«پسر بد مر او را یکی هوشمند گرانمایه طهمورث دیو بند بیامد به تخت پدر بر نشست به شاهی کمر بر میان بر ببست»
همه جملههای Black
۴ جمله ثبتشده
«نمی خواهم قدم در دنیایی بگذارم که قرار است پیش از موعد مرا به کام مرگ بکشاند.»
«جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را»
«دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشد حال دوران، غم مخور»
غزل شماره ۲۵۵
