خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب یخبندان

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار یخبندان

توماس برنهارد، توماس برنهارت/بیدگل/2 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب یخبندان رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

مبین محمدی

@mobinmohammadi · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«دیگر جایی برای شاخ و برگ‌ها نمانده، برای عمیق‌شدن، برای سایه‌روشن‌ها. آدم‌ها فقط دنبال نسبت‌های کلی‌اند. یک‌باره نگاهی به عمارت جهان می‌اندازند و کشفش می‌کنند. زینتی گسترده در فضا، فقط همین. بیشترین زایش‌ها در کم‌مایه‌ترین بسترها. آدم می‌فهمد که هیچ‌وقت از چیزی سر در نیاورده بود.»

گاهی انسان برای اینکه بتواند جهان را تحمل کند، ناچار است آن را ساده‌تر از چیزی که هست ببیند. برای هر پدیده‌ای نسبتی کلی پیدا می‌کند، برای هر تناقضی توضیحی می‌سازد و بعد تصور می‌کند به حقیقت رسیده است؛ در حالی که شاید فهم واقعی، درست از جایی آغاز شود که این اطمینان فرو می‌ریزد. برای من، این یکی از تلخ‌ترین جنبه‌های تجربه‌ی انسانی است. اینکه ممکن است سال‌ها در خیال فهمیدن زندگی کنیم و تازه در پایان متوجه شویم بیشتر آنچه فهمیده بودیم، فقط تصویری بود که برای خودمان ساخته بودیم.

ارغوان

@arghavands · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

««صراحت چیزی ابرانسانی است.» خودش خواهان و طرفدار سادگی است و در عین حال از آن بیزار: همیشه آرزو داشته از قیدش رها شود. از آرامش با همان عزم راسخی دفاع می کند که از آشوب و ناآرامی. دلیلش را هم نمی داند. تصمیمی می گرفت: اما همیشه برعکس آن تصمیم را هم می گرفت. با این حال همیشه خودش بود. درست در چارچوب مشخص دیدگاه های خودش.»

صفحه ۹۹