«حس می کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدم های بی حیا، پررو ، گدامنش، معلومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود. برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه ی جلوی دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم می جنبانید گدایی می کردند و تملق می گفتند. فکر زندگی دوباره مرا می ترسانید و خسته می کرد.»
برگشت به صفحه کتاب

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار زنده به گور
صادق هدایت/بدرقه جاویدان/3 جمله
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب زنده به گور رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
««هرکس به اندازهی احتیاجش دروغ میگوید.»»
«آب زندگیس. اما اگه آب زندگی به مردم بدن و گوششون واز بشه دیگه زیر بار ارباباشون نمیرن، اینایی رو که میبینی به این درخت دار زدن میخواستن گوش مردمو معالجه بکنن.»
