«ما مسئول تصورات ذهنی دیگران از خودمان نیستیم نیاز به اثبات و دفاع به وجود نخواهد آمد اگر خودمان را بشناسیم و حد و حدود خود را برای خودمان تعریف کرده باشیم،در نهایت آدم ها هیچ گاه قادر به دیدن تصویر درستی از ما نیستند و این بخشی از زندگی و روابط است؛راحت باشید و نگران تصویر آدم ها از خودتان نباشید آنها هیچ گاه شما را نزدیک به آنچه هستید نخواهند دید.»
تکه هایی از یک کل منسجم
The necessary piece of a coherent whole
معرفی کتاب تکه هایی از یک کل منسجم
«تکههایی از یک کل منسجم» کتابی است درباره پراکندگیهای درونی انسان؛ جایی که احساسات، خاطرهها، ترسها و میل به فهمیدن خود، کنار هم قرار میگیرند و از دلشان تصویری صمیمی و تأملبرانگیز شکل میگیرد. این اثر با زبانی روان و لحنی نزدیک به تجربههای روزمره، سراغ لحظههایی میرود که آدمها میان رابطهها، انتخابها و زخمهای قدیمی، خودشان را گم میکنند. فضای کتاب بیشتر بر دروننگری، مکث و مواجهه با خویشتن استوار است. متنها و فصلها حالوهوایی دارند که برای خوانندهای که به روانشناسیِ تجربه زیسته، معناجویی و بازخوانی احساسات علاقه دارد، جذاب خواهد بود. اثر به جای روایت پرحادثه، روی جزئیات عاطفی و ذهنی تکیه میکند و همین باعث میشود خواندنش شبیه گفتوگویی آرام اما جدی با خود باشد. اگر به کتابهایی علاقه دارید که از رابطه، فقدان، رهایی، تردید و بازسازی درونی حرف میزنند، این کتاب میتواند همراهی مناسب باشد. «تکههایی از یک کل منسجم» بیش از آنکه بخواهد پاسخ قطعی بدهد، خواننده را به فکر کردن درباره تکههای ناتمام زندگی و امکان کنار هم نشستن آنها دعوت میکند.
مشخصات کتاب تکه هایی از یک کل منسجم
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای تکه هایی از یک کل منسجم
«درد واضح تمام شدن رابطه بسیار کمتر از سرد شدن و آرام آرام محو شدن است.»
صفحه ۱۷۲ · ۴
«گاهی درست همان آدم هایی تنهایمان می کنند که هیچگاه حدس هم نمی زدیم می توانند این قدر بی تفاوت و سرد برخورد کنند. همین که بدون دلیل محو شویم ، همین که بی دلیل خبر نگیریم ، گرم سلام نکنیم ، و احساس خاص بودن را از آدم ها بگیریم ، آنها را در رابطه مان تنها کرده ایم. به همین راحتی. همینکه توضیح ندهیم و برویم. همینکه آن ها را نگاه نکنیم درست زمانی که احتیاج به دیده شدن ما دارند یعنی تنها کردن آن ها.»
صفحه ۱۷۲ · ۴
«ما وارد رابطه ها می شویم که بی نیاز از التماس کردن و بی نیاز از تحسین شدن ، درک شدن را حس کنیم.»
صفحه ۱۶۴ · ۴
«همیشگی ای در روابط وجود ندارد. حتی در امن ترین و طولانی ترین روابط هم همه چیز زنجیره ای از رفتار ها و احساس های موقت است.»
صفحه ۱۵۹ · ۴
«گاهی ما آن قدر خودمان را درمانده نشان می دهیم و غرق خود و خاص جلوه دادن تجربه هایمان هستیم که فراموش می کنیم دنیا بر محور افکار ما نمی چرخد و اتفاق ها آن قدر که ما تحلیلشان می کنیم سخت و کشنده نیستند. هزاران آدم قبل از ما تجربه هایی مشابه داشته اند و به زندگی ادامه داده اند و هزاران آدم هم بعد از ما در تجربه های مشابه قرار می گیرند. زمانی که نقش درمانده را بازی می کنیم ، خشمگین می شویم از دنیا و آدم هایش که چقدر در حق ما ظلم کرده اند و این خشم را با توقع داشتن از دیگران و مدام غر زدن به وضعیتی که با آن رو به رو هستیم خالی میکنیم…»
صفحه ۱۲۱ · ۴
«ما يكبار ناخواسته اشتباه مى كنيم و بار ديگر تصميم مى گیریم و با آگاهی اشتباه راتكرار مى كنيم.»
