خانه کتاب بی
2

ثنا

@sana_saberi

کتاب‌خوان فعال

جایگاه کاربر در کتاب بی

سطح فعلی
سطح 2 · کتاب‌خوان فعال
2
216 امتیازتا سطح بعدی: 784
نشان‌های تازه
✍️منتقد تازه‌کارشروع جدی
8
نظرها
6
جمله‌ها
0
حلقه‌ها
216
امتیاز
2
سطح
2
نشان‌ها

نشان‌ها و افتخارها

✍️

منتقد تازه‌کار

bronze

۳ نظر برای کتاب‌ها نوشتی.

شروع جدی

bronze

به ۱۰۰ امتیاز رسیدی.

حلقه‌های کتاب‌خوانی

هنوز عضو حلقه‌ای نیست.

در حال بارگذاری آمار مطالعه...

لیست مطالعه

کتاب‌های خوانده‌شده

آخرین نظرها و امتیازها

جلد کتاب من، شماره سه
من، شماره سه
★★★★

یک دادم چون صفر نمیشد داد. کلافه‌کننده، یکنواخت و عذاب‌آور است که تمام کردنش واقعا حوصله می‌خواهد. بزرگ‌ترین ضعف کتاب به ناآگاهی نویسنده از فضای بیمارستان روانی برمی‌گردد. داستانی پر از کلیشه‌های سطحی که مشخص است نویسنده نه آن را حس کرده و نه حتی درکش کرده است. روایت تا نیمه‌های داستان گنگ و بی‌سر و ته پیش می‌رود و در نیمه دوم هم با هیچ اتفاق خاص یا غافلگیری جالبی این کمبود را جبران نمی‌کند، بلکه فقط یک روند کند، تکراری و پیش‌بینی‌پذیر را ادامه می‌دهد. مرز مبهم وهم و واقعیت هم به‌جای اینکه جذاب باشد، بیشتر ضعف پردازش داستان را پشت خودش پنهان کرده است. بخش پایانی شاید کمی نسبت به بقیه متن بهتر باشد، اما فقط به این دلیل که سطح توقع مخاطب تا حد ممکن پایین آمده است. در نهایت، ابتدا و انتهای کتاب هیچ تفاوتی در سیر داستان یا نگرش خواننده ایجاد نمی‌کند و اثر رسماً تجربه‌ای ضعیف است که تنها فایده‌اش، درک بهتر صفات یک رمان واقعا بد است.

جلد کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی
راهنمای مردن با گیاهان دارویی
★★★★

این رمان کتابی سردرگم و کلافه‌کننده است. بزرگ‌ترین مشکل کتاب روایت بی‌دروپیکر آن است که در آن تشخیص واقعیت از توهم بسیار دشواره سبکی که چه آگاهانه انتخاب شده باشد و چه ناشی از عدم توانایی نویسنده در سازمان‌دهی ذهن، در نهایت فقط روی اعصاب مخاطب می‌رود. استفاده از مفاهیم گیاه‌شناسی و آناتومی هم نتوانسته ضعف روایی داستان را بپوشاند. با اینکه شاید چند جای معدود کتاب بد نباشد، اما گیج‌کنندگی بی‌مورد و آشفتگی متن باعث شده در مجموع کتابی ضعیف، و کاملاً ناراضی‌کننده باشد که هیچ ارزش خاصی برای خواننده ندارد.

جلد کتاب نیلوفر و مرداب
نیلوفر و مرداب
★★★★★

کتاب نیلوفر و مرداب تیک نات هان پیام ساده‌ای دارد: برای شاد بودن نیازی به شرایط عجیب و غریب نیست. کافی است گذشته و آینده رو رها کنیم، در زمان حال حضور داشته باشیم و حتی ساده‌ترین کارهای روزمره مثل نفس کشیدن و راه رفتن را آگاهانه انجام دهیم. کتاب یادآوری می‌کند که خیلی از رنج‌های ما حاصل بزرگ‌نمایی ذهن هستند و با اینکه بخشی از آن‌ها ریشه در گذشته یا محیط دارند، دگرگون‌کردنشان با خود ماست. روندی که از مسیر کمک به دیگران و پذیرش کمک از آن‌ها می‌گذرد. با این حال، کتاب به دلیل قالب خودیاری و ذهن‌آگاهی‌اش، پاسخگوی انتظارات زیادتری نیست و صرفاً یک ایده اولیه را در طول صفحات مختلف تکرار می‌کند و چیز جدیدی برای ارائه ندارد. برای مخاطبی که به تحلیل‌های عمیق و جذابیت‌های ادبی عادت دارد، این‌گونه نسخه‌پیچی‌های خطی و ساده‌انگارانه خیلی زود تکراری می‌شوند و حس کم‌مایه‌بودن منتقل می‌کنند.

