خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه نظرهای Ladymarginalia

۱۲ نظر ثبت‌شده

جلد کتاب دزیره 1
دزیره 1

آن ماری سلینکو

★★★★

کتاب در بستر یکی از مهم ترین پیچ های تاریخی فرانسه روایت میشه. تنها موردی که خیلی منو اذیت میکرد انتخاب ها و تصمیمات خود دزیره بود.

جلد کتاب برباد رفته
برباد رفته

مارگارت میچل

★★★★★

مارگارت میچل شخصیت‌هایی ساخته که نه کاملاً دوست‌داشتنی‌اند و نه کاملاً قابل‌سرزنش؛ آدم‌هایی خاکستری، سرسخت و واقعی.

جلد کتاب بینوایان
بینوایان

ویکتور هوگو

★★★★★

شاید بتوان بینوایان را یکی از عظیم‌ترین آثار تاریخ ادبیات دانست؛ اثری که ویکتور هوگو نزدیک به هفده سال از زندگی‌اش را، با وقفه‌ای طولانی میان دو دوره‌ی نگارش، صرف خلق و پرورش آن کرد. داستانی از رنج، عشق، بی‌عدالتی، تنهایی و در نهایت رستگاری. بینوایان تصویری از دردهایی است که در یک جامعه‌ی ناعادلانه بر انسان تحمیل می‌شود؛ جامعه‌ای که گاهی انسان را به خاطر گذشته‌اش قضاوت می‌کند و فرصت تغییر را از او می‌گیرد. اما در میان تمام این تاریکی‌ها، ژان والژان معنای دیگری به رنج می‌دهد. چند نفر می‌توانند مثل او از میان درد شکوفا شوند؟ آسیب ببینند اما آسیب نزنند؟ تحقیر شوند اما دیگری را تحقیر نکنند؟ شاید مهم‌ترین پیام بینوایان همین باشد: اینکه انسان، با وجود تمام زخم‌هایی که خورده، هنوز می‌تواند انتخاب کند ادامه‌دهنده‌ی رنج و تاریکی نباشد. و شاید ژان والژان، بیش از آنکه فقط یک شخصیت باشد، یادآور این حقیقت است که هیچ گذشته‌ای لزوماً سرنوشت انسان را تعیین نمی‌کند.

جلد کتاب مغازه ی خودکشی
مغازه ی خودکشی

ژان تولی

★★★★★

شاید یکی از مهم‌ترین حرف‌های کتاب همین باشد: زندگی نه سیاهی مطلق است و نه سفیدی مطلق. ممکن است شادی در کنار غم وجود داشته باشد، امید در کنار ناامیدی، و حتی کسی که به دیگران میل به زندگی می‌دهد، خودش روزی نتواند ادامه بدهد. برای من، «مغازه خودکشی» در نهایت کتابی درباره‌ی خودکشی نیست؛ کتابی درباره‌ی پیچیدگی زندگی است. درباره‌ی اینکه هیچ احساسی، هیچ آدمی و هیچ اتفاقی را نمی‌توان در یک بُعد خلاصه کرد. شاید آلن نیامده بود که برای همیشه تاریکی را از بین ببرد؛ آمده بود تا نشان بدهد غیر از تاریکی، امکان دیگری هم وجود دارد. زندگی خاکستری است؛ مجموعه‌ای از شادی و اندوه، امید و ناامیدی، آمدن و رفتن. هیچ‌کدام دیگری را به‌طور کامل حذف نمی‌کند. به همین دلیل است که با وجود پایان تلخ کتاب، من نمی‌توانم آن را یک پایان شکست‌خورده ببینم. آلن شکست نخورد؛ چون زندگی هیچ‌گاه یک مسیر یک‌بعدی نیست.

جلد کتاب تکه هایی از یک کل منسجم
تکه هایی از یک کل منسجم

پونه مقیمی

بدون امتیاز عددی

کتابیه که نمیشه دستت بگیری و یهو به خودت بیای و ببینی چندین صفحه رو خوندی… باید کم کم خونده باشه. اما اونقدری که باید یک کتاب پاییندم کنه جذبم نکرد و خیلی خیلی روند مطالعه این کتاب برام فرسایشی شده. تا جایی که خوندمش میتونم این نظر رو داشته باشم که تمامی مسائل کتاب برای اکثر ما پیش اومده. اما سؤال من اینه: آیا میشه تا این حد تک بعدی تمامی بحران هایی که در زندگی بوجود می‌آیند رو پیش پا افتاده دید و ساده انگاری کرد؟

جلد کتاب ناطور دشت
ناطور دشت

جی دی سلینجر، جی. دی. سلینجر، جروم دیوید سلینجر

★★★★★

ناطور دشت بیشتر شبیه پرتره‌ای از یک ذهن ناآرام است تا یک رمان پرحادثه. اگر با انتظار داستانی پرکشش سراغش برویم، احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود؛ اما اگر آن را مطالعه‌ای روی ذهن یک نوجوان در آستانه‌ی فروپاشی ببینیم، می‌تواند تجربه‌ای قابل تأمل باشد.

