خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های - یکتا -

۲۰۱ جمله ثبت‌شده

- یکتا -

@vancouver · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«البته این را می دانم که او هرگز مرا دوست نخواهد داشت ، فقط از من راضی خواهد بود.»

- یکتا -

@vancouver · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«هنوز به او می اندیشیدم چون فکر او بخار آب نبود که با نور خورشید تبخیر شود یا نقشی بر روی شن های ساحل نبود که توفان های دریایی بتوانند نابودش کتتد؛ اسم او بر قلبم حکاکی شده بود و از بین بردنش هم غیر ممکن به نظر می رسید.»

- یکتا -

@vancouver · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «جین ایر»

«می دانستم دیگر هیچکس مثل او مرا دوست نخواهد داشت. می دانستم دیگر هرگز کسی از زیبایی و لطافت من تعریف نخواهد کرد چون گمان نکنم که دیگر کسی چنین جاذبه هایی را در من مشاهده کند.»

31

- یکتا -

@vancouver · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «تکه هایی از یک کل منسجم»

«به ما القا می شود که احساس های دردناک طبیعی نیستند و شاید حتی ما را به سمتی سوق دهند که برای رهایی از احساس های تلخ به قرص و دارو روی آوریم. در صورتی که اگر خوشحال نیستید طبیعی هستید ؛ چرا که زندگی سخت است.»

- یکتا -

@vancouver · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «تکه هایی از یک کل منسجم»

«سه افسانه در مورد خوشبختی وجود دارد که دکتر راس هریس آن ها را فریب در معنای خوشبختی می داند: - افسانه ی غیر واقعی اول: خوشحالی ، حالت طبیعی انسان است. - افسانه ی غیر واقعی دوم: خوشبختی یعنی احساس خوب داشتن. - افسانه ی غیر واقعی سوم: اگر خوشحال نباشید ، حتما نقضی دارید.»

- یکتا -

@vancouver · ۱۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «تکه هایی از یک کل منسجم»

«دنیای بیرون و اتفاق های زندگی و افکار ما در ما اضطراب و احساس را بیدار می کنند و ما نمی توانیم مدام خوشحال باشیم و نمی توانیم همیشه آرام باشیم.»

- یکتا -

@vancouver · ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «تکه هایی از یک کل منسجم»

«دنیای احساس ها، دنیای زیبایی است که معمولا با آن غریبه هستیم و در بیشتر مواقع یا از آن ها می ترسیم و یا آن ها را سرکوب می کنیم. این غریبگی را از اطرافیانمان آموخته ایم؛ زمانی که متوجه شده ایم احساس هایمان می تواند به ما آسیب بزند. در کودکی و نوجوانی بسیار به ما آموخته اند که احساس ها آسیب می زنند و این تهدید ها ما را ترسانده و بیشتر از دنیای درونیمان دور کرده است. پدر و یا مادری را در نظر بگیرید که به فرزندش می گوید: گریه نکن! مرد گریه نمی کند یا مثالا می گوید: بلند نخند زشت است و…»

2

- یکتا -

@vancouver · ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «تکه هایی از یک کل منسجم»

«در احساس شرم ما خجالت را حس می کنیم ، خون به سرعت به صورت ما می رسد و در بیشتر انسان ها خنده نخستین واکنش غیر ارادی به احساس شرم است. سر کمی به سمت پایین می رود و فرد دوست دارد فضا را ترک کند.»

- یکتا -

@vancouver · ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «تکه هایی از یک کل منسجم»

«جایی باید پرونده های نیمه بسته را کامل ببندیم تا عذابش کمتر شود. شبیه خداحافظی با آرزویی است که خیلی وقت است تاریخ انقضایش گذشته است. یک خداحافظی سخت اما پایان دهنده. پایان دهنده به هدفی قدیمی و اضطرابی قدیمی تر. با هر خداحافظی ، ما آماده ی سلام های بعدی می شویم.»

- یکتا -

@vancouver · ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «تکه هایی از یک کل منسجم»

«از دست دادن ها شبیه راه هایی نجات دهنده در زندگی مان ظاهر میشوند. ما می توانیم یا به این راه ها اعتماد کنیم و آنچه را که مدت ها قبل از دست داده ایم رها کنیم و به استقبال تجربه های جدیدتر برویم و یا همچنان به از دست دادن هایمان بچسبیم و هر روز بیشتر احساس درماندگی کنیم. در نهایت انتخاب با ماست.»

- یکتا -

@vancouver · ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «تکه هایی از یک کل منسجم»

«ما برای هر به دست آوردنی ، چیزی را از دست می دهیم. برای دیدن ازدواج فرزندانمان ، بودن آن ها را در خانه از دست می دهیم. برای داشتن مویی کوتاه ، لذت بافتن مویی بلند را از دست می دهیم. به هر حال در هر به دست آوردنی ، نوعی از دست دادن وجود دارد…»