qazal
@qazal.r
هنوز هم در جستجوی ژانر مورد علاقه... جاده۱_ملت عشق۰
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
منتقد جدی
silver۱۰ نظر برای کتابها نوشتی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
حلقههای کتابخوانی
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابهای خواندهشده

چشمهایش
بزرگ علوی

سکوت بره ها
توماس هریس

بادام
وون پیونگ سون، ون پیونگ سون، سون وون پیونگ

جاده
کورمک مک کارتی

سم هستم،بفرمایید
داستین تائو

عقاید یک دلقک
هاینریش بل، هانریش بل

لاشه لطیف
آگوستینا باستریکا

زوال بشری
اوسامو دازای

پیرمرد و دریا
ارنست همینگوی

کتابخانه نیمه شب
مت هیگ

آخرین روز یک محکوم
ویکتور هوگو

مغازه ی خودکشی
ژان تولی

طاعون
آلبر کامو

سال بلوا
عباس معروفی

آدم خواران
ژان تولی

نازنین
فئودور داستایفسکی

بیگانه
آلبر کامو

رمان مصور 1984
جورج اورول

مزرعه حیوانات
جورج اورول

فرندز
متیو پری (بازیگر)، متیو پری
آخرین نظرها و امتیازها

کتاب مورد علاقمه و سه بار خوندمش و هربار جدید بود برام ، به نظرم مکارتی باعث شد عاشق این ژانر بشم و بتونم به توصیه های بقیه در رابطه با کتاب جنایی اعتماد کنم . -جنایی میشه دیگه نه؟(هنوزم تو ژانر ضعیفم)

لطفا بهش فرصت بدید و از زاویه دید خسته نشید ، به بیچاره بودن دلقک ببخشیدش.

احساس میکنم کمی کند پیش میره ولی چیکار کنم که دوسش دارم . یالومم اگر اگزیستانسیال نبودی ، رویکردتم قبول میکردم ، متاسفم ذهنم نمیخاد درمانگر اگزیستانسیال باشم .

قراره تا صفحه اخر و خط اخر مقاومت و همرنگ بقیه نشدن رو نشون بده ولی بسته به خط اخر کتاب میبینیم که ایا میتونه تحمل کنه و به مقاومت ادامه بده یا تغییر رو میپذیره؟ بعدخوندنش دیگه ادم سابق نشدم ، ازون کتاباییه که بعدش به دیوار زل میزنی و فقط میخوای بدونی چرا؟ (خوش اقبالیه منه که زود خوندمش)

😭😭

خیلی قشنگ بود ،نظریه نامحبوب اینکه :نه ادمی رو به زوال بشری ترجیح میدم 🫷 لطفا زود ازش دست نکشید و بهش فرصت بدید مثل کتاب خانه نیمه شب نقطه اوجش دیر و دوره ولی تحمل کنید.
آخرین جملهها

«سر را به تندی تکان داد تا افکار بیمارگونه را از ذهن بزداید. آنها از کجا میآمدند؟ آیا پیامد حرفهایی بودند که نیچه در مورد مرگ میزد؟ نه، نیچه آن افکار را نه تنها به ذهن او وارد نکرده، بلکه حتی بسیاری از آنها را از ذهن او رانده بود. آن افکار را همیشه داشت. از مدتی پیش، به آنها توجه نشان میداد، ولی آگاهی نداشت که هرگاه آن افکار را کنار میزند، کجا میروند و جمع میشوند.»

«اخرین پاداش یک مرده، این است که دیگر نخواهد مرد.»

«اطلاع از اخرین مصیبت ،امید است»

««حقیقت، مقصد نیست، کار مقدس، تلاش برای یافتن حقیقت است! از خودشناسی مقصد، کاری میشناسید؟ کارهای فلسفی من، به نوعی از ماسه ساخته شدهاند. مدام افکار خود را تغییر میدهم. با این حال، یکی از جملات پایدار خود را بر زبان میآورم: کسی باش که باید بشوی، انسان چگونه میتواند بدون در نظر گرفتن حقیقت، بفهمد کیست و چیست؟»»

«زندگی من تبديل به سفر شده، احساس مى كنم تنها خانه و مكان آشنايى كه هميشه بايد به آن برگردم، بيمارى است.»

«او لذت مورد توجه قرار گرفتن را بسيار زياد مى دانست، زيرا رنج حاصل از پيرى، مشاهده داغ عزيزان و عمر بيشتر از افرادى كه مورد علاقه انسان هستند، به دليل ترس از ادامه زندگى به گونه اى است كه انسان دوست دارد مورد توجه قرار گیرد.»
نویسندههای دنبالشده
کسی رو دنبال نکرده.

