
ایتالو کالوینو
داستان راهبهای است که گاه ساکن دیر است و گاه در نفش یک زن زیبا با درجهی شوالیه شمشیر میزند. زنی که دل تمامی مردان اطراف را ربوده و خود دل در گرو شوالیه آژیلوف دارد. آژیلوف ناموجود است، یک زره توخالی سفید و همیشه تمیز و براق بر تن دارد و همیشه هر کاری را بینقص و مانند به انجام میرساند. کالوینو در این کتاب جنگ و جنگیدن برای مذهب را به سخره میگیرد و در این میان جوانمردی و وفاداری و نام نیک و پاکدامنی را به تصویر میکشد. در یک کلام؟ کتاب خواندنیست، دلنشین و لطیف، از دست مگذاریدش.







