خانه کتاب بی
Book Influencerتاییدشدهاینفلوئنسر تأیید شدهرمان و روانشناسی
3

Albatross_TST

@navid_albatross

خواننده جدی

در مسیر نویسنده شدن

مطالعه کتاب تنها نقطه ثابت توی زندگیم بوده توی تمام این سال ها . خوندن کتاب های مختلف رو دوست دارم ، چون باعث میشه که خودم رو بشناسم.

جایگاه کاربر در کتاب بی

سطح فعلی
سطح 3 · خواننده جدی
3
462 امتیازتا سطح بعدی: 2038
نشان‌های تازه
🌱میزبان حلقه🫂عضو حلقه‌ها📖عضو فعال✍️منتقد تازه‌کارشروع جدی
9
نظرها
3
جمله‌ها
6
حلقه‌ها
462
امتیاز
3
سطح
6
نشان‌ها

نشان‌ها و افتخارها

🌱

میزبان حلقه

bronze

اولین حلقه کتاب‌خوانی خودت رو ساختی.

🫂

عضو حلقه‌ها

silver

عضو ۵ حلقه کتاب‌خوانی شدی.

📖

عضو فعال

bronze

به ۳۰۰ امتیاز رسیدی.

✍️

منتقد تازه‌کار

bronze

۳ نظر برای کتاب‌ها نوشتی.

شروع جدی

bronze

به ۱۰۰ امتیاز رسیدی.

👥

اهل گفت‌وگو

bronze

وارد اولین حلقه کتاب‌خوانی شدی.

حلقه‌های کتاب‌خوانی

در حال بارگذاری آمار مطالعه...

لیست مطالعه

کتاب‌های خوانده‌شده

جلد کتاب نازنین

نازنین

فئودور داستایفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب مزرعه حیوانات

مزرعه حیوانات

جورج اورول

بدون امتیاز
جلد کتاب بیگانه

بیگانه

آلبر کامو

بدون امتیاز
جلد کتاب پاتوق ها

پاتوق ها

جومپا لاهیری

بدون امتیاز
جلد کتاب انسان در جست و جوی معنا

انسان در جست و جوی معنا

ویکتور فرانکل

بدون امتیاز
جلد کتاب تختخوابت را مرتب کن

تختخوابت را مرتب کن

ویلیام اچ مک ریون

بدون امتیاز
جلد کتاب زندگی عزیز

زندگی عزیز

آلیس مونرو

بدون امتیاز
جلد کتاب شب های روشن

شب های روشن

فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی، فیودور داستایوسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب قهوه ی سرد آقای نویسنده

قهوه ی سرد آقای نویسنده

روزبه معین

بدون امتیاز
جلد کتاب انتری که لوطی اش مرده بود

انتری که لوطی اش مرده بود

صادق چوبک

بدون امتیاز
جلد کتاب خودمان تمامش می کنیم

خودمان تمامش می کنیم

کالین هوور

بدون امتیاز
جلد کتاب تاکسی سواری

تاکسی سواری

سروش صحت

بدون امتیاز
جلد کتاب گامبی وزیر

گامبی وزیر

والتر تویس

بدون امتیاز
جلد کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

فردریک بکمن

بدون امتیاز
جلد کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو

آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

بدون امتیاز
جلد کتاب گیله مرد

گیله مرد

بزرگ علوی

بدون امتیاز
جلد کتاب انجمن شاعران مرده

انجمن شاعران مرده

ان اچ کلاین بام

بدون امتیاز
جلد کتاب کان لم یکن

کان لم یکن

امیرعلی نبویان

بدون امتیاز
جلد کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی

راهنمای مردن با گیاهان دارویی

عطیه عطارزاده

بدون امتیاز
جلد کتاب مثل خون در رگ های من

مثل خون در رگ های من

احمد شاملو

بدون امتیاز
جلد کتاب فرار

فرار

آلیس مونرو

بدون امتیاز
جلد کتاب کوری

کوری

ژوزه ساراماگو

بدون امتیاز
جلد کتاب زوربای یونانی

زوربای یونانی

نیکوس کازانتزاکیس

بدون امتیاز
جلد کتاب مردی به نام اوه

مردی به نام اوه

فردریک بکمن

بدون امتیاز
جلد کتاب داستان های کوتاه کافکا

داستان های کوتاه کافکا

فرانتس کافکا

بدون امتیاز
جلد کتاب مترجم دردها

مترجم دردها

جومپا لاهیری

بدون امتیاز
جلد کتاب 1984

1984

جورج اورول

بدون امتیاز
جلد کتاب باغ آلبالو

باغ آلبالو

آنتون چخوف، آنتوان پاولوویچ چخوف، میرعلی اکبری

بدون امتیاز
جلد کتاب قمارباز

قمارباز

فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فئودور داستایوفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب پسرک،موش کور،روباه و اسب

