«ناامیدی بهایی است که انسان برای خودآگاهی میپردازد🤌🏻»

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار وقتی نیچه گریست
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب وقتی نیچه گریست رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
««... آنچه ما در این لحظات نیاز داریم همدردی نیست بلکه فرصتیست تا دوباره تسلط خویش را بر هیجاناتمان بدست آوریم.» این جمله خودش یه کلاس هوش هیجانیه!»
«اخرین پاداش یک مرده، این است که دیگر نخواهد مرد.»
«آیا در همه مدت عمر، زیستهای یا فقط زنده بودهای؟ آیا آن را انتخاب کردهای؟ آیا زندگی، تو را انتخاب کرده؟ آیا زندگی را دوست داری؟ آیا از زندگی کردن پشیمان شدهای؟ مفهوم درک کردن زندگی در حد کمال، همین است.»
«در مورد وفاداری می گوید: « به آنچه جز تحمل کردن، نمی توان کاری کرد، سرسختانه آویزان می شود و نام آن کار را وفاداری می گذارد! »»
صفحه ۱۴۱
«کسی باش که باید بشوی!»
صفحه ۱۲۵
«سر را به تندی تکان داد تا افکار بیمارگونه را از ذهن بزداید. آنها از کجا میآمدند؟ آیا پیامد حرفهایی بودند که نیچه در مورد مرگ میزد؟ نه، نیچه آن افکار را نه تنها به ذهن او وارد نکرده، بلکه حتی بسیاری از آنها را از ذهن او رانده بود. آن افکار را همیشه داشت. از مدتی پیش، به آنها توجه نشان میداد، ولی آگاهی نداشت که هرگاه آن افکار را کنار میزند، کجا میروند و جمع میشوند.»
«اطلاع از اخرین مصیبت ،امید است»
««حقیقت، مقصد نیست، کار مقدس، تلاش برای یافتن حقیقت است! از خودشناسی مقصد، کاری میشناسید؟ کارهای فلسفی من، به نوعی از ماسه ساخته شدهاند. مدام افکار خود را تغییر میدهم. با این حال، یکی از جملات پایدار خود را بر زبان میآورم: کسی باش که باید بشوی، انسان چگونه میتواند بدون در نظر گرفتن حقیقت، بفهمد کیست و چیست؟»»
«زندگی من تبديل به سفر شده، احساس مى كنم تنها خانه و مكان آشنايى كه هميشه بايد به آن برگردم، بيمارى است.»
«او لذت مورد توجه قرار گرفتن را بسيار زياد مى دانست، زيرا رنج حاصل از پيرى، مشاهده داغ عزيزان و عمر بيشتر از افرادى كه مورد علاقه انسان هستند، به دليل ترس از ادامه زندگى به گونه اى است كه انسان دوست دارد مورد توجه قرار گیرد.»
«ولى يوزف، بيمارى عشق، مربوط به علم پزشكى نيست.»
«کاش انسان میتوانست با چشم ببلعد!هميشه هنگام مطالعه مؤثر، احساس خستگى میکنم.»
«مى خواهم كتابهاى تو را مطالعه كنم، فرستادن اين طلاعات به مغز از روزنه سه ميليمترى ميان عنبيه، رنجى ابدى است!»
«من هم به اینده امید زیادی داشتم و میدانستم موفق میشوم،لازم بود موفق بشوم ، همه از من چنین انتظاری داشتند.»
«به هنگام بمیر .. تا زندهای، زندگی کن ، اگر زندگیات را به کمال دریابی، وحشت مرگ از بین خواهد رفت. وقتی کسی بهنگام زندگی نمیکند، نمیتواند بهنگام بمیرد.»