«شاید زندگی پیدا کردن بخشهایی از خودمان در تکههایی از یک کل منسجم است..»
فعالیت خوانندهها
۳۲ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
حلقههای این کتاب
مشاهده همهبه این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب تکه هایی از یک کل منسجم
۱۴۰۵/۵/۲۳
این کتاب از اونایی نیست که بخونی و بری جلو تا تموم بشه . گاهی لازمه یه صفحه رو دوبار بخونی تا کامل درکش کنی من تا الان دوبار خوندمش و واقعا عالیه به نظرم
۱۴۰۵/۴/۱۰
به اندازه ای که وایرال شده ارزشمند نیست. خیلی از مفاهیمی که توش هست رو ادم به صورت تجربی تو زندگی یاد گرفته و بی معنا میشه کتاب براش.
۱۴۰۵/۵/۳۱
به نظرم یکی از کتاب هایی که همه آدم ها به خوندنش نیاز دارن واقعا عالیه ...
۱۴۰۵/۵/۲۵
وقتی این کتابو خوندم دیدگاهم به رابطه ها به رفتار های اجتماعی و حتی فردی و رفتار های شخصی خودم حتی عوض شد ، خیلی کمک میکنه که چطور از یک دغدغه و منجلاب فکری عشقی رها شی یاد میگیری که خودت نجات گر خودتی و هیچ منجی جز خودت نمیتونه تو رو رها کنه ، واقعا ارزش خوندن و نگهداشتن توی قفسه برای روزای اینده که بش نیاز پیدا میکنی و داره
۱۴۰۵/۶/۱۰
یکی از قشنگترین چیزهایی که از این کتاب میشه یاد گرفت اینه که قرار نیست همیشه با خودمون بجنگیم؛ گاهی باید تکههای مختلف وجودمون رو ببینیم، بشناسیم و بپذیریم. شاید آرامش از جایی شروع بشه که دست از کامل بودن میکشیم و خودِ واقعیمون رو میپذیریم. 🤍
۱۴۰۵/۵/۳۱
کتابیه که نمیشه دستت بگیری و یهو به خودت بیای و ببینی چندین صفحه رو خوندی… باید کم کم خونده باشه. اما اونقدری که باید یک کتاب پاییندم کنه جذبم نکرد و خیلی خیلی روند مطالعه این کتاب برام فرسایشی شده. تا جایی که خوندمش میتونم این نظر رو داشته باشم که تمامی مسائل کتاب برای اکثر ما پیش اومده. اما سؤال من اینه: آیا میشه تا این حد تک بعدی تمامی بحران هایی که در زندگی بوجود میآیند رو پیش پا افتاده دید و ساده انگاری کرد؟
۱۴۰۵/۵/۲۷
در بین متن های این کتاب باید چیزایی که به خودتون مربوط میشه رو پیدا کنید. مثلا من بعد از خوندن اون بخشی که راجب نظر دیگران درمورد ما بود، به طرز جالبی دیگه از نگاه بقیه استرسی نشدم.. دیگه برای مدت مشخصی اصلا برام نظر آدمای رندوم در خیابون مهم نبود! اون مدت خیلی حالم بهتر شده بود و الانم خودم دارم روش بیشتر کار میکنم.
۱۴۰۵/۵/۲۴
«راضی ام. از خودم و از تصمیمهایم . از اینکه جایی تلاش برای به دست آوردنترا متوقف کردم و اجازه دادم زندگی فرصت های دیگری را نشانم دهد.» هر آدمی حداقل برای یکبار هم باید این کتاب را بخواند
۱۴۰۵/۵/۲۴
کتاب **«تکههایی از یک کل منسجم»** نوشتهی پونه مقیمی، دربارهی خودشناسی، احساسات و روابط انسانی است و به ما کمک میکند خودمان و احساساتمان را بهتر بشناسیم و بپذیریم.
















