خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های Rosalire

۱۵ جمله ثبت‌شده

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۸ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «مجموعه اشعار شیرکو بی کس»

«آزادی کدام است آزادی؟ آزادی اسبی‌ست خسته و لنگان و هر روز بار می‌شود از فِشَنگ! وطن؟ کدام است وطن؟! آن سرزمینی کە روزی، چندین بار بە غارتش می‌بریم ؟ آن دشتی که برهوتش کردەاند آن قله‌ای که تابوت گشته است؟ آن سنگ و آن گِل و آن چشمه و آن شِنی که زندان زاییده است؟ نمی‌دانم کدامین است وطن! نمی‌دانم کدامین است آزادی! آن آبی که بە نیمروز سرچشمەاش را می‌دُزدیم؟ آن معشوقەای کە بە خواب هنگام چشم‌هایش را می‌دُزدیم؟ آن ابری که پیش از باریدن ، بارانش را می‌دُزدیم؟ آن ماهی، کە شب چهاردەاش را ربودیم؟ آزادی اسبی‌ست خسته و لنگان و هر روز بار می‌شود از فِشَنگ!!»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۸ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «مجموعه اشعار شیرکو بی کس»

«مگر چه می خواهم از وطن؟ جز لقمه‌ای نان و خیالی آسوده. چه می‌‌خواهم؟ جز تکه‌ای آ‌فتاب و بارانی که آهسته ببارد، جز پنجره‌ای که رو به عشق و آزادی گشوده شود، مگر چه خواستم از وطن که از من دریغش کردند. آه ای میهن مغموم وطن از پا افتاده بدرود بدرود…»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۷ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «کلمات»

«اگر زمانی قرار شد سفر بروم فکر می‌کنم دلم می‌خواهد قبل از حرکت جزئی‌ترین ویژگی‌های شخصیتی‌ام را یادداشت کنم تا وقتی برمی‌گردم بتوانم مقایسه کنم که چه بوده‌ام و چه شده‌ام. جایی خواندم بعضی مسافرها جوری قیافه و رفتارشان عوض می‌شود که موقع برگشتن نزدیک‌ترین بستگان‌شان هم آن‌ها را به‌جا نمی‌آورند.»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۷ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «کلمات»

«علف هرز هم قد می‌کشد، یعنی می‌شود بلند شد بدون آن که مفید بود.»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «چشم هایش»

«اما هنرمند واقعی آن کسی است که شخصیت خود را در هنرش کوفته و آمیخته باشد. بنابراین هنرمند در وهله اول باید انسان باشد.»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «چشم هایش»

«دوستدار هنر از خود هنرمند بیشتر لذت می‌برد. مسلما هر هنرمندی از کار خودش حتی اگر شاهکار هم باشد ناراضی است. همیشه می‌خواهد بهتر و زیباتر از آنچه که خلق کرده بسازد. همیشه می‌تواند عیوب آن را ببیند. هنرمند بهترین منقد آثارش است، اما تماشاچی غرق لذت می‌شود. اغلب مردم نواقص را آسان ادراک نمی‌کنند، فقط زیبایی‌های آن را می‌بینند.»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «بوف کور»

«حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدم‌های بی‌حیا، پررو، گدامنش، معلومات‌فروش، چاروادار و چشم و دل‌گرسنه بود. برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه‌ی جلوی دکان قصابی که برای یک تکه لثه دُم می‌جنباند، گدایی می‌کردند و تملق می‌گفتند.»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «بوف کور»

«در این‌جور مواقع هرکس به یک عادت قویِ زندگی خود، به یک وسواسِ خود پناهنده می‌شود: عرق‌خور می‌رود مست می‌کند، نویسنده می‌نویسد، حجار سنگ‌تراشی می‌کند و هرکدام دق دل و عقده‌ی خودشان را به وسیله‌ی فرار در محرک قویِ زندگیِ خود خالی می‌کنند و در این مواقع است که یک نفر هنرمندِ حقیقی می‌تواند از خودش شاهکاری بوجود بیاورد.»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «بوف کور»

«می‌ترسم که فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم. زیرا در طی تجربیات زندگی به این مطلب برخوردم که چه ورطه‌ی هولناکی میان من و دیگران وجود دارد. و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد، تا ممکن است باید افکار خودم را برای خودم نگه دارم.»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «انسان در جست وجوی معنا»

«اگر کسی چهرهٔ ما را در سفر از آشویتس به اردوگاه باواریا دیده بود که نگاه‌مان با چه حرص و ولعی کوه‌های سالزبورگ و قله‌هایش را که در آفتاب می‌درخشید از پشت پنجره‌های کوچک و میله‌دار می‌بلعید، هرگز باور نمی‌کرد آن چهره‌ها از آنِ مردانی است که همگی امید به زندگی و آزادی را از دست داده‌اند.»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «انسان در جست وجوی معنا»

«طوری زندگی کنید که گویی بار دومی است که به دنیا آمده‌اید و در حال ارتکاب خطاهای زندگی اولتان هستید، پس مراقب رفتارهایتان باشید.»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جنایت و مکافات»

«آری، انسان زندگی دشواری دارد. من تصور می‌کنم بهترین تعریفی که می‌توان از انسان کرد این است: "انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت می‌کند"»