ویرال شد اما بنظرم خیلی کتاب سطح بالایی نبود نسبت به ویرال شدن و ویدیو هایی که پخش شده بود اصلا در اون سطح نبود
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
کتاب رو دوست داشتن طراحی جلدش عالی بود
بسیار عالی و متاثر کننده
عالیی
کتابی روان، تصویر سازی منظم و قابل تصور و فریاد اعتیاد به دوپامین و آدرنالین و از دست دادن از پس حس طمع و آلودگی ذهن از رویا پردازی
خوب بود نسبتا. اما نه به اندازه ی معروفیتش
گاهی ترسناک ترین چیز، چیزی نیست که پشت در منتظرته؛ چیزی است که بعد از باز کردن در، درباره آدم ها می فهمی.
"خدمتکار" برای من یک تریلر روانشناختی سرگرم کننده بود که مدام باعد میشد درباره شخصیت ها و اتفاقات شک کنم. کشش داستان و رازهاش رو دوست داشتم.
آدم ها هرکار بخواهند میتوانند بکنند به شرطی که طبیعت سرِ جنگ نداشته باشد.
وقتی سنم پایین بود و این کتاب رو خوندم حس کردم یک شاهکار جلومه ولی عقل الانم بهم میگه شاید این کتاب هم کلیشه و تکرار حرفهای امیدبخشی هست که حقیقت نداره. در زندگی واقعی نه نشانهای در کار هست و هیچ نیروی ماورایی شما رو هدایت نمیکنه
این کتاب بهم یادم داد که گاهی اوقات بهتره روی دانستهها و برداشتهای خودم پافشاری نکنم. یادآوری میکنه که چه بسا انسانهایی که به خاطر عقل کل دونستن خودشون، به هلاکت افتادن. گاهی حس میکردم یک مطلب رو داره بارها و بارها تکرار میکنه و همین باعث میشد یه مقدار دلزده بشم ولی در کل از اون کتابهایی بود که بعد خوندنش حس کردم در من تفاوتی ایجاد کرده
بدیش این بود که آدم ها فقط یکبار می مردند. و همین یکبار چه فاجعهی دردناکی بود.
آدم ها هم مثل درخت ها بودند.یک برف سنگین همیشه بر شانه های آدم وجود داشت و سنگینی اش تا بهار دیگر حس میشد.
این کتاب رو خیلی وقت پیش خوندم. فضای کتاب سیاه و حس خشم و نفرت حسی هست که در این کتاب خیلی پررنگه.
یک کتاب عاشقانه و سیاه. عشقی که زرق و برق نداره پر از درد و رنجه.
محتوای کتاب راجع به دویدن بود و استمرار در این مورد. با اینکه حجم کتاب کم بود ولی بارها نصفه رهاش کردم تا بلاخره تونستم تمومش کنم. من نسخه انگلیسی کتاب رو خوندم
من این کتاب رو وقتی نوجوان بودم خوندم و واقعا لذت بردم. داستان با اینکه طولانی بود کشش داشت و شخصیت پردازی فوق العاده بود
بهتره که آثار این نویسنده رو بخونید. یکی رو بخونید تا تهش میرید
کتاب مقداری سخت خوان هست به راحتی پیش نمیره. درباره جامعهای کمونیستی هست. بین این کتاب و ۱۹۸۴ انتخاب من قطعا ۱۹۸۴ خواهد بود
بی نظیره این کتاب میشه بارها خوند و خسته نشد