پسرک،موش کور،روباه و اسب

چارلی مکسی

بدون امتیاز
جلد کتاب Fight club

Fight club

چاک پالانیک

بدون امتیاز
جلد کتاب بوف کور

بوف کور

صادق هدایت

بدون امتیاز
جلد کتاب صد سال تنهایی

صد سال تنهایی

گابریل گارسیا مارکز، گروهی از دانش آموختگان دانشگاه هاروارد، گابریل کارسیا مارکز

بدون امتیاز
جلد کتاب مرگ ایوان ایلیچ

مرگ ایوان ایلیچ

لئو تولستوی، لیف تالستوی، لیو تالستوی

بدون امتیاز
جلد کتاب موش ها و آدم ها

موش ها و آدم ها

جان اشتاین بک، جان استاین بک

بدون امتیاز

آخرین نظرها و امتیازها

جلد کتاب تختخوابت را مرتب کن
تختخوابت را مرتب کن
★★★★

اتفاقاتی که باعث تغییر زندگی می‌شن ، نیاز نیست حتما یه اتفاق مهم و یا اتفاقی مرتبط با اون شرایط خاص زندگی ما باشه. هر اتفاق و هر سختی که در زندگی داریم می‌تونه باعث روشن شدن یک چراغ و یک تغییر توی مسیر زندگی ما بشه.

جلد کتاب مترجم دردها
مترجم دردها
★★★★★

دیدن جزئیات زندگی آدم‌ها یکی از مهم ترین ویژگی‌های قلم این نویسنده هستش. توصیفات و نگاهی که به اتفاقات ساده زندگی داره و اهمیت پشت این اتفاقات، باعث میشه که از خوندن کتاب خسته نشی.

جلد کتاب تاکسی سواری
تاکسی سواری
★★★★

هر لحظه از زندگی می‌تونه یه قصه باشه. قصه ای که یا بخشی از گذشته ما بوده یا بخشی از آینده ما رو می‌سازه.

جلد کتاب نازنین
نازنین
★★★★

به نظرم نازنین یکی از اون داستان‌هایی که ترسناکی‌اش بیشتر از اون اتفاقی که افتاده، از رابطه‌ای میاد که قبل از اون ساخته شده. چیزی که برای من خیلی جالب بود اینه که داستایوفسکی تقریباً همه‌چیز رو از زاویه دید شوهر تعریف می‌کنه. مردی که بعد از مرگ همسرش تازه شروع می‌کنه به مرور رابطه‌شون و توضیح دادن رفتار خودش. ولی هرچی بیشتر حرف می‌زنه، بیشتر حس می‌کنی شاید خودش هم دقیقا نمی‌دونه چه بلایی سر این رابطه آورده. به نظرم مسئله‌ی اصلی داستان فقط خودکشی نازنین نیست. مسئله ناتوانی دو آدم در فهمیدن و شنیدن واقعی همدیگه‌ست. شوهر به همسرش علاقه داره، ولی علاقه‌اش با غرور، مالکیت و نیاز به کنترل قاطی شده. از طرف دیگه نازنین هم بیشتر سکوت می‌کنه و همین سکوت، فاصله‌ی بینشون رو بیشتر می‌کنه. چیزی که داستان رو تلخ‌تر می‌کنه اینه که بعد از مرگ همسر، شوهر تازه شروع می‌کنه به فهمیدن چیزهایی که شاید اگر زودتر می‌فهمید، سرنوشت رابطه‌شون عوض می‌شد. و شاید مهم‌ترین سؤال کتاب برای من اینه: آیا ما واقعاً آدمی رو که دوست داریم می‌بینیم، یا فقط تصویری رو که خودمون از اون آدم ساخته‌ایم دوست داریم؟ و به زبان ساده ، به نظرم نازنین بیشتر از اینکه داستان یک خودکشی باشه، داستانِ یک رابطه‌ی شکست‌خورده و آدم‌هاییه که خیلی دیر متوجه می‌شن چقدر از هم دور بودن.

