یا همان اضطراب اگزیستانسیال مینامد. این اضطراب، نتیجهی آگاهی به آزادی مطلق و تنهایی انتخاب در جهانی بیهدف است. در بطن این مبارزه، پدیدهی بدبینی، خود را نشان میدهد. ماتیو، و بسیاری از شخصیتهای دیگر، در لحظاتی از خودفریبی و گریز از پذیرش مسئولیت کامل انتخابهایشان رنج میبرند. آنها سعی میکنند خود را در قالب نقشهای از پیش تعیین شده (مانند فیلسوف منتقد جامعه، یا فردی که قربانی شرایط است) پنهان کنند. ماتیو با تکیه بر ایدههای انتزاعی خود، سعی در توجیه رفتارهایش دارد، اما موقعیت، او را مجبور به رویارویی با تناقضات درونیاش میکند. بدبینی، روشی است برای انکار آزادی و خودساختگی، و پناه بردن به جبر یا تقدیر، که انسان را از سنگینی بار خود بودن رهایی میبخشد. اما «سن عقل» تنها به کاوش در درون فرد نمیپردازد؛ این اثر، نقش دیگری را نیز در شکلگیری هویت و تجربهی ما برجسته میسازد. مارسل، نامزد ماتیو، تنها یک شخصیت داستانی نیست، بلکه او «دیگری» است که وجود ماتیو را به چالش میکشد و او را مجبور به بازنگری در خود میکند. نگاه، قضاوت، و انتظارات مارسل، بر تصمیمات ماتیو تأثیر میگذارند و او را در مواجهه با جنبههایی از واقعیت که پیش از این نادیده گرفته بود، قرار میدهند. این تعامل با دیگری، در عین حال که میتواند موجب خودشناسی شود، خود بخشی از چالشِ آزادی است، زیرا انسان در جامعه و در نسبت با دیگران زندگی میکند. در نهایت، سارتر «سن عقل» را در بستری تاریخی و پرتنش قرار میدهد: آستانهی جنگ جهانی دوم. این فضای پر از اضطراب، به طور نمادین، وضعیت انسان مدرن را در جهانی که به سوی پوچی و خشونت پیش میرود، بازتاب میدهد. انتخابهای فردی، هرچند به ظاهر کوچک، در چنین جهانی از اهمیت مضاعفی برخوردار میشوند، چرا که پیامدهای آنها میتواند فراتر از دایرهی شخصی رفته و دامنهی گستردهتری بیابد. شخصیتها در این رمان، در حال جستجوی معنا در جهانی هستند که به نظر میرسد هیچ معنای از پیش تعیین شدهای ندارد. آنها در مواجهه با پوچی، تلاش میکنند تا با انتخابهای خود، مسیری برای خود بسازند، حتی اگر این مسیر پر از تردید، اضطراب، و مواجهه با بدبینی باشد.

سلین از همان ابتدا آدم را وارد جهانی میکند که در آن تقریبا هیچچیز آنطور که باید نیست؛ جنگ، استعمار، فقر، کار، عشق و حتی خود انسان، همه در معرض یک نگاه بیاعتماد و بیرحم قرار میگیرند. فردینان باردامو از جنگ شروع میکند و در مسیرش از آفریقا و آمریکا تا حاشیههای پاریس میگذرد؛ اما این سفر، سقوط تدریجی توهمات او دربارهی انسان و جهان است. نویسنده تقریبا هیچ فرصتی به خودش نمیدهد که از این تاریکی فاصله بگیرد. او آدمها را در موقعیتهایی قرار میدهد که تمام ادعاهای اخلاقی، تمدنی و انسانیشان را بیاعتبار میکند. سرباز، کارگر، سرمایهدار، استعمارگر و حتی آدم معمولی، وقتی پای منفعت و بقا وسط میآید، آنقدرها هم از هم فاصله ندارند. اما خودِ زبان سلین تلختر از محتوا بود. جملهها انگار آرام نمینشینند؛ مدام میپرند، میپیچند، طعنه میزنند و دوباره به همان زخم برمیگردند. لحن عامیانه و عصبی او باعث میشود روایت بیشتر شبیه حرف زدن آدمی است که آنقدر از دیدن جهان خسته شده که دیگر حوصلهی مؤدب بودن دربارهاش را ندارد. طنز سیاه کتاب هم دقیقا از همینجا میآید؛ گاهی آنقدر به یک موقعیت میخندی که چند ثانیه بعد متوجه میشوی چیزی که خندهدار بوده، در واقع وحشتناک است. باردامو برای من قهرمان قابلتحسینی نیست و اتفاقا قرار هم نیست باشد. ترسو است، متناقض است، گاهی خودخواه است و خیلی وقتها فقط تلاش میکند از مخمصهای به مخمصهی بعدی برسد. اما همین باعث میشود روایتش انسانیتر باشد. او میخواهد بفهمد چطور میشود در جهانی که چندان میلی به انسان بودن ندارد، زنده ماند. البته همین بیرحمی مداوم گاهی برای من خستهکننده شد. وقتی تقریبا هیچ نقطهی امنی برای امید، اعتماد یا حتی آرامش وجود ندارد، بعضی بخشها بهجای اینکه بیشتر تکاندهنده باشند، به تدریج اثر اولیهشان را از دست میدهند. اما حتی در این لحظات هم زبان سلین اجازه نمیدهد کتاب کاملا بیاثر شود.
آخرین جملهها

«طبیعت به تمایزهای بین انواع گناه و انواع بیگناهی بیتفاوت است؛ تروریستها فعالانه آن تمایزها را نادیده گرفتند. هدف تروریستها شکلگیری همان چیزی بود که اخلاقیات میکوشد از آن جلوگیری کند: مرگ و ترس.(روسو بر این باور بود که ترس از مرگ بدتر از خود مرگ است، زیرا ترس آزادی ما را تهدید و زندگی را به کاممان تلخ میکند.)»

