خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب مغازه ی خودکشی

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار مغازه ی خودکشی

ژان تولی/چشمه/8 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب مغازه ی خودکشی رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

آ

@avanik · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«چرا بجای لعنت فرستادن به تاریکی یک چراغ روشن نمی‌کنی؟»

amin.b

@aminbadvi · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«آیا در زندگی شکست خورده‌اید؟ لااقل در مرگ‌تان موفق باشید.»

Mahshid

@mahshid · ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

«خانم تواچ غصه خورد و گفت: «کاش ما هم می تونستیم همین ها رو به این بچه مون یاد بدیم. همه چی رو چپکی می بینه. باورتون می شه؟ من که نمی دونم چی بگم. باور کنید همون طور که اون دو تا رو بزرگ کردیم، این رو هم بار آوردیم. این هم باید افسرده می شد، ولی همیشه نیمه ی پر لیوان رو می بینه. دیدش مثبته.»»

Mahshid

@mahshid · ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

«خانم تواچ غصه خورد و گفت: «کاش ما هم می تونستیم همین ها رو به این بچه مون یاد بدیم. همه چی رو چپکی می بینه. باورتون می شه؟ من که نمی دونم چی بگم. باور کنید همون طور که اون دو تا رو بزرگ کردیم، این رو هم بار آوردیم. این هم باید افسرده می شد، ولی همیشه نیمه ی پر لیوان رو می بینه. دیدش مثبته.»»

Mahyaa

@mahyaht · ۹ مرداد ۱۴۰۵

«ما خودکشی رو تضمین می‌کنیم. اگه نمُردید، پول‌تون رو پس می‌دیم.»

Homeyra.p

@homeyra.p · ۳ شهریور ۱۴۰۵

این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.

banooorj

@banooorj · ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

«وقتی امید وارد مغازه شد، همه‌چیز به هم ریخت...»

SHAHRYAR2a

@shahryar2a · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«چرا بجای لعنت فرستادن به تاریکی یک چراغ روشن نمی‌کنی»