کتابی که دلم میخواد دوباره بخونمش واقعا عشق کردم باهاش
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
جذاب و گیرا
کتابی که دلم مخواد دوباره بخونمش واقعا عشق کردم باهاش
سلیقه من نبود
صادق هدایت حرف برای گفتن نمیذاره
جلد اول تموم کردم و الان نصف جلد دوم هستم و باید بگم واقعا ریزه کارهای بینظیری داره
شاهکار نیاز به تعریف نداره
درود بر اون معلمی که بهم گفت کتاب خوندن و با شازده کوچولو شروع کنم.
واقعیت کشور های کمونیستی
یک کتاب همه چیز تمام
توصیف های بینظیر.مثل فیلم میمونه
یکی از کتاب هایی که قبل از مرگ باید خوند.
کتابی که نشون میداد همهی ما به اجبار وارد یکسری مسیر میشیم درصورتی که محدود شدیم به این ها و شناختی از مسیر های دیگه نداریم.چه بسا موفقیت ما توی این مسیر نباشه.
شدیدا پیشنهاد میشه
راستش تنها چیزی که از این کتاب به دردم خورد، خودِ اسمش بود! بقیهاش پره از حرفهای بدیهی و کلیشهای، خاطرات نظامی نویسنده و البته مقدار زیادی تعریف از خودش و موفقیتهاش. حس میکردم بیشتر از اینکه بخواد چیزی یادم بده، داره برای خودش رزومه میخونه! چند تا توصیهی ساده رو هم کش داده تا شده ۱۴۰ صفحه. برای من واقعاً چیز خاصی نداشت.
یکی از دلنشین ترین های کلاسیک
اولین بار تو ۱۵ سالگی خوندمش و حقیقتا چیزی نفهمیدم ازش ولی یک بار دیگه خوندمش و تازه به عمق فاجعه پی بردم.
احساسات یکی از مهم ترین چیز هایی هست که ما داریم
به نظرم مفهوم و سوالی که مطرح میکنه خیلی خوب و قابل تأمله ولی از لحاظ داستان و روندش بجز همون بخش سؤالش چیز شاهکاری نبود و همون بخشش باعث میشه کتاب خوبی باشه
همهچیز از یک اتفاق کاملاً معمولی شروع شد، یک ضربهی ساده، چیزی که احتمالاً هرکسی ممکنه در طول زندگی تجربهاش کنه. اما همون اتفاق کوچیک، آرامآرام تبدیل شد به چیزی که تمام زندگی ایوان رو زیر سؤال برد. شاید ترسناکترین بخش کتاب همین بود ؛ اینکه گاهی مرز بین ادامهی عادی زندگی و پایان همهچیز ، همینقدر کوچیکه
