Maral's Notes
✓@maral
An Archive of Thoughts/Notes/Critics/Reviews
اینجا میخوام از کتابهایی بنویسم که دوسشون داشتم، باهاشون دنیاها و نوع دیگه ای از دیدن رو تجربه کردم و گاهی هم دلم خواسته دربارشون با دیگران حرف بزنم. به نظرم بهترین کتاب ها باید برام سوال ایجاد کنن، من رو به کتاب های دیگه و به آگاهی های دیگه پیوند بزنن، ذهنم رو درگیر خودشون بکنن و درکنارش لذت خوندن رو بهم بدن...
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
کتابخوان جدی
silverبه ۷۰۰ امتیاز رسیدی.
میزبان حلقه
bronzeاولین حلقه کتابخوانی خودت رو ساختی.
منتقد جدی
silver۱۰ نظر برای کتابها نوشتی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
خواننده محبوب
bronze۱۰ نفر تو رو دنبال میکنن.
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
حلقههای کتابخوانی
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابهای خواندهشده

نیلوفر و مرداب: هنر دگرگون کردن رنج ها
تیچ نات هان

درباره رنج بشر
آرتور شوپنهاور

ادوار مانه و شیئیت نقاشی
میشل فوکو

این یک چپق نیست: با نقاشی هایی از رنه مگریت
میشل فوکو

زمانی که یک اثر هنری بودم
اریک امانوئل اشمیت

مستاجر
فریدا مک فادن، رولان توپور

پیش نویس های زندگی در تحلیل رفتار متقابل
کلود استینر

اثر مرکب: آهسته و پیوسته موفقیت تان را چندین برابر کنید
دارن هاردی

روزهای خوش
ساموئل بکت

اسطوره، امروز
رولان بارت

ای کاش وقتی 20 ساله بودم می دانستم
تینا سیلیگ

دنیای سوفی
یوستین گوردر، یاستین گوردر

آدلف
بنژامن کنستان

کیمیاگر
پائولو کوئیلو، پائولو کوییلو، پائولو کوئلیو

دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل
هاروکی موراکامی

the forty rules of love: ملت عشق
الیف شافاک

اولین برف و داستان های دیگر
گی دوموپاسان

اضطراب وضعیت
آلن دو باتن

قدرت بی قدرتان
واتسلاف هاول

دورتادور دنیا 22: آنتیگون
ژان آنوی

مرگ یزدگرد: مجلس شاه کشی
بهرام بیضایی

معنای سفر: فلسفه ی زندگی در سفر
امیلی توماس

دیدن در تاریکی
ماریانا الساندری

روح پراگ
ایوان کلیما

دور دنیا در هشتاد روز
ژول ورن

دروغ های کوچک بزرگ
لیان موریارتی

نقشه و قلمرو
میشل ولبک

من منم
حامد محمدحسینی

دوستش داشتم
آنا گاوالدا

جزء از کل
استیو تولتز

منگی
ژوئل اگلوف

باغ آلبالو
آنتون چخوف، آنتوان پاولوویچ چخوف، میرعلی اکبری

چشمهایش
بزرگ علوی

سرگذشت ندیمه
مارگارت آتوود

دختر پرتقالی
یوستین گوردر

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم
پائولو کوئیلو

در انتظار گودو
ساموئل بکت

هنر همچون درمان
جان آرمسترانگ، آلن دوباتن

کوری
ژوزه ساراماگو

زنده تر از زندگی
کریستین بوبن

نیمه تاریک وجود
دبی فورد

چهار میثاق
دون میگوئل روئیز

جستارهایی در باب عشق
آلن دوباتن

بار هستی
میلان کوندرا

شب های روشن
فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی، فیودور داستایوسکی

پیرمرد و دریا
ارنست همینگوی

مائده های زمینی و مائده های تازه
آندره ژید

میرا
کریستوفر فرانک

زندگی در پیش رو
رومن گاری

کالیگولا
آلبر کامو

خصم
امانوئل کارر

بیگانه
آلبر کامو

اسطوره سیزیف
آلبر کامو

شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

وقتی اثر هنری بودم
اریک امانوئل اشمیت
آخرین نظرها و امتیازها

"چگونه می توان در جایی زیست که مدام "شدن" و هرگز "نبودن" تنها شکل هستی است؟" عنوان اصلی کتاب درباره ی رنج هست ولی در اصل شامل مقالات مهمی از شوپنهاور در مورد موضوعات مختلفی مثل جاودانگی، بیهودگی هستی و رنج هست. خوندنش رو حتما پیشنهاد می کنم به جز قسمت "درباره ی زنان" که دیدگاه بسیار منفی شوپنهاور در این زمینه رو نشون میده بقیه ی قسمت ها جذاب و عمیقه.

