خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های - یکتا -

۶۸ جمله ثبت‌شده

- یکتا -

@vancouver · ۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«می دانم که تا ابد از او جدا خواهم بود و با این حال نمی توانم جلوی خودم را بگیرم که او را دوست نداشته باشم.»

- یکتا -

@vancouver · ۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«برایم بسیار موجب شگفتی بود که آن ها نسبت به لبخندی که آنقدر مرا شیفته ی خود کرده بود ، هیچ عکس العملی نشان نمی دهند.»

- یکتا -

@vancouver · ۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«اصلا قصد نداشتم عاشق او شوم ؛ اما در آن لحظه ، با دیدنش همه ی زحماتم به هدر رفت. او بی آنکه به من نگاه کند ، مرا عاشق خود کرده بود.»

- یکتا -

@vancouver · ۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«کنترلی بر روی چشم هایم نداشتم، مدام چشم هایم به سمت او می چرخید و بر روی صورتش ثابت می شد و در نهایت ، من تسلیمشان شدم؛ نگاهش کردم، آن هم با لذت! لذتی گرانبها اما در عین حال تند و سوزان. همچون سوزنی از طلای ناب که نوک تیزش پوست را می سوزاند و یا همچون فرد تشنه ای که به برکه یی پر از آب می رسد و با این که می داند آب آن برکه فاسد است ، خم می شود و جرعه جرعه از آن نعمت خدادادی می نوشد.»

- یکتا -

@vancouver · ۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«چقدر در آن لحظه به او نزدیک بودم! از آن زمان چه اتفاقی افتاده که رابطه ی من و او را اینقدر تحت تاثیر قرار داده؟! الان چقدر از هم دور و چقدر با هم بیگانه ایم؛ آن قدر بیگانه که اصلا انتظار نداشتم به سویم بیاید و با من صحبت کند. بنابراین هنگامی که او به سمت دیگر اتاق رفت و مشغول صحبت با دیگر خانم ها شد ، اصلا تعجب نکردم.»

- یکتا -

@vancouver · ۲ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «عامه پسند»

«من با استعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقت ها به دست هام نگاه میکنم و فکر میکنم که میتوانستم پیانیست بزرگی بشوم. یا یک چیز دیگر. ولی دست هام چه کار کرده اند؟! یک جایم را خارانده اند، چک نوشته اند، بنده کفش بسته اند، سیفون کشیده اند و غیره. دست هایم را حرام کرده ام. همین طور ذهنم را.»

- یکتا -

@vancouver · ۲ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «عامه پسند»

«بعضی وقت ها فکر میکنم که اصلا نمی دانم کی هستم. خیلی خب ، من نیکی بلان هستم. ولی خیلی هم مطمعن نباش. ممکن است یک نفر توی خیابون داد بزند « هی هری! هری مارتل!» من هم احتمالا جواب می دهم « چیه؟! چی شده؟!» منظورم این است که می توانم هر کسی باشم. چه فرقی می کند؟! اسم چه اهمیتی دارد؟!»

- یکتا -

@vancouver · ۱ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«بسیاری از مردم معتقند فقط باید به خدا توکل کرد و همه چیز را به او سپرد اما من عقیده دارم توکل کردن به این معنی نیست که خودمان دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری نکنیم.»

- یکتا -

@vancouver · ۱ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«- نمی توانم انکار کنم که از غم او ناراحت بودم و حاضر بودم برای از بین بردن آن ، هر کاری از دستم بر می آمد انجام دهم.»

- یکتا -

@vancouver · ۱ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«- هروقت به انجام گناهی وسوسه شدید ، از پشیمانی و افسوس بعدش بترسید. پشیمانی نابودگر زندگی است. + می گویند علاج آن توبه است. - نه، علاجش نیس. علاجش ممکن است اصلاح باشد و من میتوانستم خودم را اصلاح کنم . هنوز هم توانایی این کار را دارم اما وقتی اینطور عاجزانه گرفتار یک نفرین شده ام، سعی و تلاش چه فایده ای دارد؟! علاوه بر این ، اکنون که خوشبختی و خوشحالی از من روی گردانیده، من حق دارم به شیوه ی خودم از زندگی لذت ببرم و این کار را خواهم کرد ، مهم نیست به چه قیمتی. - این گونه بیشتر و بیشتر در منجلاب فساد فرو می روید ، آقا . + بله ، احتمالا. اما وقتی میتوانم در آن منجلاب از زندگی نهایت لذت را ببرم، چه ایرادی دارد؟! همانطور که زنبور عسل را از میان خلنگزار ها جمع می کند ، من هم لذت های زندگی را برای خود جمع خواهم کرد. - زنبور شما را نیش خواهد زد ؛ مزه ی عسل را به کامتان تلخ می کند ، آقا .»

- یکتا -

@vancouver · ۱ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«وقتی با شما حرف می زنم احساس می کنم در حال نوشتن حرف هایم در دفترچه خاطراتم هستم.»

- یکتا -

@vancouver · ۱ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«من عمیقا اعتقاد دارم اوضاع فعلی ام بیش تر در نتیجه شرایط زندگی ام بوده تا گرایش طبیعی خودم.»

- یکتا -

@vancouver · ۱ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«من به آسودگی خاطر و وجدان راحت شما غبطه می خورم. ذهن عاری از آلودگی ، گنیجنه بزرگی است.»

- یکتا -

@vancouver · ۱ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«من هم همچون خطاکاران دیگر ترجیح می دهم مشکلات و بد شانسی هایم را به گردن سرنوشت بیندازم.»