جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
میزبان حلقه
bronzeاولین حلقه کتابخوانی خودت رو ساختی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
حلقههای کتابخوانی
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابهای خواندهشده

لطفا گوسفند نباشید
نویسنده نامشخص

قدرت سکوت
سوزان کین

سووشون
سیمین دانشور

قهوه ی سرد آقای نویسنده
روزبه معین

تمساح
فئودور داستایفسکی

شرمنده نباش دختر
ریچل هالیس

هنر ظریف بی خیال بودن
مارک مانسون

کیمیاگر
پائولو کوئیلو، پائولو کوییلو، پائولو کوئلیو

پدر پولدار پدر بی پول
رابرت کیوکاسی، رابرت تی کی یوساکی

اثر مرکب
دارن هاردی

شب های روشن
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایوسکی، فئودور داستایوسکی
آخرین نظرها و امتیازها
آخرین جملهها

«کاش دنیا دست زنها بود،زنها که زاییده اند یعنی خلق کردند و قدر مخلوق خودشان را میدانند .قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچکاری نتوانستن را . مرد ها چون عملا هیچوقت خالق نبوده اند انقدر خود را به اب و اتش میزنند تا چیزی بیافرینند.اگر دنیا دست زنها بود جنگ کجا بود؟»

«من از بیگانگان هرگز ننالم...که هرچه کرد با من اشنا کرد»

«"از دست دادن چیزی که قبلاً داشتی سخت تر از چیزیه که هیچ وقت نداشتی"»

«بهم گفت : تاحالا شکار رفتی؟ گفتم "نه" گفت: من قبلا میرفتم ، ولی دیگه نمیرم.. اخرین باری که شکار رفتم ، شکار گوزن بود. خیلی گشتم تا ی گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم ، درست زدم به پاش. وقتی رسیدم بالا سرش هنوز جون داشت. نفس میکشید و با چشماش التماس میکرد... زیباییش گیجم کرده بود ، حس کردم که میتونه دوست خوبی واسم باشه. میتونستم ی جای دنج واسش درست کنم. ولی یکم که فکر کردم ٬فهمیدم' که اینجوری اون گوزن واسه همیشه لنگ میزنه و هروقت که منو ببینه یاد اون بلایی که سرش اوردم میوفته. از نگاهش فهمیدم بزرگ ترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم. بعدش گفت: تو هیچ وقت نمیتونی با کسی که بد جور زخمیش کردی دوست باشی.»



