جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
حلقههای کتابخوانی
هنوز عضو حلقهای نیست.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابهای خواندهشده

آدم اول
آلبر کامو

مرگ شادمانه
آلبر کامو

اسطوره سیزیف
آلبر کامو

طاعون
آلبر کامو

سقوط
آلبر کامو، تی جی نیومن، تی. جی نیومن

قلب ضعیف و بوبوک
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی

رویای آدم مضحک
فئودور داستایفسکی

همزاد
فئودور داستایفسکی، ژوزه ساراماگو

برادران کارامازوف- قابدار
فئودور داستایفسکی

اتللو
ویلیام شکسپیر

شاه لیر
ویلیام شکسپیر

مکبث
ویلیام شکسپیر

تهوع
ژان پل سارتر

بوف کور
صادق هدایت

بخش دی
فریدا مک فادن

مغازه ی خودکشی
ژان تولی

شیاطین
فئودور داستایفسکی

تنگنا
لیانید آندری یف

آدم خواران
ژان تولی

پیرمرد و دریا
ارنست همینگوی

آناکارنینا
لئو تولستوی، لئون تولستوی

سال بلوا
عباس معروفی

48 قانون قدرت
رابرت گرین، ویوست الفرز

انسان در جست و جوی معنا
ویکتور فرانکل

دنیای سوفی
یوستین گوردر، یاستین گوردر

لیر شاه
ویلیام شکسپیر

جنایت و مکافات
فئودور داستایفسکی

قصر
فرانتس کافکا

زنده به گور
صادق هدایت

لاشه لطیف
آگوستینا باستریکا

شیطان
لئو تولستوی، لیو تالستوی

لاشه ی لطیف
آگوستینا باستریکا

یادداشت های زیرزمینی
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فیودور داستایوسکی، فئودور داستایوفسکی

هملت
ویلیام شکسپیر

1984
جورج اورول

مزرعه حیوانات
جورج اورول

سمفونی مردگان
عباس معروفی

ابله
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فیودور داستایوسکی، فئودور داستایوسکی

نازنین
فئودور داستایفسکی

قمارباز
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فئودور داستایوفسکی

شب های روشن
فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی، فیودور داستایوسکی

مرگ ایوان ایلیچ
لئو تولستوی، لیف تالستوی، لیو تالستوی

بیگانه
آلبر کامو
آخرین نظرها و امتیازها
هنوز نظری نداده.
آخرین جملهها

«آدم میتواند تمام عمر منتظر دری بماند که شاید هیچوقت به رویش باز نشود»

«شاید دردناکترین شکل تنهایی این باشد که کسی را در کنار خود داشته باشی و باز هم نتوانی به او برسی»

«آدم گاهی بیش از آنکه بخواهد دوستش داشته باشند، میخواهد کسی واقعاً او را بفهمد.»

«کاش جایی بود که آدم میتوانست در کنار یک نفر، از تمام جهان پنهان شود.»

«گاهی تمام رنج آدم این است که کسی را میخواهد که حتی راه رسیدن به او را نمیداند»

«میخواستم فریاد بزنم که نرود، اما چه حقی داشتم! وقتی خوشبختیاش در آغوش دیگریست.»