جلد کتاب کتابخانه نیمه شب
کتابخانه نیمه شب

مت هیگ

★★★★

کتابخانه نیمه‌شب از آن دست رمان‌هایی است که هرچه بیشتر در مسیر داستانش پیش می‌رویم، بیشتر با این آرزو مواجه می‌شویم که کاش چنین فرصتی در زندگی واقعی هم نصیبمان می‌شد؛ فرصتی برای دیدن زندگی‌هایی که می‌توانستیم داشته باشیم، اگر فقط یک‌بار، در یک نقطه، انتخاب دیگری می‌کردیم. انسان، به‌واسطه‌ی کمال‌گرایی و میل همیشگی‌اش به «بهتر»، اغلب از آنچه دارد رضایت کامل ندارد و مدام انتخاب‌های گذشته‌اش را زیر سؤال می‌برد. با خود فکر می‌کند اگر آن روز «بله» گفته بود، اگر «نه» گفته بود، اگر مسیر دیگری را انتخاب کرده بود، شاید امروز آدم دیگری با زندگی دیگری بود. و چه وسوسه‌انگیز است اگر بتوانیم تمام آن «اگر»ها را ببینیم؛ زندگی‌هایی که تنها با یک تصمیم متفاوت می‌توانستند به شکل دیگری رقم بخورند. نورا در کتابخانه، دقیقاً با همین فرصت روبه‌رو می‌شود. او می‌تواند پا به زندگی‌هایی بگذارد که در دنیای واقعی هرگز تجربه‌شان نکرده؛ زندگی‌هایی که زمانی تصور می‌کردند شاید همان زندگیِ کامل و بی‌نقصی باشند که همیشه در جست‌وجویش بوده است. اما چیزی که برای من در این میان بیش از همه قابل تأمل بود، این است که حتی در زندگی‌هایی که نورا انتخاب نکرده بود نیز احساس نقصان از بین نمی‌رود. شاید چون تمام آنچه بر زندگی ما می‌گذرد، حاصل انتخاب‌های خودمان نیست. بخشی از زندگی، انتخاب ماست؛ اما بخشی دیگر جبر است، تصادف است، شرایط است و مهم‌تر از همه، انتخاب آدم‌های دیگری که در زندگی ما حضور دارند. ما دوست داریم تصور کنیم با تصمیم‌های درست می‌توانیم کنترل زندگی‌مان را به بهترین شکل ممکن در دست بگیریم؛ اما حقیقت این است که ما تنها یکی از بازیگران صحنه‌ایم. طبیعت هم ساز خودش را می‌زند، اتفاقات پیش‌بینی‌نشده از راه می‌رسند و آدم‌های دیگر نیز درست مثل ما حق انتخاب دارند؛ انتخاب‌هایی که گاهی درست‌اند و گاهی اشتباه، گاهی به نفع ما تمام می‌شوند و گاهی مسیر زندگی‌مان را تغییر می‌دهند. شاید به همین دلیل است که هیچ زندگی‌ای نمی‌تواند تماماً بی‌نقص باشد. کتابخانه نیمه‌شب برای من بیش از آنکه داستانی درباره‌ی زندگی‌های ممکن باشد، داستانی درباره‌ی پذیرش زندگیِ ممکنِ خودمان بود؛ درباره‌ی اینکه شاید مسئله همیشه این نباشد که «کدام زندگی بهتر بود؟»، بلکه این باشد که چگونه می‌توانیم همین زندگی را زندگی کنیم، با تمام انتخاب‌های درست و نادرستش، با تمام چیزهایی که از دست داده‌ایم و تمام چیزهایی که هنوز فرصت ساختنشان را داریم. بیش از این اگر توضیح بدهم، شاید لذت کشف داستانی را از شما بگیرم که قرار است آرام‌آرام و به شکلی شگفت‌انگیز درونتان بنشیند. پس خودتان وارد دنیای ماورایی نورا شوید؛ شاید در میان قفسه‌های آن کتابخانه، فقط زندگی‌های دیگری را نبینید، بلکه برای لحظه‌ای به زندگی خودتان از بیرون نگاه کنید و بفهمید که حتی اکنون نیز، با انتخابی که امروز می‌کنید، در حال ساختن یکی از هزاران زندگیِ ممکنِ فردای خود هستید.

جلد کتاب شب های روشن
شب های روشن

فئودور داستایفسکی، فیودور داستایوسکی، فئودور داستایوسکی

★★★★

چیزی که درباره‌ی شب‌های روشن هنوز نمی‌توانم کاملاً توضیح بدهم، احساسی است که بعد از تمام کردنش در من باقی ماند. کتاب به شکلی عجیب به دلم نشست. وقتی به آن فکر می‌کنم، بدون اینکه دقیقاً بدانم چرا، انگار موجی درونم به خروش می‌آید. شاید نتوان تأثیر بعضی کتاب ها را با تحلیل ادبیاتی توضیح داد؛ بعضی آثار بیشتر از آنکه در ذهن بمانند، در جایی عمیق‌تر از آدم می‌نشینند.

