Hosein
@hosen
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
منتقد جدی
silver۱۰ نظر برای کتابها نوشتی.
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
عضو حلقهها
silverعضو ۵ حلقه کتابخوانی شدی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
حلقههای کتابخوانی
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابهای خواندهشده

پیرمرد و دریا
ارنست همینگوی

مردی به نام اوه
فردریک بکمن

چهار میثاق
دون میگوئل روئیز

سایه باد
کارلوس روئیث ثافون

آیین زندگی: چگونه اضطراب و نگرانی را از خود دور کرده وزندگی آرامی را آغاز کنیم
دیل کارنگی

داستان های بلکین
الکساندر سرگیویچ پوشکین، الکساندر پوشکین

بازی بلند مدت
دوری کلارک

بادام
وون پیونگ سون، ون پیونگ سون، سون وون پیونگ

دوباره فکر کن:قدرت دانستن چیزهایی که نمی دانیم
آدام گرانت

انسان در جست و جوی معنا
ویکتور فرانکل

شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

سقوط
آلبر کامو، تی جی نیومن، تی. جی نیومن

مزرعه حیوانات
جورج اورول

کوری
ژوزه ساراماگو

شب های روشن
فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی، فیودور داستایوسکی

مسخ
فرانتس کافکا

بیگانه
آلبر کامو

تختخوابت را مرتب کن
ویلیام اچ مک ریون

مرگ ایوان ایلیچ
لئو تولستوی، لیف تالستوی، لیو تالستوی

کتابخانه نیمه شب
مت هیگ

صحرای تاتارها
دینو بوتزاتی
آخرین نظرها و امتیازها

بعضی وقتها یه داستان ساده میتونه حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشه

این حجم از حرف زدنِ یکنفره گاهی اذیتم می کرد، ولی حرفهاش انقدر درگیرکننده بود که نتونستم بیتفاوت از کنارش بگذرم

همیشه برام عجیب بود چرا اسم این کتاب رو «آیین زندگی» گذاشتن. توی ایران این اسم آدم رو یاد کتابهای دانشگاهی با محتوای دینی میندازه و ممکنه خیلیها به اشتباه سراغش نرن. کاش اسم دقیقتری انتخاب میکردن تا افراد بیشتری این کتاب رو میخوندن. اسم اصلی کتاب: How to Stop Worrying and Start Living (چگونه از نگرانی دست برداریم و زندگی کنیم)

پنج داستان کلاسیک ساده ، زیبا و روشن

برای من کتاب نسبتاً سختخوانی بود، ولی حرفها و ایدههاش تأملبرانگیز بود و ارزش فکر کردن داشت.

کتابی که بیشتر از آنکه تأثیرگذار باشه ، تلاش میکرد تأثیرگذار به نظر برسه .
آخرین جملهها

«چرا پیرمردها اینقدر زود بیدار میشوند؟ آیا برای این است که روز طولانیتری داشته باشند؟»

«پدر با صدایی آرام گفت : هدیه به خاطر لذت بردن کسییه که اون رو میده ، نه به خاطر شایستگی و لیاقت کسی که اون رو میگیره»

«حماقت بیانتهای بشر همواره ما را وا می دارد به کسی یا چیزی وابسته شویم که بیشتر از هر چیز یا هر کس دیگر به ما آسیب میرساند»

«آدمهای بزرگ، عددها را خیلی دوست دارند.»

«اگر ساعت چهار بعدازظهر بیایی، من از ساعت سه شروع به خوشحال شدن میکنم.»

«در وجود ما چیزی وجود دارد که اسمی برایش نیست و ما همان هستیم»
نویسندههای دنبالشده
کسی رو دنبال نکرده.




