«ما مسئول تصورات ذهنی دیگران از خودمان نیستیم نیاز به اثبات و دفاع به وجود نخواهد آمد اگر خودمان را بشناسیم و حد و حدود خود را برای خودمان تعریف کرده باشیم،در نهایت آدم ها هیچ گاه قادر به دیدن تصویر درستی از ما نیستند و این بخشی از زندگی و روابط است؛راحت باشید و نگران تصویر آدم ها از خودتان نباشید آنها هیچ گاه شما را نزدیک به آنچه هستید نخواهند دید.»

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار تکه هایی از یک کل منسجم
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب تکه هایی از یک کل منسجم رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«شاید زندگی پیدا کردن بخشهایی از خودمان در تکههایی از یک کل منسجم است..»
«بدون خیلی از نداشتهها میتوانیم زنده بمانیم و زندگی کنیم. تاریخ پُر است از آدمهایی که هیچ نداشتهاند اما تصمیم گرفتهاند ادامه دهند.»
صفحه ۴۲ · فصل اول
«وقتی ما در رابطه ای صمیمانه هستیم، هم در مقابل درونمان و هم در مقابل آدم روبهرو یمان مسئولیت داریم.»
صفحه ۱۱۹
«آدم ها ناگهان خداحافظی نمی کنند،ناگهان دلسرد نمی شوند و ناگهان رابطه را تمام نمی کننند جایی در مسیر رابطه اتفاق هایی می افتد دردهایی را تجربه می کنند که هر درد آنها را به تصمیمیشان نزدیک تر می کند و روزی ناگهان تصمیمشان را با ما در میان میگذارند آدم ها آرام آرام خسته می شوند،آرام آرام دلسرد می شوند از تمام تلاش هایی که کرده اند و دیده نشده اند.»
صفحه ۲۰۶
««وقتی اندوهگین هستیم به نظر می رسد این غم همیشگی باشد به نظر می رسد پایان شب به صبح وصل نمی شود به نظر می رسد کسی شبیه ما این غم را تجربه نمی کند اما یکی از واقعیت های زندگی این است که هیچ چیز باقی نمی ماند؛هیچ چیز ابدی نیست،نه لبخند های از ته دل و نه غم های نفس گیر »»
«زندگی بی تفاوت ترین جریانی است که درحال تجربه اش هستیم»
«همهی ما نجات یافتگان فراموشکار هستیم. ما یادمان میرود که چقدر زیبا دوام آوردیم و گذر کردهایم.»
«ما آدمهایِ تبدیل کردن دردها به رنجهایی چند سالهایم.»
صفحه ۳۱ · فصل اول
«دنیای واقعی نمیرقصد، نه به ساز ما نه به ساز خودش. دنیا میگذرد؛هر لحظه و هر ثانیه.»
صفحه ۲۹ · فصل اول
«همه چیز تمام میشود. همه چیز.»
«تاریخ پر است از آدم هایی که هیچ نداشتند،اما تصمیم گرفتند ادامه دهند.»
«ما يكبار ناخواسته اشتباه مى كنيم و بار ديگر تصميم مى گیریم و با آگاهی اشتباه راتكرار مى كنيم.»
«در زندگی دردهایی وجود دارد که اگر در مقابلش مقاومت کنیم تبدیل به رنجهایی سنگین و چندساله میشوند. تنها راهی که می تواند از تبدیل شدن دردها به سنگهایی سنگین و آسیب زننده جلوگیری کند پذیرش آنها است. اینکه اجازه دهیم آنها عبور کنند و گیر نکنند به جهان درونی مان برای این کار ما احتیاج به «سکوت» داریم؛ سکوتی طولانی همراه با آگاهی.در دنیایی زندگی میکنیم که همیشه دردهایی از زندگی از آدمها و روابط به ما وارد میشود.ناکامی بخشی از زندگی است. با حقایق زندگی مقابله نکنیم بیاییم اول آنها را ببینیم و بپذیریم و سپس به سراغ تمرین سکوت برویم.»
«در واقع، کتاب میگوید که زندگی ما شاید در ظاهر تکهتکه، پراکنده و بینظم به نظر برسد (خاطرات پراکنده، احساسات متناقض، زخمهای مختلف)، اما همین تکهها هستند که در نهایت، آن «کل» یا همان «هویت منسجم» ما را میسازند.»
«و کل منسجم من درد میکند، دردی از طعم تلخ سم گذشته و سر گیجه ای از ابهام آینده و فانتزی حضور در حال و لوس شدگی تعریف دوست داشتن خود. بماند»
«سخت ترین شرایط ، شرایطی است کخ ما انسانها را در معرض از دست دادن قرار می دهد.»
صفحه ۲۱۲