جلد کتاب دن کیشوت
دن کیشوت

میگل سروانتس، میگوئل دو سروانتس

★★★★★

من این کتاب رو با ترجمه آقای ذبیح الله منصوری خواندم. «دون کیشوت» برای من بیشتر یک تجربه سرگرم‌کننده بود تا اثری که نگاه مرا تغییر دهد. طنز کتاب در بخش‌هایی واقعاً شیرین و لذت‌بخش بود و همراهی دون کیشوت و سانچو پانزا لحظات جذابی ایجاد می‌کرد. با این حال، ساختار اپیزودیک و طولانی داستان باعث شد ارتباط عمیقی با آن پیدا نکنم و تمام کردنش برایم بیشتر شبیه انجام یک تعهد بود تا ادامه دادن یک لذت.

جلد کتاب نورثنگر ابی
نورثنگر ابی

جین آستین

★★★★

«نورثنگر ابی» برای من بیش از آنکه یک رمان عاشقانه پیچیده باشد، تجربه‌ای شیرین و آرامش‌بخش بود؛ شبیه بازگشت به حال‌وهوای رمان‌هایی که در سال‌های نوجوانی می‌خواندم. این کتاب برخلاف بسیاری از آثار کلاسیک، کشمکش سنگین و پیچیدگی‌های فراوان ایجاد نمی‌کند و شاید همین ویژگی آن را به یک استراحت فکری میان داستان‌های پرتنش‌تر تبدیل می‌کند. کاترین مورلند را نمی‌توان صرفاً دختری ساده‌لوح دانست. اگر او را در بستر اجتماعی و تاریخی زمانه‌اش ببینیم، با دختری روبه‌رو هستیم که تجربه چندانی از جهان بیرون ندارد و تازه در حال شناختن جامعه‌ای است که قواعد و ظرافت‌هایش را نمی‌شناسد. اشتباهات او بیشتر از جنس بی‌تجربگی است تا نادانی. ورود هنری تیلنی تقریباً از همان ابتدا مسیر عاطفی داستان را قابل حدس می‌کند. هرچند حضور شخصیت‌هایی مانند جان تورپ یا فردریک تیلنی برای مدتی امکان ایجاد تردید را به وجود می‌آورد، اما این تردیدها خیلی زود برطرف می‌شوند و داستان بدون غافلگیری جدی به مسیر اصلی خود بازمی‌گردد. ژنرال تیلنی نیز برای من از جذاب‌ترین شخصیت‌های آستن نبود و بخش‌های پایانی، به‌خصوص در جمع‌بندی داستان، کمی شتاب‌زده به نظر می‌رسید؛ گویی نویسنده قصد داشته مسیر داستان را سریع‌تر به پایان برساند. با این حال، ارزش اصلی «نورثنگر ابی» برای من نه در پیچیدگی داستان، بلکه در جهانی است که جین آستن می‌سازد: انگلستان قرن هجدهم، عمارت‌ها، مهمانی‌ها، رقص‌ها، لباس‌ها و روابط اجتماعی ظریف آن دوران. آستن جهانی خلق می‌کند که حتی در ساده‌ترین داستان‌هایش نیز برای خواننده جذاب و دوست‌داشتنی است. این رمان را شاید در رده بالاترین آثار آستن قرار ندهم و همچنان «غرور و تعصب» را اثری پخته‌تر و کامل‌تر بدانم، اما «نورثنگر ابی» برای من تجربه‌ای شیرین و دوست‌داشتنی بود؛ کتابی که شاید بزرگ‌ترین اثر نویسنده نباشد، اما جهانی دارد که می‌توان با علاقه به آن بازگشت.

جلد کتاب سنگ کاغذ قیچی
سنگ کاغذ قیچی

آلیس فینی

★★★★

یک رمان رازآلود با فضاسازی فوق العاده که در صفحات پایانی غافگیرتون میکنه. جوری که تا چند دقیقه از شوک بیرون نمیاید

جلد کتاب مرگ ایوان ایلیچ
مرگ ایوان ایلیچ

لئو تولستوی، لیو تالستوی، لیف تالستوی

★★★★★

من فکر می‌کنم مرگ ایوان ایلیچ را نباید با معیار «داستان خوب» سنجید، بلکه باید با معیار «پرسش خوب» سنجید. این کتاب بیش از آنکه روایت یک زندگی باشد، روایت یک بیداری است؛ بیداری‌ای که متأسفانه خیلی دیر اتفاق می‌افتد. اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، ساختار روایت بود. تولستوی کتاب را از مرگ ایوان آغاز می‌کند. قبل از اینکه خود ایوان را بشناسیم، واکنش دیگران را به مرگش می‌بینیم. همکارانی که بیشتر به فکر ترفیع هستند تا سوگواری، و خانواده‌ای که خیلی زود درگیر مسائل روزمره می‌شوند. به نظرم این آغاز اتفاقی نیست؛ نویسنده از همان ابتدا می‌خواهد به خواننده بگوید که دنیا بعد از مرگ هیچ‌کس متوقف نمی‌شود. اما سؤال مهم‌تر این است که اگر دنیا به راه خودش ادامه می‌دهد، پس انسان باید زندگی‌اش را بر چه اساسی بنا کند؟