خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های Matina

۴ جمله ثبت‌شده

Matina

@matina · ۸ مهر ۱۴۰۵

جمله‌ای از «سووشون»

«کاش دنیا دست زنها بود،زنها که زاییده اند یعنی خلق کردند و قدر مخلوق خودشان را میدانند .قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچکاری نتوانستن را . مرد ها چون عملا هیچوقت خالق نبوده اند انقدر خود را به اب و اتش میزنند تا چیزی بیافرینند.اگر دنیا دست زنها بود جنگ کجا بود؟»

Matina

@matina · ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «قهوه ی سرد آقای نویسنده»

«بهم گفت : تاحالا شکار رفتی؟ گفتم "نه" گفت: من قبلا میرفتم ، ولی دیگه نمیرم.. اخرین باری که شکار رفتم ، شکار گوزن بود. خیلی گشتم تا ی گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم ، درست زدم به پاش. وقتی رسیدم بالا سرش هنوز جون داشت. نفس میکشید و با چشماش التماس میکرد... زیباییش گیجم کرده بود ، حس کردم که میتونه دوست خوبی واسم باشه. میتونستم ی جای دنج واسش درست کنم. ولی یکم که فکر کردم ٬فهمیدم' که اینجوری اون گوزن واسه همیشه لنگ میزنه و هروقت که منو ببینه یاد اون بلایی که سرش اوردم میوفته. از نگاهش فهمیدم بزرگ ترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم. بعدش گفت: تو هیچ وقت نمیتونی با کسی که بد جور زخمیش کردی دوست باشی.»