Reb-War
✓@rebwar_m
Bookworm
کتابخوانی برای من فقط خوندن یک داستان نیست؛ راهی است برای شناختن انسان ، جامعه، خود و شیوههای متفاوت فکر کردن. بیشتر سراغ ادبیات جهان، فلسفه و داستانهایی میروم که بعد از تمام شدنشان هنوز چیزی برای فکر کردن باقی میگذارند. اینجا از کتابهایی مینویسم که خواندهام و ردّی از خودشان در ذهنم گذاشتهاند.
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
حلقههای کتابخوانی
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده

قمارباز
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فئودور داستایوفسکی

موش ها و آدم ها
جان اشتاین بک، جان استاین بک

همه چیز فرو می پاشد
چینوا آچه به، حسن میرعابدینی

سال بلوا
عباس معروفی

شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

مزرعه حیوانات
جورج اورول

سمفونی مردگان
عباس معروفی

سقوط
آلبر کامو، تی جی نیومن، تی. جی نیومن

اتللو
ویلیام شکسپیر

صد سال تنهایی
گابریل گارسیا مارکز، گروهی از دانش آموختگان دانشگاه هاروارد، گابریل کارسیا مارکز

زوال بشری
اوسامو دازای

مرگ ایوان ایلیچ
لئو تولستوی، لیو تالستوی، لیف تالستوی
آخرین نظرها و امتیازها

«سمفونی مردگان» برای من داستان فروپاشی یه خانوادهست؛ جایی که تعصب، حسادت و ناتوانی در پذیرفتن تفاوتها، کمکم همهچیز رو به نابودی میکشونه. معروفی خیلی خوب تونسته فضای سرد و خفهکنندهی داستان رو بسازه و با روایتهای مختلف، نشون بده که چطور یک آدم میتونه زیر فشار خانواده و جامعه، آرومآروم از بین بره.

«سقوط» برای من بیشتر از اینکه داستان یک اعتراف باشه، یه جور روبهرو شدن آدم با خودش و تمام تناقضهاشه. کامو خیلی آروم و بدون شعار، غرور، قضاوت و احساس گناه آدم رو میذاره جلوی خودش؛ کتاب کوتاهیه ولی بعد از تموم شدنش راحت از ذهنت بیرون نمیره.
آخرین جملهها

«چە جملە جالبی و قابل تأمل: لذت همیشه مفید است .»

«میتونم بگم مثل بقیه آثار عباس معروفی انسان امروزی که در ایران زندگی میکنه براش هر لحظه تداعی میشه البته با مکان های متفاوت و دیالوگهای روزانه که در بیشتر آثار آن را بیهوده میبینیم ولی اینجا داستان رو هدایت میکنند .»

«ترجمە با هوش مصنوعی !! نه ممنون وایمیسم یه ترجمه بهتر بیاد تو بازار خیلی عجله نیست واسه یه کتابخون که بهروز باشه و با مد روز کتاب بخونه»

««نسلهایی که به صد سال تنهایی محکوم شدهاند، فرصت دوبارهای روی زمین نخواهند داشت.» باتوجه به نشر جمله فرق داره»

««خودم را از چشم دیگران پنهان میکردم و به شوخی پناه میبردم.»»

«یه کمی تغییر دادم ولی این بند خیلی عالیه : «در زندگیای که ایوان ایلیچ برای خود ساخته بود، آنچه بیش از همه اهمیت داشت این بود که همهچیز درست و شایسته به نظر برسد؛ اما اکنون که مرگ نزدیک شده بود، دیگر هیچکدام از آنها معنایی نداشت.»»












