خانه کتاب بی

مجموعه اشعار شمس لنگرودی

نویسنده:شمس لنگرودی
هنوز امتیازی ثبت نشده
۲۴ بازدید

معرفی کتاب مجموعه اشعار شمس لنگرودی

«مجموعه اشعار شمس لنگرودی» تصویری گسترده از جهان شعری یکی از نام‌های مهم شعر معاصر ایران است؛ جهانی که در آن زبان ساده و موسیقی درونی کلمات، احساسات روزمره را به لایه‌های عمیق‌تری از تجربه انسانی می‌برد. این مجموعه برای خواننده‌ای که به شعر معاصر فارسی علاقه دارد، فرصتی است برای نزدیک شدن به لحظه‌هایی از تنهایی، عشق، تردید، خاطره و عبور زمان. شعرهای این مجموعه بیش از آن‌که بر روایت خطی تکیه کنند، بر حال‌وهوا، مکث، تصویر و تأمل استوارند. شمس لنگرودی معمولاً از زبان صمیمی و روشن بهره می‌گیرد، اما در پس این سادگی، نگاهی حساس و اندیشمند به زندگی دیده می‌شود؛ نگاهی که از دل تجربه‌های شخصی و جمعی، به حس‌های آشنا و مشترک می‌رسد. این کتاب برای کسانی که دوست دارند با شعر معاصر ایران بیشتر همراه شوند، انتخابی مناسب است؛ به‌ویژه اگر به نثری شاعرانه، فضای درونی و خوانشی آرام و تأملی علاقه داشته باشند. «مجموعه اشعار شمس لنگرودی» می‌تواند هم برای ورق‌زدن‌های پراکنده و هم برای خواندن پیوسته، تجربه‌ای ماندگار و صمیمی باشد.

مشخصات کتاب مجموعه اشعار شمس لنگرودی

صفحات
856
زبان
fa
نوع جلد
گالینگور
ISBN
-
چاپ اول
-

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره شمس لنگرودی

تصویر شمس لنگرودی

شمس لنگرودی

Shams Langeroodi

شمس لنگرودی از شاعران و نویسندگان شناخته‌شده معاصر ایران است که بیشتر با شعرهایش شناخته می‌شود. در آثار او زبان شخصی، نگاه اجتماعی و تجربه‌های روزمره در کنار هم دیده می‌شوند و در فضای شعر معاصر فارسی جایگاه ویژه‌ای دارد. او علاوه بر شعر، در زمینه‌های ادبی و فرهنگی نیز فعال بوده و برخی آثارش با لحن روایی و تأمل‌برانگیز نوشته شده‌اند. کتاب «می‌روم که به کنسرت برسم» نیز از آثار اوست که در همین مسیر ادبی قرار می‌گیرد.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های مجموعه اشعار شمس لنگرودی

افزودن جمله
هنوز جمله‌ای ثبت نشده؛ اولین جمله رو تو اضافه کن.

فعالیت خواننده‌ها

۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب مجموعه اشعار شمس لنگرودی

فرزانه

۱۴۰۵/۵/۲۸

کجاي جهان رفته اي ؟ نشان قدمهايت چون دان پرندگان همه سويي ريخته است . باز نمي گردي ، مي دانم و شعرچون گنجشک بخارآلودي بر بام زمستاني به پاره يخي بدل خواهد شد