خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه جمله‌های ثنا

۶ جمله ثبت‌شده

ثنا

@sana_saberi · ۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «نیلوفر و مرداب»

«هرگز نخواهم که در جهانی عاری از رنج باشم، زیرا در چنین جهانی هیچ درک و شفقتی هم وجود نخواهد داشت.»

ثنا

@sana_saberi · ۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «در»

«مسئله این است که، به جز عشق ورزیدن، باید کشتن را هم بلد باشی.»

ثنا

@sana_saberi · ۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «در»

«سعی کن بفهمی. وقتی مهلت کسی دارد تمام می‌شود، جلویش را نگیر. نمی‌توانی چیزی بهش بدهی که جای زندگی را برایش بگیرد.»

ثنا

@sana_saberi · ۳ شهریور ۱۴۰۵

جمله‌ای از «در»

«به آخر خط رسیده بود. فکر میکنی چرا هیچوقت آه و ناله‌اش تمامی نداشت؟اگر نشود به کسی کمک کرد، پس خودش کمک نمی‌خواهد‌.»

ثنا

@sana_saberi · ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «ابله»

«ناگهان اشتیاق عجیبی احساس کرد که همه‌ چیز را همین‌جا رها کند و خود به همان‌جایی برود که آمده بود، و برود به جایی، هر چه دورتر بهتر، جایی دورافتاده و فورا برود، بی خداحافظی با کسی. احساس می‌کرد که اگر، ولو چند روز دیگر، آنجا بماند به داخل این دنیا کشیده می‌شود و بی‌بازگشت. و از این به بعد جز همین دنیا نصیبی نخواهد داشت.»

ثنا

@sana_saberi · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

جمله‌ای از «تنگنا»

«مگر نه اینکه هرکاری که می‌کنیم ذیل جنایت در نظر گرفته می‌شود. کور باید باشی که این حقیقت را نبینی.»