اسب سیاه: رسیدن به موفقیت و کامیابی از مسیری کاملا متفاوت از آنچه همه به به ما می گویند
معرفی کتاب اسب سیاه: رسیدن به موفقیت و کامیابی از مسیری کاملا متفاوت از آنچه همه به به ما می گویند
«اسب سیاه» تاد رز کتابی درباره موفقیت است، اما نه از آن جنس موفقیتی که معمولاً با نسخههای آماده و مسیرهای یکسان تعریف میشود. نویسنده با نگاهی انتقادی به ایدههای رایج درباره پیشرفت، نشان میدهد که مسیرهای متفاوت، غیرخطی و شخصیسازیشده هم میتوانند به کامیابی برسند؛ مسیری که در آن استعداد، هویت و انتخابهای فردی نقش اصلی را دارند. در این کتاب، تمرکز بر این است که چرا بسیاری از الگوهای موفقیتِ متداول برای همه جواب نمیدهند و چگونه بعضی آدمها دقیقاً از راههایی به نتیجه میرسند که در ظاهر غیرمنتظره یا حتی نامتعارفاند. لحن اثر تحلیلی و درعینحال انگیزهبخش است و خواننده را به بازنگری در تعریف خود از موفقیت، کار، استعداد و پیشرفت دعوت میکند. «اسب سیاه» برای کسانی مناسب است که از کتابهای تکراریِ موفقیت و بهرهوری خسته شدهاند و دنبال نگاهی تازهتر، انسانیتر و واقعبینانهتر به رشد فردی هستند. این کتاب بیشتر از آنکه نسخه بدهد، پرسش درست مطرح میکند و کمک میکند درباره مسیر شخصی زندگی و کار، دقیقتر فکر کنیم.
مشخصات این نسخه
جملههای ماندگار
نقلقولهای اسب سیاه: رسیدن به موفقیت و کامیابی از مسیری کاملا متفاوت از آنچه همه به به ما می گویند
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب اسب سیاه: رسیدن به موفقیت و کامیابی از مسیری کاملا متفاوت از آنچه همه به به ما می گویند
۱۴۰۵/۵/۲۷
بهترین قسمت کتاب برای من همین ایدهی شخصیسازی موفقیته اینکه مدرسه، دانشگاه، شغل و حتی خانواده گاهی یه نسخهی تقریباً یکسان برای موفق شدن به همه میدن، در حالی که آدما واقعاً شبیه هم نیستن حرف مهمیه. داستان آدمایی که مسیرهای غیرمعمول رفتن هم کتاب رو جذاب میکنه و باعث میشه آدم به انتخابهای خودش فکر کنه. اما مشکل از جایی شروع میشه که کتاب میخواد این ایده رو بیش از حد گسترش بده و گاهی انگار فراموش میکنه که همهی آدمها امکان اینکه مسیر خودشونو بسازن ندارن. شرایط مالی، خانواده، جامعه، محل زندگی، شانس و محدودیتهای واقعی زندگی خیلی بیشتر از چیزی که کتاب نشون میده روی انتخابهای ما اثر میذاره. بعضی خوانندهها هم دقیقاً به همین نگاه آرمانگرایانه و کمبود راهکارهای عملی ایراد گرفتن از طرف دیگه، به نظرم کتاب کمی اورریتد شده؛ نه چون حرف بدی میزنه، چون حرف اصلیش رو میشد تو کتاب کوتاهتر و جمعوجورتر گفت. نیمهی اول که دربارهی آدمهای متفاوت و انگیزههای شخصیه برای من جذابتر از بخشهاییه که کتاب وارد بحث گستردهتر دربارهی سیستم آموزشی و استانداردسازی میشه؛ حتی تو بعضی نقدها هم همین تفاوت بین دو نیمه مطرح شده اگه مثل من دنبال یه کتاب خودیاری هستی احتمالاً ناامید میشی چون کتاب بیشتر طرز نگاهت به موفقیت رو تغییر میده تا اینکه ی برنامهی اجرایی بهت بده. در نهایت من اسب سیاه رو کتاب مفیدی میدونم، ولی شاهکار توسعه فردی اصلا ارزش اصلیش برای من این جملهی نانوشتهست که میگه: شاید مشکل از این نباشه که تو برای موفق شدن به اندازهی بقیه تلاش نکردی؛ شاید داری در بازیای تلاش میکنی که اصلاً بازی تو نیست. این ایده واقعاً ارزش فکر کردن داره. ولی کتاب گاهی زیادی به آدم القا میکنه که اگه فقط خودش رو پیدا کنه و مسیر مخصوص خودش رو بره، موفقیت هم دنبالش میاد و این قسمت به نظرم بیش از حد خوشبینانهست. ایده و نگاهش: ۸/۱۰، داستانها و مثالها: ۸/۱۰، کاربرد عملی: ۶/۱۰، واقعگرایی: ۶.۵/۱۰، میزان هایپ: حدود ۸/۱۰















