«گفتم: میای؟ گفت: حتی اگه به قیمت جونم تنون بشه،پا پس نمیکشم.»
صفحه ۱۷۴

جملههای ماندگار کتاب
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب غنچه ها را بچین بچه ها را به گلوله ببند رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«گفتم: میای؟ گفت: حتی اگه به قیمت جونم تنون بشه،پا پس نمیکشم.»
صفحه ۱۷۴
«الانم آزادی،نیستی؟ توی این روستا هرکار عشقت بکشه میتونی انجام بدی. هرجا بخوای میتونی بخوابی و کسی دستگیرت نمیکنه. واقعا آزادی نیستی؟ -من و تووهیچکدوممون آزاد نیستیم،فقط از بقیه جدا افتادیم.»
صفحه ۱۷۱
«میترسم. -همه میترسن.میترسیم، ولی کاری ازمون برنمیآد،درست نمیگم؟ چون راه فراری برامون نذاشتن.»
صفحه ۱۳۴
«لبریز از خشم بودیم و هیچ کس را نداشتیم.»