Elyar
✓@elyar
بلاگر کتاب و روایتگر ادبیات
کتابها را فقط برای معرفی کردن نمیخوانم؛ دنبال حسی هستم که بعد از بستن کتاب با آدم میماند. در «آغوش ماه» از رمانها، شعرها، نویسندهها و ایدههایی میگویم که چیزی در من ساختهاند یا تغییری در نگاهم ایجاد کردهاند؛ با ترکیبی از معرفی کتاب، نقلقول، برداشت شخصی و حالوهوای ادبی.
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
میزبان حلقه
bronzeاولین حلقه کتابخوانی خودت رو ساختی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
حلقههای کتابخوانی
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابهای خواندهشده

خردم کن
طاهره مافی

قلعه حیوانات
جورج اورول

مردی به نام اوه
فردریک بکمن

رویای نیمه شب
مظفر سالاری

گربه راهنمای ما
استفان گارنیه

خاطرات یک آدمکش
کیم یونگ ها

هر دو در نهایت می میرند
آدام سیلورا

مغازه ی خودکشی
ژان تولی

جمعه را گذاشتم برای خودکشی
پیمان هوشمند زاده، پیمان هوشمندزاده

نازنین
فئودور داستایفسکی

قمارباز
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فئودور داستایوفسکی

بوف کور
صادق هدایت
آخرین نظرها و امتیازها
هنوز نظری نداده.
آخرین جملهها

«نمیخواستم به قوانین ظالمانهی آنها تن بدهم.»

«اما نتوانست درک کند، نفهمید. اگر زمانی حتی یک سر سوزن درکم میکرد، آنوقت ارجوقربم در نظرش دهبرابر میشد.»

«ما نفرین شدهایم، کلا رد زندگی آدمها نفرینشده است! بهخصوص زندگی من! حالا فهمیدمام که اشتباهم کجا بوده! بله، یک جای کار میلنگید. همه چیز واضح بود، نقشه من مثل روز روشن بود. خشنم، مغرورم و هیچ نیازی به تسلی خاطر احدی ندارم و در سکوت رنج میکشم.»

«البته همهی اینها تا وقتی خوب آمد که در ذهنم حرفشان را میزنم و اگر همینها را بلند بگویم، احمقانهترین حرف ممکن میشود. دلیل سکوتهای پُرنخوت ما همین بود و برای همین در سکوت گذران میکردیم.»

«ببینید آقایان، افکاری هستند که... یعنی میدانید، اگر افکارتان را به زبان بیاورید، با کلمات بیانش کنید، آنوقت بسیار احمقانه بهنظر میرسد.؛ آدم حتی شرمنده میشود، اما چرا؟ دلیل خاصی ندارد، چون همهمان آدمهای مزخرفی هستیم و تحمل حقیقت را نداریم. یا شاید هم دلیل دیگری دارد که من نمیدانم.»

«آخ، زن عاشق معایب و حتی بدحنسیهای مرد محبوبش را توجیه میکند، طوری که خود مرد هم تابهحال نتوانسته باشد چنین توجیهاتی برای بدهیهایش بیاورد.»









