«هرگز نخواهم که در جهانی عاری از رنج باشم، زیرا در چنین جهانی هیچ درک و شفقتی هم وجود نخواهد داشت.»
همه جملههای ثنا
۶ جمله ثبتشده
«مسئله این است که، به جز عشق ورزیدن، باید کشتن را هم بلد باشی.»
«سعی کن بفهمی. وقتی مهلت کسی دارد تمام میشود، جلویش را نگیر. نمیتوانی چیزی بهش بدهی که جای زندگی را برایش بگیرد.»
«به آخر خط رسیده بود. فکر میکنی چرا هیچوقت آه و نالهاش تمامی نداشت؟اگر نشود به کسی کمک کرد، پس خودش کمک نمیخواهد.»
«ناگهان اشتیاق عجیبی احساس کرد که همه چیز را همینجا رها کند و خود به همانجایی برود که آمده بود، و برود به جایی، هر چه دورتر بهتر، جایی دورافتاده و فورا برود، بی خداحافظی با کسی. احساس میکرد که اگر، ولو چند روز دیگر، آنجا بماند به داخل این دنیا کشیده میشود و بیبازگشت. و از این به بعد جز همین دنیا نصیبی نخواهد داشت.»
«مگر نه اینکه هرکاری که میکنیم ذیل جنایت در نظر گرفته میشود. کور باید باشی که این حقیقت را نبینی.»
