Amir Zamanifard
@amirzamanifard
کتابخوان، کتاب دوست، کتابفروش
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
کتابخوان جدی
silverبه ۷۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد جدی
silver۱۰ نظر برای کتابها نوشتی.
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
حلقههای کتابخوانی
هنوز عضو حلقهای نیست.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده

رومئو و ژولیت
ویلیام شکسپیر

خیاط
اسلاومیر مروژک

دورتادور دنیا 37: ریچارد سوم اجرا نمی شود
ماتئی ویسنی یک

تک گویی های کلاسیک برای مردان
کریس سالت

45 کهن الگوی شخصیت
ویکتوریا لین اشمیت

تکنیک بازیگری
استلا آدلر

خلاصه تاریخ هنر: با تجدید نظر و سه بخش الحاقی
پرویز مرزبان

بازیگری متد: شیوه ی اکتورز استودیو در پرورش بازیگر
احمد دامود

پنجاه کارگردان کلیدی تئاتر
شومیت میتر، ماریا شفتسووا

تاریخ تئاتر جهان 1
اسکار گروس براکت

نیمه ی تاریک وجود
دبی فورد

داستان های شرلوک هولمز: حلقه ی سرخ
پیتر ریموندو

هرگز سازش نکنید
کریس واس

برج بابل: مهاجمان فضا
نونا فرناندز

راهنمای پدینگتون بودن
مایکل باند

بی حد و مرز: مغزتان را بهبود دهید همه چیز را سریع یاد بگیرید و بهترین شکل از زندگی خود را بیابید
جیم کوییک