جلد کتاب بیگانه
بیگانه
★★★★★

اولین چیزی که احتمالاً درباره‌ی مورسو به ذهن میاد اینه که این آدم هیچ احساسی نداره. اما من فکر می‌کنم این برداشت کمی سطحیه. مورسو احساس داره، ولی الزاماً احساساتش رو مطابق قراردادهای اجتماعی اجرا نمی‌کنه. مثلاً در مراسم خاکسپاری مادرش، جامعه انتظار داره گریه کنه، ناراحت باشه، درباره‌ی مادرش حرف‌های عاطفی بزنه و عزادار به نظر برسه. اما مرسو بیشتر از گرما، خستگی، نور، قهوه و سیگار حرف می‌زنه. مسئله این نیست که ما ثابت کنیم مورسو مادرش رو دوست داشت یا نداشت. مسئله جالب‌تر اینه که آیا جامعه حق داره تعیین کنه که غم واقعی باید چه شکلی داشته باشه؟ عنوان کتاب هم خیلی مهمه . مورسو فقط با آدم‌های اطرافش بیگانه نیست. اون انگار با عرف اجتماعی ، مفهوم عشق، مفهوم خانواده، مذهب و حتی معنایی که دیگران برای زندگی ساختن بیگانه هست. مثلاً وقتی ماری ازش می پرسه که اون رو دوست داره یا نه، جوابش تقریباً چیزی تو این مایه‌هاست که براش تفاوت چندانی نداره. و وقتی درباره‌ی ازدواج حرف می‌زنن باز هم میگه اگر تو می‌خوای، برای من فرقی نمی‌کنه. این خیلی مهمه چون مورسو لزوماً نمی‌گه هیچ‌چیز معنا نداره. اون بیشتر می‌گه من نمی‌تونم وانمود کنم چیزی برام معنا داره وقتی واقعاً چنین نیست. و در بخش دوم و توی دادگاه، انگار مراسم خاکسپاری مادر مورسو از خود قتل مهم تره . جامعه از این رفتارها نتیجه می‌گیره که اون آدم بدیه و اینجا کامو یک سؤال خیلی جدی می‌پرسه. آیا ممکنه جامعه کسی رو نه به خاطر کاری که انجام داده، بلکه به خاطر اینکه مطابق انتظار جامعه احساس نکرده محکوم کنه؟ و اینکه آیا خود ما هم همین کار رو با آدم‌ها نمی‌کنیم؟ نیمه‌ی اول بیشتر به ما مورسو را نشان می‌دهد. نیمه‌ی دوم به ما نشان می‌دهد جامعه با مورسو چه رفتاری داره. و اینجا یک تغییر جالب اتفاق می‌افته: در ابتدای کتاب، ما داریم مورسو رو قضاوت می‌کنیم. اما در دادگاه، کم‌کم متوجه می‌شیم که دادگاه هم داره خودش رو نشون می‌ده. قاضی، وکیل، دادستان، کشیش و حتی مردم، هرکدوم تصویری از «انسان درست» دارن. مورسو چون حاضر نیست اون نقش رو بازی کنه تبدیل به یک تهدید می‌شه. بدون اینکه بخوام یک تفسیر قطعی تحمیل کنم، پایان رمان رو میشه از این زاویه دید: مورسو در نهایت با چیزی روبه‌رو می‌شه که از ابتدا از اون فرار نمی‌کرد، بلکه شاید اصلاً درباره‌اش فکر نکرده بود: مرگ. و اینجا کم‌کم به نوعی پذیرش می‌رسه. اینکه، جهان برای اون توضیح اخلاقی یا معنای از پیش تعیین‌شده‌ای نداره. جهان هست، زندگی هست، مرگ هم هست. و انسان مجبوره در برابر این واقعیت زندگی کنه.

جلد کتاب پاتوق ها
پاتوق ها
★★★★

یکی از جذابیت های داستان کوتاه اینه که با کمترین کلمات، مهم ترین مواردی رو که ما در زندگی توجهی به اونها نداریم رو به ما نشون میدن. ما خیلی وقت ها فکر میکنم که اتفاقات خارج از چهارچوب زندگی ما، تاثیری روی ما یا شیوه زندگی ما یا حتی تفکر ما نداره، درحالی که ما خواسته یا ناخواسته به این جهان متصل هستیم.

آخرین جمله‌ها

نویسنده‌های دنبال‌شده