نظم اجتماعی مدرن و رقابت دائمی سر جایگاه های اجتماعی باعث شده اظطرابی شدیدی رو این روزها تجربه کنیم. اضطراب مداومی ناشی از این که جایگاهمون از نظر دیگران چطور دیده میشه. آیا دیگران ما رو فردی بازنده یا موفق می دونند؟ ما حضور نگاه های دائمی افراد رو در تک تک مسائل و تصمیماتمون حس می کنیم و این نگاه رو درونی می کنیم. حتی زمانی که اون ها نیستند ما با عینک دیگران خودمون رو میبینیم و برامون مهمه آیا چیزهایی که داریم از نظر جامعه پذیرفته، مقبول و ارزشمند هست یا نه. تو این کتاب آلن دوباتن علاوه بر بررسی علت های این موضوع راهکار هم ارائه میده.

زمان داره ما رو می بلعه و ما هرروز بیشتر داریم فرو میریم ... اگه نگیم امروز روز خوشیه، باید بپذیریم روز بدیه، روزیه که داریم به مرگ نزدیک میشیم، برای همین از زبان، از گفتگو، از خیال استفاده می کینم به کارهای روزمره ی عادی چنگ می زنیم تا بگیم اینا خوشی ان . ولی در اصل داریم بین زبان و واقعیت زندگی شکاف ایجاد می کنیم، شکافی عمیق.

بازنویسی مدرن اسطوره ی یونان- ژآن آنوی، این اسطوره رو تبدیل به نماد مقاوت می کنه، کسی که جلوی دیگران می ایسته و سازش نمی کنه. حتی اگه هم بدونه در نهایت هیج تغییری در کل و اساس و ساختار پیش نیاد اون مقاومت می کنه چون خودش بودن مساویه با نه گفتن. همونطور که خودش میگه : «من برای این نیامدم که بگویم بله، من آمدم که بگویم نه.»

گودو/خدا/نجات دهنده/ مرگ/ امیدواهی یا همه ی چیزهایی که منتظرش هستیم تا روزی برسه و به خاطرش زنده میمونیم ولی هیچ وقت هم نمی رسه....

اگه نتیجه از دست بره بااز هم باید تلاش کرد؟ آره چون ارزش نسان به نتیجه ای نیست که می گیره بلکه به تلاشیه که میکنه. از این کتاب این رو یاد گرفتم.
آخرین جملهها

«تمام جهان قلمرو ماست. ممکن است فکر کنید که تنها در قبال رنج ها و شادی های خودتان مسئول هستید، اما شادی شما بر شادی های تمام جهان می افزاید و رنج شما رنج تمام جهان است.»

«همه چیز ناپایدار است. در زندگی هر کس در هر لحظه ممکن است رنجی پدید آید و ممکن است در هر آن هم بهخودی خود از بین برود.»

«هیچ قلمرویی نیست که در آن تنها شادی باشد و بس، بی هیچ رنجی.»

«اگر رنجی هست "رنج جمعی" است و اگر شادی ای هم هست، "شادی جمعی" خواهد بود.»

«اساس کامل هستی ما گذرا بودن حال است. پس این در سرشت ما است که مدام تلاش کنیم و هیچ امکانی برای دستیابی به "بقیه"ای که همواره برای آن می کوشیم نداشته باشیم. ما همانند کسی هستیم که در سراشیبی می دود و کنترل پاهای خود را ندارد فقط باید بدود و اگر بایستد، بی تردید سقوط خواهد کرد.»

«ما دیگر اعتقاد نداریم افراد فقیر یا شکست خورده «بدشانس» هستند در عوض باور داریم آن ها «بازنده» هستند.»
نویسندههای دنبالشده






