سوءتفاهم
آلبر کامو

مرگ یزدگرد: مجلس شاه کشی
بهرام بیضایی

عروسک خانه
هنریک ایبسن

جمجمه ای در کانه مارا
مارتین مک دونا

ندبه: نمایشنامه
بهرام بیضایی

چشم اندازی از روی پل
آرتور میلر

افسانه های تبای
سوفوکلس

آنتیگونه
سوفوکلس

ضحاک: نمایشنامه در پنج پرده
غلامحسین ساعدی

هدا گابلر
هنریک ایبسن

دکتر فاستوس
کریستوفر مارلو

خدای دوزخ: نمایشنامه در سه پرده
سم شپرد

سوءقصدهایی به زندگی آن زن
مارتین کریمپ

روز مرگ در داستان هملت
برنارماری کلتس

سونات اشباح
اگوست استریندبرگ

مکبث
ویلیام شکسپیر

پلیس حافظه
یوکو اوگاوا

گاوخونی
جعفر مدرس صادقی

Demon Slayer 2 شیطان کش
کویوهارو گوتوگه

Demon Slayer 3 شیطان کش
kimetsu no yaiba

شیطان کش 1: صبح خونین
کویاهارو گوتوگه

در چشم شیطان
جونیچیرو تانیزاکی

مرگ در می زند
وودی آلن

بن بست نویسنده
وودی آلن

ترس و نکبت رایش سوم
برتولت برشت

داستان های شرلوک هولمز: رسوایی در کشور بوهم
آرتور کانن دویل

داستان های شرلوک هولمز: مردان رقصان و پنج داستان دیگر
آرتور کانن دویل

نشانه ی چهار
آرتور کانن دویل

داستان های شرلوک هولمز: عینک دور طلایی
آرتور کانن دویل

داستان های شرلوک هولمز: سیمای زرد
آرتور کانن دویل

تعویذ
روبرتو بولانیو

ماده ی تاریک
بلیک کراوچ

ملاقات با مدوسا
آرتور سی کلارک

غارهای پولادین
آیزاک آسیموف

هری پاتر و یادگاران مرگ 7
جی کی رولینگ، جی.کی.رولینگ

هری پاتر و شاهزاده ی دو رگه 6
جی کی رولینگ

هری پاتر و زندانی آزکابان 3
جی.کی.رولینگ، جی کی رولینگ

هری پاتر و محفل ققنوس 5
جی کی رولینگ، جی.کی.رولینگ

هری پاتر و شاهزاده دو رگه
جی کی رولینگ

هری پاتر و حفره اسرارآمیز 2گالینگور
جی کی رولینگ

هری پاتر و جام آتش
جی کی رولینگ

هری پاتر و سنگ جادو 1 ویراست دوم
جی کی رولینگ

قول
فریدریش دورنمات

یکی بود یکی نبود
محمد علی جمال زاده

دل سگ
میخائیل بولگاکف

یادداشت های یک دیوانه
نیکلای گوگول

هملت
ویلیام شکسپیر

اتللو
ویلیام شکسپیر

عقاید یک دلقک
هاینریش بل، هانریش بل

کوری
ژوزه ساراماگو

بیست هزار فرسنگ زیر دریا
ژول ورن، ژول رون

در انتظار گودو
ساموئل بکت

لافکادیو
شل سیلوراستاین

بوف کور
صادق هدایت

چرند و پرند
علی اکبر دهخدا

بانوی میزبان
فئودور داستایفسکی

مسخ
فرانتس کافکا

فارنهایت 451
ری بردبری

راشومون
ریونوسوکه آکوتاگاوا، رضا کوچک زاده

خلوتکده
ژان پل سارتر

مگس ها
ژان پل سارتر

مغازه ی خودکشی
ژان تولی

1984
جورج اورول

مزرعه حیوانات
جورج اورول

ناطور دشت
جی دی سلینجر، جی. دی. سلینجر، جروم دیوید سلینجر

پدرو پارامو
خوان رولفو

نماد گمشده
دن براون

راز داوینچی
دن براون

جزیره ی گنج
رابرت لوییس استیونسون

دکتر جکیل و مسترهاید
رابرت لوییس استیونسون

اتاق قرمز
ادوگاوا رانپو، گلسرن بودایجی اوغلو

مارمولک سیاه
ادوگاوا رانپو

شکار و تاریکی
ادوگاوا رانپو

پرومته در زنجیر
آیسخولوس

نمایشنامه سه خواهر
آنتون چخوف

نمایشنامه دایی وانیا
آنتون چخوف

باغ آلبالو
آنتون چخوف، آنتوان پاولوویچ چخوف، میرعلی اکبری

اتاق شماره 6
آنتون چخوف، آنتوان پاولوویچ چخوف

شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

دادگسترها
آلبر کامو

کالیگولا
آلبر کامو

بوته ی آزمایش
آرتور میلر

سگ شکاری باسکرویل
آرتور کانن دویل

سرباز رنگ پریده
آرتور کانن دویل

شب های روشن
فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی، فیودور داستایوسکی
آخرین نظرها و امتیازها

داستان های داخل کتاب که به واسطه اون مهارت های مذاکره در موقعیت های تنش زا به صورت عملی معرفی میشن باعث شده کتاب جذاب تر باشه

پرومته، خدای اسیر شده به دست خدایان که به جرم دزدیدن آتش و بخشیدن اون به انسان ها از طرف زئوس، خدای خدایان در کوهی در قفقاز به زنجیر کشیده میشه و عقابی مامور میشه تا هر روز جگر اونو پاره کنه و بخوره

سرنوشت ادیپ، تراژدی انسانی بود که تلاش میکرد تا از سرنوشت مقدر شده خودش فرار کنه، غافل از اینکه خدایان به راحتی اونو بازیچه خودشون قرار دادن

تلاش آنتیگونه برای جلب نظر خدایان بلکه نفرین خانوادگی اونا برداشته بشه

بهترین نمایشنامه شکسپیر.قتل های پشت سر هم جنایت های مکرر و خونی که آروم نمیگیره تا لحظه انتقام

داستان کمتر شدن زندگی و اینکه چطور آدم ها به این کمتر شدن عادت میکنن. رمانی درباره از دست دادن چیزایی که حق ماست اما به زور ازمون میگیرنش
آخرین جملهها

«هنوز اینجا بوی خون میدهد، تمام عطرهای عربستان هم به این دست کوچک بوی دیگری نخواهد داد»

«- مکبث: این دستها جنایت بزرگی مرتکب شدهاند. آیا خون آنها پاک خواهند شد؟ آیا الههٔ اقیانوسها میتواند خون را از دستان من بشوید؟ نه، این دستها میتوانند هر اقیانوسی را قرمز کنند. - لیدی مکبث: اکنون دستان من هم به سرخی دستان توست. اما قلب من مانند قلب تو سفید نیست. ترس را رها کن. از دروازهٔ جنوبی صدای کوبیدن در میآید. با کمی آب دستان ما پاک خواهد شد. تنها باید از شر افکار خود خلاص شوی و از غرق شدن در آنها جلوگیری کنی.»

«فردا و فردا و فردا با گامهای کوتاه و شمردهی روزان پیش میخزد تا آخرین بخشبخشِ زمانِ نگاشته؛ و دیروزها همهسر ابلهان را راه نموده است بهسوی مرگِ خاکآلود. فرومیر، آی، ای شمعک، فرومیر، آی، که نباشد زندگانی هیچ الا سایهای لغزان و بازیهای بازیپیشهای نادان که بازد چند گاهی پر خروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ! زندگی افسانهایست کز لب شوریدهمغزی گفته آید، سر به سر خشم و خروش و غرش و غوغا، لیک بیمعنا از ترجمه داریوش آشوری»

«ـ فیرز: و بعضی وقت ها آلبالو خشکه ها را بار گاری میکردند و به مسکو و خارکف میفرستاند. یک عالمه پول! و آلبالو خشکه های آن وقتها، نرم آبدار خوشبو و خوشمزه بود. یک نسخه ای بلد بودند که... ـ رانوسکی: آن نسخه حالا کجاست؟ ـ فیرز: یادشان رفته، هیچکس یادش نیست.»

«توزنباخ:.... ولی من معتقدم که خود زندگی همین جور میماند بازهم سخت اما ر از رمز و شادی خواهد بود. هزار سال بعد هم آدمها آه و ناله میکنند که: این مشغله زندگی چه سخت است! بازهم از مرگ میترسند و به مردن علاقه ای ندارند، درست مثل حالا.»

«وقتی حرف میزد؟ حرف زدن هنوز به این معنی نیست که او آدم شده بود!»















