خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های Kimia

۵ جمله ثبت‌شده

Kimia

@kimia_s · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «شب های روشن»

«از جان عزیزترم در شهریم که باتو برایم غریب نیست اما دیشب را بی تو در غربت گذرانده ام سهم من از عشق گوشه سرد و تاریکی از این دنیاست که با یاد تو گرم و روشن مانده است.کاری کن که باور کنم انتظار،خود عشق است.آشکارا نهان کنم تا چند؟دوست میدارمت به بانگ بلند ...»

Kimia

@kimia_s · ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «کیمیاگر»

«از این می‌ترسم که اگر روزی رویایم به تحقق بپیوندد،دیگر دلیلی برای ادامه حیات نداشته باشم.»

صفحه ۵۵

Kimia

@kimia_s · ۷ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «شازده کوچولو»

«شازده کوچولو: کِی اوضاع بهتر میشه؟ روباه: از وقتی بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره.»