خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب توتالیتاریسم و طرفداران آن

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار توتالیتاریسم و طرفداران آن

لشک کولاکوفسکی/نشر کتاب پارسه/1 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب توتالیتاریسم و طرفداران آن رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

مبین محمدی

@mobinmohammadi · ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

«کمونیست‌ها در وضعیت دائمی جنگ با جهان قدیم هستند؛ آن‌ها از قلعه‌ای دفاع می‌کنند که از هر طرف به دست نیروهای نظم قدیم محاصره شده است. در این قلعه محاصره‌شده فقط یک هدف وجود دارد: مقاومت در برابر محاصره. و هر چیزی که این هدف را پیش ببرد، خوب است. در قلعه محاصره‌شده هر درگیری، هر کشمکش، فاجعه‌بار است، و هر نشانه ضعف، پیروزی برای دشمن، و هر نرمش در انضباط، مصیبت به حساب می‌آید. ارتش در نظام کمونیستی از دموکراسی بیزار است؛ در این ارتش، اطاعت از یک پیشوای نابخرد بهتر از پراکندن بذر هرج‌ومرج است‌، هر قدر هم که ذهنِ پشت آن با ذکاوت و نافذ باشد. پس اگر می‌دانیم که جوزف استالین، فیلسوفی تهی‌دست و بدوی است، بهتر است ذهنمان را متوجه اثبات خلاف این واقعیت کنیم، به‌جای اینکه، حتی در همین یک حوزه، اقتداری را که وجودش شرط پیروزی است، تضعیف کنیم. پس اگر می‌دانیم که ژید نویسنده بزرگی است، باز هم اگر تفنگدار قلعه، هرگز اسم او را نشنیده باشد، بهتر از آن خواهد بود که غرق در مطالعه آثار او شود و حتی یک‌بار، تیرش به خطا برود. و اگر فرمانده قلعه جنایتکار باشد، خاموش از کنار این مسئله گذشتن، بهتر از تن دادن به این خطر است که زیردستانش در پیگیری مجازات او، دروازه‌ها را بدون محافظ بگذارند.»

این بخش  یکی از مسائل بنیادی در تحلیل نظام‌های ایدئولوژیک، نسبت میان «حفظ انسجام» و «امکان تصحیح خطا» است. هرگاه یک سازمان سیاسی خود را در وضعیت تهدید دائمی تعریف کند، امنیت تشکیلاتی می‌تواند به معیار اصلی داوری تبدیل شود و ارزش‌هایی مانند حقیقت، نقد و مسئولیت فردی در مرتبه‌ای پایین‌تر قرار بگیرند. در این وضعیت، انحراف از خط رسمی، اختلالی در بقای کل مجموعه تلقی می‌شود. نمونه‌ی تاریخی روشن آن را می‌توان در تحول حزب بلشویک پس از انقلاب روسیه دید؛ جایی که شرایط جنگ داخلی، بحران اقتصادی و مداخله‌ی خارجی به تدریج محدودیت‌های سیاسی را به عنوان ضرورت‌های موقت توجیه کرد و بخشی از همان محدودیت‌ها بعدا در ساختار دائمی قدرت باقی ماند. اهمیت تاریخی این فرایند در همین تبدیل است که «وضعیت اضطراری» می‌تواند از یک استثنا به منطق عادی حکومت تبدیل شود. از منظر اخلاق سیاسی، اینجا مسئله جابه‌جایی معیار مشروعیت است. هنگامی که بقای سازمان یا حکومت به معیار نهایی تبدیل شود، ممکن است یک عمل نادرست صرفا به دلیل فایده‌ی تشکیلاتی‌اش پذیرفته شود. این همان نقطه‌ای است که سیاست از سنجش اخلاقی فاصله می‌گیرد و نتیجه، جای اصول را می‌گیرد.