
علی اشرف درویشیان
«آبشوران» تنها دربارهی فقر نیست، کتابیه دربارهی کودکیای که فرصت کودکی کردن ازش گرفته شده. چیزی که خیلی آزاردهندهست اینه که بچهها فقط از گرسنگی و محرومیت رنج نمیبرن، خشونت و جهل بزرگترها هم کمکم تبدیل میشه به بخشی از زندگی روزمرهشون. با این حال، وسط همین همه تلخی، بچهها هنوز بازی میکنن، دوست میشن، خیال میبافن و دنبال شادیهای کوچیک خودشون میگردن. به نظرم درویشیان اینجا کار مهمی میکنه، آدمها رو صرفا بهعنوان آدمهای بد نشون نمیده، بلکه نشون میده شرایط سخت چطور میتونه بخش بزرگی از رفتار و سرنوشت آدمها رو شکل بده. البته این به معنی توجیه خشونت و جهل نیست، اتفاقا سوال تلخ کتاب همینه که فقر و محرومیت چطور میتونه از نسلی به نسل دیگه منتقل بشه و دوباره خودش فقر و خشونت تولید کنه. این نگاه با مضمونهای اصلی مجموعه و تجربههای زیستهی خود درویشیان هم همخوانه. «آبشوران»در آخر آدم رو با یه سوال رها میکنه: اگه ما هم تو همون شرایط، با همون محرومیت و همون تربیت بزرگ میشدیم، واقعا چقدر از چیزی که امروز هستیم حاصل انتخاب خودمون بود؟