«و درست همانطور که فرض قانون در کشورهای متمدن این است که ندای وجدان به همه انسانها میگوید «قتل مکن!» بهرغم آنکه امیال و گرایشهای طبیعی انسان ممکن است گاهی مرگبار باشند، قانون کشور هيتلر نیز اقتضا میکرد که ندای وجدان به همه بگوید «قتل بکن»، هرچند که سازماندهندگان کشتارها بهخوبی میدانستند که قتل، خلاف امیال و گرایشهای طبیعی اغلب افراد است. شر در رایش سوم آن ویژگیای را که اغلب انسانها به آن میشناسند، از دست داده بود؛ ویژگی وسوسه، بسیاری از آلمانیها و بسیاری از نازیها شاید اکثریت قاطعی از آنها لابد وسوسه شده بودند که دست به قتل نزنند، سرقت نکنند، اجازه ندهند همسایگانشان را به کام مرگ بفرستند(چون قطعا میدانستند که یهودیان دارند به کام مرگ فرستاده میشوند، هرچند بسیاری از آنها شاید از جزئیات مخوف بیخبر بوده باشند) و با سودبردن از این جنایتها در آنها همدست نشوند؛ اما الحق که یاد گرفته بودند چطور در مقابل وسوسه مقاومت کنند.»

«بیهوده است که دلباختگی را پیوند میان اذهان و افکار بدانیم. ماجرا به آتش افتادن هم زمان دو روحی است که هر کدام مستقلا درگیر بالیدناند و غلیان عواطف نتیجهی انفجاری است که بیصدا درونمان اتفاق میافتد و دلباخته ، حول و حوش این اتفاق، بهتزده و پریشانحواس، میجنبد تا تجربه خود را بیآزماید. اویی که دوستش داریم صرفا کسی است که همزمان و خودشیفتهوار در تجربهمان شریک است و میل نزدیک بودن به این موجود عزیز هم از ابتدا به قصد تصاحب او نیست، به قصد مقایسه دو برداشت از یک اتفاق واحد است، مثل مقایسه تصویر سوژهای واحد در آینههای مختلف. همه اینها مقدم است بر اولین نگاه، بوسه یا لمس، مقدم است بر جاه طلبی، غرور یا حسادت و مقدم است بر اولین ابراز علاقههایی که نقطه عطف رابطهاند، چون از اینجاست که عشق به عادت، به مالکیت، تنزل میابد و به تنهایی برمیگردد.»

«گرامشی، یک رهبر سوسیالیست اتحادیهی کارگری را برای تمجید از پرولتاریا به مثابهی طبقهای «با دستانی پینهبسته و مغزی که با فرهنگ و بیماری مدرسی آلوده نشده است» به باد انتقاد گرفت. گرامشی اعتقاد داشت که طبقات استثمارشده بدون فرهنگ هرگز نمیتوانند امیدوار باشند که نقش خود را در تاریخ یا حقوق یا وظایف خود را درک کنند. وی در ادامه توضیح داد که محرک آزادی و تغییر اجتماعی از فرایند «تأمل خردورزانه» نشئت میگیرد و به این دلیل است که «کار شدید انتقادی، نفوذ فرهنگی و گسترش ایدهها مقدم بر هر انقلابی قرار دارد…»

«خیال میکردم آزادی یعنی اینکه از روبهرو به موقعیتهایی نگاه کنیم که خودمان با میل خودمان در برابر آنها قرار گرفتهایم و تمام مسئولیتهایش را هم بپذیریم. اما بدون شک، این نظر تو نیست: تو جامعهی سرمایهداری را محکوم میکنی، درحالی که خودت کارمند این جامعهای؛ با اصول کمونیستها همدلی نشان میدهی اما زیر بار تعهد دادن نمیروی. تو هرگز رای ندادهای. طبقهی بورژوا رو تحقیر میکنی، درحالی که خودت بورژوا هستی، پسر و برادر یک بورژوا، و مثل یک بورژوا زندگی میکنی.»

«هرگز نمیشود آنطور که باید و شاید به کلمات اعتماد کرد. کلمات، ظاهر بیآزاری دارند، ابدا به نظر نمیرسد که ممکن است خطرناک باشند، بیشتر به باد هوا شباهت دارند، به صداهای کوچک دهن، نه شورند و نه بینمک، و به محض اینکه از دهن بیرون میآیند، از راه گوش، بهوسیله توده نرم و خاکستری مُخ، درک میشوند. هیچکس به کلمات خودش شک ندارد و مصیبت از همینجا شروع میشود.»
نویسندههای دنبالشده
کسی رو دنبال نکرده.
