«شیطانی که میشناسی ، بهتر از شیطانی است که نمیشناسی ....»
صفحه ۱۳۴ · ۳۳
The Inheritance Games
«بازیهای میراث» یک رمان معمایی-تعلیقی پرکشش است که از همان صفحات اول، خواننده را وارد دنیایی از ثروت، راز و رقابت میکند. داستان درباره دختری نوجوان به نام ایوری است که ناگهان در مرکز یک ارثیه غیرمنتظره و عجیب قرار میگیرد؛ ارثیهای که نهفقط او، بلکه یک خاندان قدرتمند و پررمز و راز را هم به تکاپو میاندازد. فضای داستان پر از عمارتهای باشکوه، اتاقهای مخفی، سرنخهای پنهان و بازیهایی است که مرز میان سرگرمی و خطر را از بین میبرند. ایوری باید در میان چهار نوهی مرموز خانواده و انبوهی از معماها، بفهمد چرا انتخاب شده و چه چیزی پشت این میراث بزرگ پنهان است. همین کشمکش دائمی میان اعتماد، شک و کشف حقیقت، حالوهوای رمان را بسیار جذاب و اعتیادآور کرده است. جنیفر لین بارنز در این کتاب ترکیبی از معمای خانوادگی، هیجان، رقابت و رابطههای پیچیده را کنار هم میگذارد. اگر به رمانهایی علاقه دارید که هم ریتم تند داشته باشند و هم شما را مدام به حدس زدن وادار کنند، «بازیهای میراث» میتواند انتخابی سرگرمکننده و پرتعلیق باشد؛ کتابی که بیشتر از آنکه جواب بدهد، سؤالهای تازه میسازد.
جملههای ماندگار
«شیطانی که میشناسی ، بهتر از شیطانی است که نمیشناسی ....»
صفحه ۱۳۴ · ۳۳
«همه چیز یه بازیه،ایوری گرمبز. تنها چیزی که ما می تونیم توی زندگی درباره اش تصمیم بگیریم اینه که ایا برای برد بازی میکنیم یا نه.»
۳ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
۱۴۰۵/۵/۲۴
کتاب خیلی خفنی هستش و من واقعااا خیلی خیلی لذت بردمم مخصوصا معما های داخل کتاب که با همکاری هم حل میکنن خیلی خوب و جالبه و همین معما حل کردن ها باعث میشه شما کنجکاو بشین و تا اخر کتاب پیش برین و در یک کلمه به نظر من عالییییییی خیلی پیشنهاد میکنممم👍🥹😢
۱۴۰۵/۵/۲۵
من دوسش داشتم کلا من اکثر ژانر هارو دوست دارم و فضای داستان شخصیتا و کلا داستانش برام جذاب بود
۱۴۰۵/۵/۲۴
کتاب خیلی خفنی هستش و من واقعااا خیلی خیلی لذت بردمم مخصوصا معما های داخل کتاب که با همکاری هم حل میکنن خیلی خوب و جالبه و همین معما حل کردن ها باعث میشه شما کنجکاو بشین و تا اخر کتاب پیش برین و در یک کلامن عالییییییی خیلی پیشنهاد میکنممم👍🥹😢
۱۴۰۵/۵/۲۴
فقط معماست و حل کردن معما مثل اتاق فرار ولی بدون اینکه کسی باشه بترسونتت، برای من جالب نبود خط داستانی خاصی نداشت.
۱۴۰۵/۵/۳۰
از اول تا اخر کتاب قسمتی نبود که خستم بکنه و سریع مشتاق بودم که جلد های بعدی را برم بخونم
۱۴۰۵/۵/۲۶
با وجود شهرت زیادی که این کتاب داره برای من به شدت معمولی بود نه معماها اونقدر جالب و پیچیده بودن نه داستان اونقدر گیرا بود که بخوام با اشتیاق ادامه بدم جزو اون کتاب هایی بود که واقعا خودمو مجبور کردم تمومش کنم رابطه عاشقانه بین دختر و دو برادر هم برای من خیلی سطحی و کسل کننده بود این آدم ها دارن توی جهان اول زندگی میکنن چجوری میتونن انقدر درگیر چیزهایی مثل دستمو گرفت نفسم بند اومد بشن واقعا مسخره و غیرقابل باور بود
۱۴۰۵/۵/۲۵
تا اواسط کتاب نظرم درموردش یه کتاب خوب و معمولی بود اما وقتی تا انتها خوندم واقعا از ته دل نویسنده رو تحسین کردم. داستان خیلی جالبی داره، من قبلا تا فصل ۴۰ خونده بودم و کنار گذاشته بودمش ولی خب باتوجه به تعریفا یه شانس دیگه بهش دادم و واضعا راضیم… کاملا همه اتفاقات این کتاب درست و حسابی کنار هم چیده شدن و جوری نیست حوصلت سر بره و اذیت بشی و جالب اینه وقتی به صفحات اخر میرسی روندی که طی کردی جالب تر و لذت بخش تر بنظرت میاد… فصلاشم کوتاه کوتاهه و به سرعت نور تمومش میکنید:)) خیلی کنجکاوم بدونم انتخاب اخرش جیمسون یا گریسون!!
۱۴۰۵/۵/۲۵
من خیلی دوسش داشتم خیلی جالب و معمایی بود واسم طوری که نمیتونستم چشم ازش بردارم (من ژانر های جنایی و معمایی دوست دارم!)