«مامان امروز مرد، شایدم دیروز، نمیدانم...»
صفحه ۱ · شروع یک شاهکار:

جملههای ماندگار کتاب
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب بیگانه رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«مامان امروز مرد، شایدم دیروز، نمیدانم...»
صفحه ۱ · شروع یک شاهکار:
««فقط کسی که میتواند حرف بزند، سکوت میگزیند.»»
«من همیشه فکر کردهام که زندگی آنقدرها هم که آدمها میگویند جدی نیست.»
««انسان بالاخره به همهچیز عادت میکند.»»
«بنی آدم یعنی بنی عادت»
صفحه ۶۸
««انسان تنها آفریدهای است که نمیخواهد آن چیزی باشد که هست.»»
«آدم هميشه تصورهای اغراقآميزی راجع به چيزهايی دارد كه چيزی دربارهشان نمیداند»
«" این فکر از ذهنم گذشت که یکشنبهای دیگر را سپری کردهام، مامان مرده، از فردا برمیگردم سرکار و در واقع چیزی عوض نشده. "»
صفحه ۲۵
«هیچکس بیگناه نیست، اما جهان حتی به گناهانمان هم اهمیت نمیدهد. خورشید میتابد، مرگ میرسد، و ما در میانهی این دو، فقط تماشاگرِ بیاحساسِ خودمانیم.»