جلد کتاب در
در
★★★★★

کتاب «در» اثر ماگدا سابو، داستان رابطه پرفرازونشیب یک خانم نویسنده روشنفکر و پیرزن سرایداری به نام «امنس» در مجارستان پس از جنگ است. زنی مرموز و خودرای که هیچ‌کس را به حریم خانه پشت «در» بسته‌اش راه نمی‌دهد. متاسفانه این کتاب اثر سنگین، زیادی کش‌دار و یکنواختی است. نویسنده سعی کرده در قالبی روان‌شناختی، امنس را به عنوان نماد طبقه کارگر، شرافت، و انسانی آسیب‌دیده از جنگ، فقر و تراژدی‌های تاریخی به ما بشناساند، اما به دلیل رفتارهای سمی، خشن، کنترل‌گر و تحکم‌آمیز او، مخاطب به جای همزادپنداری و دوست داشتن، بیشتر از او فاصله می‌گیرد و دچار حس فرسایش ذهنی می‌شود. عشق و وابستگی عمیق میان این دو زن اصلاً قابل‌درک نیست و نویسنده نتوانسته عمق آن را منتقل کند، چرا که این رابطه در اصل منطقی ندارد و بیشتر یک وابستگی روانی ناسالم و پر از سوءتفاهم است. از طرفی، وابستگی شدید داستان به فرهنگ و تاریخ مجارستان آن را برای مخاطب غیربومی گنگ و مبهم کرده است. در مجموع این اثر با وجود ارزش فنی، از نظر جذابیت داستانی جذب‌کننده نیست.

جلد کتاب تنگنا
تنگنا
★★★★★

من آندره‌یف را پیش‌تر با خندهٔ سرخ شناخته بودم و تنگنا دومین مواجهه‌ام با او بود؛ و چه تجربه عجیبی. روایت ذهن بیماری که حتی بیماری خودش را باور ندارد و گمان می‌کند با زیرکی در حال تمارض است تا از مجازات بگریزد. چیزی که بیش از همه برایم جذاب بود، هنرمندی آندره‌یف در به تصویر کشیدن کشمکش‌های روانی و پیچیدگی‌های ذهن انسان بود؛ اینکه چطور قدم‌به‌قدم ما را وارد ذهن آشفته قاتل می‌کند، بدون آنکه مرز میان عقل و جنون، واقعیت و توهم را برایمان روشن نگه دارد. آن‌قدر با ذهن او همراه می‌شویم که خودمان هم مدام در تشخیص حقیقت دچار تردید می‌شویم. شاید هولناک‌ترین بخش داستان همین باشد: آدمی که دیگر نمی‌تواند به ذهن خودش اعتماد کند، اما هنوز تصور می‌کند کاملا بر آن مسلط است.

جلد کتاب شیطان
شیطان
★★★★★

شیطان برای من بیش از آنکه درباره یک وسوسه ساده باشد، درباره میل سرکشی‌ست که آرام‌آرام اختیار انسان را از او می‌گیرد. یوگنی در ابتدا گمان می‌کند می‌تواند میان زندگی عقلانی و میل خودش مرزی روشن بکشد اما هرچه بیشتر می‌کوشد آن میل را سرکوب کند، بیشتر در آن فرو می‌رود. انگار چیزی که قرار بود تنها یک لغزش باشد، کم‌کم به نیرویی بدل می‌شود که تمام ذهن و زندگی او را تسخیر می‌کند. تراژدی یوگنی همین‌جاست، او به جای آنکه با حقیقت درون خودش روبه‌رو شود، آن را به چیزی بیرونی و شیطانی نسبت می‌دهد. در نهایت، شیطان شاید نه موجودی بیرون از انسان، بلکه همان میلی باشد که انسان حاضر نیست مسئولیت وجودش را بپذیرد. میلی که یک‌بار به آن مجال می‌دهی و بعد، دیگر نمی‌دانی صاحب آنی یا اسیرش.

آخرین جمله‌ها

جلد کتاب نیلوفر و مرداب
نیلوفر و مرداب

«هرگز نخواهم که در جهانی عاری از رنج باشم، زیرا در چنین جهانی هیچ درک و شفقتی هم وجود نخواهد داشت.»

جلد کتاب در
در

«مسئله این است که، به جز عشق ورزیدن، باید کشتن را هم بلد باشی.»

جلد کتاب در
در

«سعی کن بفهمی. وقتی مهلت کسی دارد تمام می‌شود، جلویش را نگیر. نمی‌توانی چیزی بهش بدهی که جای زندگی را برایش بگیرد.»

جلد کتاب در
در

«به آخر خط رسیده بود. فکر میکنی چرا هیچوقت آه و ناله‌اش تمامی نداشت؟اگر نشود به کسی کمک کرد، پس خودش کمک نمی‌خواهد‌.»

جلد کتاب ابله
ابله

«ناگهان اشتیاق عجیبی احساس کرد که همه‌ چیز را همین‌جا رها کند و خود به همان‌جایی برود که آمده بود، و برود به جایی، هر چه دورتر بهتر، جایی دورافتاده و فورا برود، بی خداحافظی با کسی. احساس می‌کرد که اگر، ولو چند روز دیگر، آنجا بماند به داخل این دنیا کشیده می‌شود و بی‌بازگشت. و از این به بعد جز همین دنیا نصیبی نخواهد داشت.»

جلد کتاب تنگنا
تنگنا

«مگر نه اینکه هرکاری که می‌کنیم ذیل جنایت در نظر گرفته می‌شود. کور باید باشی که این حقیقت را نبینی.»

نویسنده‌های دنبال‌شده