خانه کتاب بی
برگشت به صفحه کتاب
جلد کتاب بخت بیدادگر

جمله‌های ماندگار کتاب

جمله‌های ماندگار بخت بیدادگر

هدا مارگولیوس کووالی/ماهی/3 جمله

اینجا می‌تونی جمله‌ها، نقل‌قول‌ها و بخش‌های مهم کتاب بخت بیدادگر رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.

مبین محمدی

@mobinmohammadi · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«اغلب فکر میکردم که بسیاری از مردم به خاطر طغیان علیه سیستم سیاسی موجود نبود که به کمونیسم رو آوردند بلکه از سر ناامیدی محض بود، ناامیدی از ماهیت بشر، که پس از جنگ چهره زشتش را بیش از هر زمان دیگری نشان میداد. از آنجا که دست کشیدن از بشریت برای انسان غیر ممکن است نظم و قوانین اجتماعی را که در آن زندگی میکند زیر سؤال میبرد. در واقع وضعیت انسانی را محکوم میکند.»

این سطر برای من از آن جهت مهم بود که کمونیسم را به‌عنوان واکنشی به ناامیدی انسان از خودش می‌بیند. وقتی تجربه‌ی جنگ، خشونت و فروپاشی اخلاقی، اعتماد آدم به طبیعت انسان را از بین می‌برد، پناه بردن به یک نظام فکری می‌تواند بیشتر از آنکه حاصل ایمان باشد، تلاشی برای فرار از این ناامیدی باشد. این نگاه برایم قابل تأمل بود، چون مسئله را از «چه ایدئولوژی‌ای درست است؟» به پرسش بنیادی‌تری منتقل می‌کند: وقتی دیگر به انسان اعتماد نداریم، چگونه می‌توانیم به جامعه‌ای که انسان ساخته است اعتماد کنیم؟

Amir Hossein

@amirhrezaei · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«برای رژیم‌های توتالیتر کار سختی نیست که مردم را نادان نگه دارند. وقتی به‌خاطر ضرورت‌ها از آزادی‌ات دست می‌کشی، یا به‌خاطر انضباط حزبی، برای تطبیق‌دادن خودت با رژیم، برای عظمت و شکوه میهن یا هر گزینۀ دیگری که به انجام دادن آن مجاب شده‌ای، دیگر از تلاش برای مطالبه حقیقت صرف نظر کنی، آرام‌آرام، قطره‌قطره، زندگی‌ات مثل زمانی که رگ دستت را زده باشی، می‌چکد و هرز می‌رود؛ و تو خودت را از پا درمی‌آوری.»

Lawyer_sarchami

@parastoo_sarchami · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«ولی چیز چندانی از آن روزها نگفتم. آدمی فقط می‌تواند چیزی را وصف کند که تاب به خاطر سپردنش را دارد. نمی‌توانی ضربات چکشی را توصیف کنی که مغزت را متلاشی می‌کند.»